یکی بیاید مرا له کند

زمین چرک است

آسمان چروک دارد

و قلب آدم ها

دیگر با هیچ اُتویی

صاف و صوف نمی شود…

این شعر The End هست سروده ی فاضل ترکمن عزیز که قبلن هم کتاب هاش رو معرفی کرده بودم . کتاب جدیدش به اسم “یکی بیاید مرا له کند” رو مدتی قبل از خودش هدیه گرفتم و این روزها وقت پیدا کردم و نشستم و شعرهاش رو خوندم .

یکی بیاید مرا له کند

برعکس کتاب های قبلی فاضل که طنز بودند این کتاب شامل اشعار عاشقانه و جدی هستند. دید فاضل توی این اشعار رو خیلی دوست داشتم . به خیلی از مسایل از دیدی نگاه کرده که ما ساده از کنارش می گذریم .

این همه مورچه

توی همین سوراخ کوچک

جا شدن

تو یه نفر اما

توی قلب بزرگ من

جا نمی شی!

یکی بیاید مرا له کند توسط انتشارات مروارید منتشر شده و جهت خرید اینترنتیش می تونید به اینجا مراجعه کنید . همچنین اگر دوست داشتید می تونید صفحه ی فاضل ترکمن توی فیسبوک رو هم لایک کنید . و این هم شعر تکنولوژی از همین کتاب که بی ارتباط با رشته ی من نیست :

وقتی کامپیوتر خریدم

لپ تاپ به بازار آمد

وقتی لپ تاپ خریم

تبلت…

و این داستان همچنان ادامه دارد…

پ.ن: من همیشه هر چیز خوبی که ببینم، از کتاب گرفته تا یه فیلم یا نرم افزار یا انیمیشن و … سعی می کنم اونو توی وبلاگم معرفی کنم . شما هم اگه نویسنده یا شاعر هستید خوشحال می شم کتاب هاتون رو بهم معرفی کنید تا بخونم و توی وبلاگم دربارش بنویسم . اگر هم انیماتور، فیلم ساز ، برنامه نویس و … هم هستید تولیداتون رو حتمن برام بنویسید و مطمین باشید اگر ارزشمند باشن دربارش می نویسم .

به اشتراک بگذارید
موزیک ویدیویی بهتر بسازیم

این روزا هر کی یه آهنگ خونده ، دوست داره اونو موزیک ویدیو کنه و از هزار طریق پخشش کنه. بازار موزیک ویدیو هم که داغ بشه هر کسی که دوربین داشته باشه و یه خورده از تدوین سرش بشه دلش می خواد یه درآمدی هم از این طریق داشته باشه. توی سال های اخیر و همین بازار داغ موزیک ویدیوها، استعدادهای خوبی هم پیدا شدن و موزیک ویدیوهای خوب زیاد بودن ولی حرفه ای ها هم ممکنه یه سری نکات رو نادیده بگیرن و سوتی هایی تو موزیک ویدیوهاشون بدن ! من به خاطر علاقم به تکنیک های تدوین، موزیک ویدیوها رو بیشتر از دید تکنیکی نگاه می کنم تا آهنگ و داستان و چیزای دیگش . برای همین طی این مدت چیزهایی متوجه شدم که حتا کارگردانای حرفه ای هم توی موزیک ویدیوشون رعایت نمی کنن . می خوام یه سریشونو بنویسم تا خواننده ها و کارگردانا بیشتر دقت کنن.

البته می دونم ساخت موزیک ویدیو توی ایران گرفتاری های خاص خودشو داره، ولی این نکاتی هم که می گم نکات خیلی ریز هست که اگه رعایت بشه به کیفیت موزیک ویدیو کمک می کنه و به محدودیت های کارگردان ها خیلی ربط نداره .

به هیچ وجه از عینک آفتابی یا لباس های شفاف توی محیط بسته و یا روشن استفاده نکنید.

