هفت خوان امتحان
لینک کوتاه

امتحان یا به قول استادای پُزی کوییز ، نام واژه ایست ترسناک که آخر هر ترم برگزار می شه و آینده ی هر کسی رو رقم می زنه . وقتی ۷ سالم بود و رفتم کلاس اول ، سه بار در سال امتحان می دادیم ، یعنی ۳ ثلث بود ، که آخر هر ثلث ازمون امتحان می گرفتن و یه کارنامه که شبیه فاکتور خرید بود و با کاربن هم نوشته بودنش بهمون می دادن ! ولی از کلاس سوم به بعد امتحانامون ۲ ترمی شد و خیلی ذوق مرگ شدیم که از ۳ به ۲ امتحان در سال کم شده و آرزو می کردیم به زودی به ۱ و در انتها به ۰ برسه و کلن از شر امتحان راحت بشیم و همینجوری پله های ترقی رو طی کنیم ! ( که البته برآورده نشد نمی دونم چرا ؟! ) .

بچه های مدرسه ای امتحاناشون از اول خرداد شروع می شه و برای هر درسشونم یه زمان خاصی فاصله وجود داره که بخونن و برن امتحان بدن . ولی برای دانشجوها امتحانا قروقاطیه و ممکنه همه ی امتحاناشون تو یه روز باشه ! که البته بستگی به انتخاب واحد و اینا داره و حتا دیده شده برای بعضی ها بین هر امتحان یه هفته فاصله می افته ! امتحان دانشجوها از اواخر خرداد شروع می شه و تا وسطای تیر هم معمولن ادامه داره . یه دانشجو برای امتحان دادن و پاس کردن یه درس ۷ خوان رو باید طی کنه که می خوام به معرفی و بررسی اون ۷ خوان بپردازم :

خوان اول : ۲ هفته قبل از امتحانا

قبل از شروع شدن امتحانا ، همه در به در دنبال جزوه می گردن و جلوی کپی سنتر ( یا به قول فرهنگستان مرکز رونوشت ! ) کلی صف می شه و همه دعوا و داد و بیداد راه می ندازن که تند تند بتونن کپی بگیرن . اونایی که خوش خط باشن و جزوشون کامل باشه خیلی بد به حالشون می شه ! چون بس که جزوشون از تو دستگاه کپی رد می شه نازک می شه و خودش وقتی بخواد ورق بزنه باید خیلی دقت کنه که صفحه ها به دلیل نازکی پودر نشن !

خوان دوم : درس خوندن

وقتی جزوه ها آماده شد و کارت امتحان پرینت گرفته شد ، نوبت به درس خوندن می رسه که سخت ترین و کسل کننده ترین قسمت ماجراست . مخصوصن اگه جزوه ای که کپی کردیم با خط میخی نوشته شده باشه و نشه خوندش ، اونوقت هی باید صفحه رو دور و نزدیک کنیم تا بتونیم یه خطشو بخونیم . خیلی ها هم راه می افتن می رن تو کتابخونه ها و فرهنگسراها که اونجا درس بخونن ، ولی بعد از تحقیقاتی در میابیم که اونا می رن که یه چرت عصرگاهی در سکوت اونجا بزنن و برگردن !

خوان سوم : شب امتحان

وقتی که به شب امتحان نزدیکتر می شیم دلمون یه جوری می شه و هی استرس می گیریم که وای خدا حالا چی کار کنم و کلی خاک تو سرمون می ریزیم ! تا صبح می شینیم و می خونیم هی می زنیم تو سرمون . حتا گزارش هایی از طرف شاهدان مبنی بر خونریزی های مغزی بر اثر ضربات زیادی که به سر زده شده در این شب ها گزارش شده که جنتلمن نمی تواند آن ها را تایید و یا تکذیب کند ! خلاصه اینقدر می خونیم تا صبح شه و راه بیفتیم بریم سر جلسه …

خوان چهارم : سر جلسه

اول از همه بررسی می کنیم وضعیت مراقب چه جوریه ! یعنی آدم گیریه یا می شه تقلب کرد . با خیره شدن و آنالیز رفتاراش به نتابج خیلی خوبی دست پیدا می کنیم و اگه بفهمیم آدم باحالیه می ریم سراغ آنالیز بغل دستیامون و کلی رو مخشون کار می کنیم که بهمون برسونه . پس از آماده کردن این مقدمات آماده می شیم تا سوالا رو پخش کنن .