عینک آفتابی این روزا یه جور کلاس برای خواننده ها شده و بیشتر خواننده ها دوس دارن توی موزیک ویدیوشون عینک آفتابی بزنن ! اگه شیشه ی عینک خیلی تیره باشه و توی محیط روشن دارید موزیک ویدیو رو ضبط می کنید معمولن تصویر پشت صحنه توی شیشه عینک می افته و اگه بیننده خیلی ریزبین باشه می تونه پشت صحنه رو ببینه .

اگه خواستید از عینک آفتابی استفاده کنید از شیشه های روشنتر و توی محیط های کم نورتر استفاده کنید . البته الان با نرم افزارهایی مثل افترافکت می شه نور شیشه رو کم کرد و چیزی که توش افتاده رو محو کرد ولی معمولن وقتی از این تکنیک ها استفاده می شه شیشه عینک خیلی تیره و غیر واقعی می شه و کارگردان ویدیوتون هم باید خیلی ازتون پول بگیره تا از این کارا کنه ! یه کار دیگه ای هم که شنیدم بعضی کارگردانا می کنن اینه که پشت شیشه عینک یه کاغذ سیاه می چسبونن تا تصویر رو انعکاس نده ( البته به قیمت اینکه خواننده موقع اجرا جایی رو نمی بینه ! ) . یه نمونه از این اشتباه معمول رو توی موزیک ویدیو شیطون لجباز از ۲friend می شه دید :

2friend - شیطون لجباز

جدا از عینک از لباسها و دکورهایی که مثل آینه تا حدودی تصاویر رو انعکاس می دن هم استفاده نکنید . اشتباهی که بروبکس توی آخرین موزیک ویدیوشون ( قدرت دست خانوماست ) انجام دادن و از یه سرباز با لباس های مثلن فلزی استفاده کردن و تا حدودی می شه پشت صحنه رو توی لباسش دید !

بروبکس - قدرت دست خانوماست

از افکت ها و فیلترهای تصویری تو جای درستش استفاده کنید.

یکی از فیلترهایی که روی موزیک ویدیوها زیاد گذاشته می شه ، خطوط نور و نورپردازی های رنگی ( مخصوصن تو مایه های نارنجی یا آبی ) هست . از این نوع نورها اگه توی جای درستش استفاده بشه خیلی کار رو زیبا و دلنشین می کنه، ولی اگه جای غیر ضروری استفاده بشه زیاد جالب نیست و حس خوبی نداره ، مثلن یک نمونه از استفاده غیر ضروری این نوع فیلترهارو می شه توی موزیک ویدیو فردا تو راهه از بتی دید: 

بتی - فردا تو راهه

درست هر قسمتی رو ماسک کنید و در حین ماسک کردن پیشفرض ذهنی داشته باشید.

ماسک کردن یه اصطلاحه که توی نرم افزارایی مثل افترافکت کاربرد داره . با ماسک کردن می شه یه قسمت از فیلم رو برید و چیز دیگه ای جاش گذاشت . اگر خواستید جایی از این تکنیک استفاده کنید پیشفرض ذهنی برای خودتون داشته باشید و بدونید توی کدوم سکانس ها ماسک کردید و کجاها نکردید. مثلن اگه سکانسی رو ماسک کردید و بعد از چند سکانس دوباره به اون سکانس بر می گردید یادتون باشه دوباره ماسک کنید و ماسک نکرده اونجارو رها نکنید. مثلن توی موزیک ویدیو Hands Up از ماهان زد توی سکانسهایی آسمون رو ماسک کردن ولی توی سکانس های بعدیش از همون صحنه  رنگ آسمون حالت طبیعی داره و ماسک نشدست :

mahan z - Hands Up

البته من قصد تخریب این خواننده ها و یا موزیک ویدیوهاشونو نداشتم و این مثال هایی که زدم فقط جهت کمک به تمام خواننده ها و کارگردانای موزیک ویدیو بود . قطعن اگه خواننده و یا کارگردانی متوجه ایرادهاش بشه سعی می کنه توی کار بعدیش ایرادهارو رفع کنه .

توی این مدل کارها هم فقط تجربه باعث می شه کارگردانی موفق بشه و هر چقدر تجربش بیشتر باشه کارهای با کیفیت تری ارائه می کنه . امیدوارم این نکات کوچولو که گفتم به صنعت موزیک ویدیو کمک کنه . شما هم اگه نکته خاصی به ذهنتون می رسه حتمن بگید تا راهنمایی بشه برای موزیک ویدیوسازها و خواننده ها .

به اشتراک بگذارید
نگاهی به یک مستند به نظرم ماندگار

دیشب نشستم و مستند بچه ها ( babies ) رو دوباره دیدم . این مستند رو حدود ۱ سال قبل اگه اشتباه نکنم دیده بودم و دیشب اتفاقی توی کامپیوتر چشمم بهش خورد و نشستم و دوباره دیدم . یکی از بهترین مستندهاییه که تاحالا دیدم و موضوعش به نظرم خیلی عالیه . این مستند زندگی ۴ بچه ی مختلف از ۴ ملیت مختلف رو نشون می ده و مراحل بزرگ شدن و امکاناتی که هر کدوم دارن رو به تصویر کشیده .

مستند از اواخر دوران بارداری مادر بونیجاو ( Bonijao ) توی یه کشور افریقایی به نام نامیبیا شروع می شه و بعد به معرفی ۳ نوزاد دیگه با نام های بایار ( Bayar ) از مغولستان ، ماری ( Mari ) از ژاپن و هتی ( Hattie ) از امریکا می پردازه . تقریبن توی اکثر سکانس هاش فیلمبردار دوربین رو جایی گذاشته و از رفتار این بچه ها فیلم گرفته و خیلی خوب این فیلم ها از لحظه ی به دنیا اومدنشون تا بزرگ شدن و راه رفتنشون کنار هم تدوین شدن .

چیزی که این مستند رو جالب کرده سبک زندگی و بزرگ شدن بچه ها توی جاهای مختلف دنیاست ، اینکه مثلن یکی توی امریکا بچش رو زیر دوش می بره و می شوره و یکی هم توی مغولستان به خاطر نداشتن دوش ، آب رو توی دهنش می ریزه و روی بچش می پاشه تا تمیز شه یا اینکه توی ژاپن بچه ها با چه اسباب بازی هایی ، بازی می کنن و بزرگ می شن و توی نامیبیا بچه ها به خاطر نداشتن اسباب بازی های آنچنانی با سنگ و خاک بازی می کنن  .

وقتی توی این مستند می بینی که بچه ها توی هر شرایطی که هستند می خندن و خوشحالن و توی تخیلاتشون با هر چیزی بازی می کنن حس خیلی خوبی به آدم دست می ده . همین شادی های بچه گانست که هممون باهاش خاطره داریم و هیچ توجهی به محیط اطرافمون نداشتیم و فقط توی تخیلات خودمون بودیم .

مستند  babies

توی این مستند می شه حس مادرانه رو قشنگ دید و متوجه شد ، می شه دید حس مادرانه ی مادری که توی افریقا زندگی می کنه با مادری که توی امریکا یا ژاپن زندگی می کنه نسبت به بچش یکیه و با هر نوع امکاناتی که داره سعی می کنه بچش رو بزرگ کنه .

این مستند نشون می ده همه ی ما انسانیم و هر جای دنیا که باشیم و هر رنگی که باشیم و هر زبونی که داشته باشیم ، همه یه روند رشد رو طی می کنیم و این شرایط هست که روی استعداد هر کدوممون تاثیر می زاره .

ای کاش به جای اینکه بعضی هامون هی غُر بزنیم که توی بچگی ما رو با فلان شرایط بزرگ کردین و فلانی توی فلان شرایط بزرگ شده یه خورده به گذشته برگردیم و یاد شادی هایی بیفتیم که با همون شرایط داشتیم .

پ.ن : من به زوج های جوونی که قصد بچه دار شدن دارن پیشنهاد می کنم حتمن این مستند رو بارها ببینن ، کسایی که مثل من بچه ها رو خیلی دوست دارن هم حتمن این مستند رو ببینن و مطمئن باشن انرژی خیلی خوبی می گیرن و البته به افراد زیر ۱۵ سال دیدنش رو توصیه نمی کنم .