خوان پنجم : اوایل امتحان

برگه ها رو که دادن اول می ترسیم سوالا رو ببینیم و سریع اسممونو می نویسیم و بعدش یواشکی یه نگاه به سوالا می ندازیم . می شینیم هر چی بلدیم رو می نویسیم و یه جورایی برگه رو پر می کنیم و اونایی هم که بلد نیستیم رو جاشونو خالی می زاریم که در پایان طی عملیات گسترده ی تقلب پُرش کنیم .

خوان ششم : اواخر امتحان

وقتی به اواخر امتحان نزدیک می شیم پروژه ی تقلب رو شروع می کنیم . اول نگاهی به جزوه هایی که روی اعضا و جوارحمون نوشتیم می ندازیم و اگه تو اونا جواب سوالی رو پیدا کردیم می نویسیم و اگرم پیدا نکردیم وارد فاز ۲ و بغل دستی می شیم که خودتون همه ی راه های تقلب با بغل دستی رو می دونید و زیاد لازم به توضیح نیست !

خوان هفتم : نتیجه ی امتحان

وقتی می فهمیمی نتیجه ی امتحانا اومده خیلی استرس می گیریم که یعنی پاس شدیم یا نه ؟ و با ترس و وحشت سایت دانشگاه رو باز می کنیم . بعد که وارد کارنامه می شیم استرسمون بیشتر می شه و یواشکی نمره رو می بینیم . اگه پاس شده باشیم انگار یهو یه چیزی از رومون پَر کشید رفت رو آسمون و اگرم افتاده باشیم دو تا چیز دیگه انگار از رو آسمون می افته رومون و کلی ناراحت می شیم و وارد یه هفت خوان دیگه جهت اعتراض و اینا می شیم که در این مقال نمی گنجد !

پ.ن : الان که تو فصل امتحاناییم برا چی نشستین اینو خوندین ؟ مگه شما درس ندارین ؟! برین درستونو بخونین به جا اینکه اینو بخونین ! خلاصه امیدوارم همتون موفق باشین و تندتند درساتونو پاس کنین و نمره های خوب خوب بگیرین .

اگه خوشتون اومد این ها رو هم بخونید :
تاکتیک های نامه نگاری زیر برگه
دانشجویان نابغه
اول مهر
من و فاضل و کتاباش
وقتی خواهر یک دانشجو تصمیم می گیرد
نوشته بعدی
نوشته قبلی
به اشتراک بگذارید
وروره گیس گفت :
پنج شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۰ و ساعت ۴:۳۷ ق.ظ

البته من اهل تقلب نیستم !
خیلی باحال نوشته بودی . کلی خندیدم =))

پاسخ یه این نظر

وروره گیس گفت :
پنج شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۰ و ساعت ۶:۴۵ ب.ظ

راستی سیستم پیام‌نور خیلی فرق داره !
آدم موهاش سفید می‌شه تا درس رو پاس می‌کنه !

پاسخ یه این نظر

جواد در پاسخ گفت :
پنج شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۰ و ساعت ۹:۴۹ ب.ظ

چه جوریه مگه سیستمش ؟

پاسخ یه این نظر

Reza گفت :
جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۲ و ساعت ۱:۰۳ ق.ظ

اسمی بود ..
کلی خوشمان آمد.. 😐

پاسخ یه این نظر

نظر بدهید
  • نام: ضروری
  • ایمیل: ضروری
  • وبسایت:
  • پارسی را پاس بدارید و نظراتتان را با خط زیبای پارسی بنویسید. اگر صفحه کلید پارسی ندارید از بهنویس استفاده کنید.
    اگر می خواهید تصویرتان به صورت آواتار در کنار نظرتان نمایش داده شود از گراواتار استفاده کنید.
    ایمیلتون رو توی کادر زیر وارد کنید و عضو خبرنامه ی جنتلمن بشید تا همیشه آخرین مطالب رو توی ایمیلتون بخونید :
    اگه نمی خواید از طریق ایمیل جنتلمن رو دنبال کنید راه های دیگه ای هم برای اشتراک هست !
    آرشیو ماهانه
    برچسب ها
    لینک های خوشمزه
  • برو بچه ها بلاگر
  • دوستای مجازی
    تبلیغ
  • مطالبی که می نویسم آزاد هستند و انعکاس آن از هر طریقی مشکلی ندارد!
    Jentelman.com . Made With In IRAN . 2010- 2017