به اشتراک بگذارید
اندر باب خوابگاه های دانشجویی

قبل از اینکه بخوام شروع کنم خیلی خوشحالم که این پستم با ۱۶ آذر – روز دانشجو – همزمان شده و خودم هم فکر نمی کردم همچین اتفاقی بیفته و کاملن بر اساس تصادف بود ! از همینجا روز دانشجو رو به همه ی دانشجو ها ، این قشر رنگ و وارنگ تبریک می گم و امیدوارم از این دورانی که توش هستن حسابی فیض ببرن و بدونن که این ایام دیگه تکرار نمی شه و فقط خاطراتش می مونه . اما بریم سراغ اصل مطلب !

من مثلن یه دانشجو هستم ، دانشجویی که دانشگاهش همین بغله ، می ره سر کلاس و میاد خونشون و خیلی هم خوشحاله که دانشجویه ! توی این دورو زمونه با اومدن دانشگاه آزاد و پیام نور و غیره و غیره دانشگاه یه چیزی تو مایه های همون مدرسست و همه نزدیکترین دانشگاه ممکن به خونشون قبول می شن !

از دید بیشتر مامان باباها اینجوری خیلی بهتره و اینکه بچشون خوابگاه و خونه مجردی و اینا نداره و همش خونست ، خیالشون راحته ! کاری ندارم این فکر درسته یا غلط ولی خانواده و وابستگی اعضاش به هم اینجور که توی ایران وجود داره توی کشورای غربی نیست و زندگی بچه ها دور از پدر و مادر یه چیز تعریف شده براشونه . اما هنوز هستن کسایی که دانشگاه های خوب خیلی دورتر از خونشون قبول می شن و زندگی جدیدی رو توی خوابگاه های دانشجویی شروع می کنن .

من خودم همونجور که گفتم تقریبن یه دانشجوی تیتیش مامانیم که زندگی توی خوابگاه دانشجویی رو تجربه نکردم و تاحالا هم بهش فکر نکرده بودم ، تا اینکه پای یه دوست قدیمی و یه مستند اومد وسط و الان ۱-۲ هفتست دلم یه زندگی دانشجویی واقعی می خواد ! حالا چراشو می گم بهتون ، اما اول بزارید از اینجا شروع کنم :

محسن یکی از دوستای دوران دبیرستانم بود ، خیلی هم خرخون ( همون درس خون با ادبانه ) بود و همیشه بچه ها سوالاشونو از اون می پرسیدن ، حتا اون سالی که کنکور داشتم و تستای کاظم ( قلم چی ) رو می رفتم می زدم تراز محسن همیشه خیلی خوب بود و مشخص بود یه جای خوب قبول می شه . خلاصه کنکور رو دادیم و اون یکی از شهرای جنوب ، توی یه دانشگاه وابسته به امیرکبیر ، شیمی قبول شد .

توی این ۴ سال با محسن از طریق فیسبوک در تماس بودم و اون هم عکسای خوابگاه و هم اتاقی هاشو زیاد می زاشت و منم خیلی ساده مثل بقیه عکس ها اونا رو می دیدم و لایک می کردم و بعضی وقتا هم کامنتی می دادم و خیلی به زندگیش توی خوابگاه و دوران دانشجوییش توجه نمی کردم . تا اینکه حدود ۵-۶ ماه قبل که درسش تموم شد ازم خواست با یه لوگو یه انیمیشن براش بسازم و بهش بدم ، گفت می خواد یه فیلم بسازه و اون لوگو رو اول فیلم نشون بده !

من هم ساختم و بهش دادم و دیگه خیلی سوال درباره فیلمش نکردم ؛ حدود ۱-۲ هفته قبل بعد از ۴ سال قرار گذاشتیم و رفتم و دیدمش ، همون محسن بود و به نظرم اصلن فرق نکرده بود ! محسن کلی از این ۴ سال و زندگی دانشجویی و ایناش گفت و یه دی وی دی بهم داد و گفت یه مستند ساخته از زندگی توی خوابگاه ها ، یعنی توی این ۴ سال یه سری فیلم از زندگی ای که داشت گرفته و الان اونارو کنار هم گذاشته و یه مستند تقریبن یه ساعت و نیمی ازش درآورده . من هم تا اومدم خونه نشستم و مستندشو دیدم .

مستند frog symphony یا سمفونی قورباغه ها زندگی یه سری دانشجو توی خوابگاه یکی از دانشگاه های ماهشهر رو روایت می کنه و به نظرم از لحاظ خط داستانی و تصویر برداری روند استانداردی رو داره ، البته هر چند از نظر تدوین و اینا یه سری مشکلات داره و بعضی جاها کات های ناگهانی خورده ولی محسن نه مستند سازه و نه رشتش مرتبط با این کاره ، فقط زندگیشو توی این ۴ سال خواسته روایت کنه که به نظرم خیلی خوب تونسته این کارو کنه و روی من یکی که خیلی تاثیر گذاشت .

از بعد این مستند دلم می خواد لااقل یه هفته زندگی توی خوابگاه رو تجربه کنم ، البته نمی خوام بگم این مدل زندگی همش خوشی و شادیه و قطعن سختی هم زیاد داره ، ولی وقتی توی این مستند حس برادری ، کمک کردن به همدیگه ، شادی و ساختن لحظه های خوب رو دیدم واقعن دلم یه بار تجربه همچین زندگی ای رو می خواد . دلم می خواد لااقل ارشد بتونم یه دانشگاهی قبول شم که همچین زندگی ای رو بتونم توش تجربه کنم .

شاید بیشتر شماهایی که الان دارید اینو می خونید مثل خود من چیزی که از دوران دانشجویی فهمیدید اینه که صبح برید سر کلاس و بعد از ظهر بیاید خونه ! ولی بعد از دیدن این مستند دیدم نسبت به زندگی دانشجویی عوض شده و می فهمم دانشجوی واقعی یعنی چی .

من این مستند رو با فرمت MKV خیلی فشرده کردم و به حجم ۲۷۸MB رسوندم و آپلودش کردم . هر چند کیفیتش نسبت به نسخه دی وی دی ای که دارم کمتر شده ولی خیلی هم بد نشده و ارزش یه بار دیدن رو داره و پیشنهاد می کنم حتمن ببنید . می تونید از لینک زیر دانلودش کنید :

زیاد هم به دید یه مستند حرفه ای بهش نگاه نکنید و محتواش رو ملاک قرار بدید و از اون دید ببینیدش . با این مستند فهمیدم محسن ، هم علاقه و هم استعداد مستندسازی رو داره و اگه ادامه بده حتمن می تونه مستندای خوبی بسازه ، امیدوارم ادامه بده و منتظر مستندای دیگشم هستم . از اینکه این مستندش رو بهم داد تشکر می کنم و امیدوارم موفق باشه و این ۲ سالی هم که داره ارشد می خونه مثل همون ۴ سال بهش حسابی خوش بگذره و همیشه شاد باشه .

پ.ن : مدتی قبل سایت نذری یاب راه افتاد و احتمالن تا الان دیگه خبراشو خوندین و می دونین ، من هم برای این سایت یه تیزر تبلیغاتی ساختم که می تونید از اینجا ببینید ، خواستم تو یه پست جدا دربارش بنویسم ولی چون دیدم به اندازه کافی به این سایت پرداختن بی مزه می شه که منم دربارش بنویسم و در همین حد زیر یه پست مرتبط به یه فیلم گفتم که بگم . تیزرشم توی ۲۴ ساعت ساخته شد و خیلی شاید خوب نشده باشه ، توی مصاحبه ی داوود مظفری با شبکه آموزش هم این تیزر پخش شد که می تونید از اینجا ببینید .

به اشتراک بگذارید
من و فاضل و کتاباش

اگه اهل مجله چلچراغ باشید احتمالن با ستون کپی به خاطر پیست فاضل ترکمن روبرو شدید . حدود ۵-۶ ماه قبل از طرف یکی از دوستام با فاضل آشنا شدم . اول این آشنایی از طریق فیسبوک و چند تا تماس تلفنی بود ، ولی یه روز رفتیم و همدیگه رو دیدیم . خلاصه دوستیمون از همونجا شکل گرفت و الان هم با همدیگه در تماسیم و هر چندوقت یه بار همدیگه رو می بینیم .

فاضل به جز چلچراغ تو مجله ها و روزنامه های دیگه هم می نویسه و بیشتر نوشته هاش هم طنز هست . ۲ تا کتاب هم تا حالا نوشته که قصد دارم اون ۲ تا کتاب رو بهتون معرفی کنم . تا حالا توی وبلاگم کتاب معرفی نکرده بودم ولی از این به بعد قصد این کار رو دارم و معرفی این کتاب ها توی وبلاگم هم برای حمایت از نویسندشونه و هم یه کار فرهنگی خیلی کوچولو از طرف من . خلاصه فاضل با اون دو تا کتاب خودش که بهم داد سرآغاز این راه شد !

حرف های گریه دار

تلخ ، مثل قهوه بود

روز سرد و سخت امتحان

در دلم

رشد کرده بود

شاخه های خشک و تیره ی امتحان

باز هم دلم هوای بیست کرده بود

قلب کوچکم از اضطراب

ایست کرده بود

 این اشعار قسمتهایی بود از شعر قهوه ی تلخ امتحان ، از کتاب حرف های گریه دار . حرف های گریه دار مجموعه ایست از ۱۰ شعر نوی فاضل ترکمن . این کتاب سال ۱۳۸۹ توسط انتشارات امیرکبیر ( کتاب های شکوفه ) منتشر شده . می تونید این کتاب رو از طریق اینجا تهیه کنید .

 

این کتاب اولین کتاب فاضل هست و اگه به شعر نو علاقه دارید تهیش کنید .

سفر به قبرستان !

کتاب دوم فاضل مجموعه طنز سفر به قبرستان هست ! این اسم از یکی از داستان های این کتاب برداشته شده که توی اون داستان سفر نوروزی یه خانواده به قبرستون نوشته شده ! توی معرفی این کتاب اومده :

ممکن است خیلی از شماها به خیلی از نقاط کره ی زمین و حتی کره ی ماه سفر کرده باشید ، اما می دانم که سعادت سفر به قبرستان را نداشته اید ! سفر به قبرستان مجموعه ای از طنز های من ( فاضل ترکمن ) در قالب های مختلف است و در واقع مانند قطعه های بهشت زهرا تنوع دارد ! امیدوارم با خواندن این مجموعه ، دیگر ناکام از دنیا نروید و ضمنا از خداوند تبارک و تعالی خواهانم که این کتاب را قرین رحمت مبارکه بفرمایند !

 

کتاب سفر به قبرستان تو سال ۱۳۹۰ توسط انتشارات قطره منتشر شده و می تونید اون رو از اینجا تهیه کنید .

فاضل یه کتاب دیگه هم گویا در دست انتشار داره . اگر دوست دارید نوشته هاش رو دنبال کنید به وبلاگش سر بزنید .

پ.ن : من خیلی اهل مطالعه نیستم ( البته متاسفانه ) و کتاب هایی هم که می خونم یا از روی علاقه خریدم یا دوستام بهم هدیه دادن . از این به بعد هم کتاب هایی که معرفی می کنم هم از همین نوع هست ولی اگه نویسنده هستید و دوست دارید کتاب های شما هم بخونم و معرفی کنم بهم بگید تا تهیه کنم و بعد از خوندنش دربارش بنویسم .

به اشتراک بگذارید
بعد از محاکمه از دید من

امروز به همراه میلاد – از دوستانم – به دیدن تئاتر ” بعد از محاکمه ” به کارگردانی محسن ترکی رفتم ، آخرین شبی بود که این تئاتر اجرا می شد و منم بلاخره رسیدم که امشب برم و ببینمش . داستان این تئاتر زندگی ۲ مرد رو روایت می کرد که روی یک صخره وسط دریا گیر کرده بودند و برای اینکه تعادل صخره حفظ بشه باید از هم فاصله می گرفتند و به هم نزدیک نمی شدند .

داستان نگاهی به برقراری عدالت و قانون در جامعه داشت و به نوعی وضعیت عدالت موجود رو نقد کرده بود . این تئاتر توسط گروه نمایشی باران اجرا می شد و همونطور که کارگردان کار هم در آخر نمایش گفت ، این کار جز اولین اجراهای این گروه بود و اکثر بازیگرانش هم تازه کار بودند و به نظرم با توجه به این گفته ها خوب تونسته بودن نمایش رو به اجرا در بیارن . مهرداد حاجی که نقش یکی از اون دو مرد رو بازی می کرد خیلی خوب وارد نقشش شده بود و بازی جالبی داشت ، با وجود اینکه در ابتدای نمایش لحن بیانش به بازیش نمی خورد و داشت ادای بازی رو در میاورد ، ولی با گذشت ۱۰-۱۵ دقیقه از اجرا ، تونست بازیش رو پیدا کنه و توی نقشش قرار بگیره .

امیرمحمد حسینی که نقش مرد دوم رو بازی می کرد هم گویا تازه وارد عرصه ی تئاتر شده و جای پیشرفت زیادی داره ، با وجود اینکه نقش یه مرد خنگ و ساده لوح رو بازی می کرد ، ولی نمی تونست خیلی خوب در اون نقش بازی کنه و سعی می کرد با یه سری بازی های مصنوعی ادای نقش رو در بیاره ، خاروندن سر و دست زدن خیلی زیاد به موهاش بازیش رو مصنوعی کرده بود و نمی تونست خیلی خوب نمادی از یک انسان ساده لوح رو به تماشاچی برسونه . بیشتر ، این حس رو به تماشاچی می رسوند که برای جلوگیری از بهم نخوردن حالت موهاش به سرش دست می زنه !

محسن ترکی که کارگردان نمایش هم بود در نقش دادستان در این نمایش بازی کوتاهی داشت ، من در زمینه ی کارگردانی تحسینش می کنم و واقعا نمایش رو خوب کارگردانی کرده بود ، ولی در زمینه ی بازیگری توانایی چندانی نداشت . فن بیان ضعیف و تن صدای پایینی که داشت بازیش رو ضعیف کرده بود و نتونسته بود خیلی خوب نقشش رو بازی کنه .

موسیقی و افکت های صوتی نمایش هم ضعیف کار شده بود و می تونست خیلی بهتر از اینها انجام بشه و موسیقی و افکت های بهتری برای نمایش انتخاب بشه .

در کل نمایش خوبی بود و این گروه نمایشی خوب تونست خودش رو نشون بده . با توجه به اینکه بیشتر بازیگران این تئاتر تازه کار بودند و این گروه هم اوایل پیدایش خودش رو سپری می کنه می شه گفت آینده خوبی رو در پیش داره و اگر من بخوام به این نمایش نمره بدم بهش ۱۷ می دم و منتظر اجراهای بعدیش هستم .

به اشتراک بگذارید
لورل و هاردی لوله ی رل رو له و لورده کردن !

اسم علی باقرلی ( استاد ) رو ۲ سال قبل توی انجمن گویندگان جوان شنیدم ، با وجود این اصلا ندیدمش و نمی دونستم کیه و فقط اون مونده بود و تعریفایی که ازش می کردند . اما الان نزدیک به ۹ ماهه که به واسطه ی اشکان صادقی ، با علی باقرلی ( که به “استاد” معروفه ) آشنا شدم و اونو خوب می شناسم .

من تا به حال هیچ دوبلور و مدیر دوبلاژی مثل استاد ندیدم که اینقدر علاقه مند و عاشق دوبله باشه و یه آرشیو کامل از دوبله های دهه ۴۰ داشته باشه ، علاقه ی استاد به دوبله به قدری زیاده که اون رو از مشهد به تهران می کشونه تا بتونه لحظاتی پشت میکروفن نقشی رو گویندگی کنه و یا فیلمی رو مدیریت کنه . من وقتی استاد رو می بینم ، به قدری از دوبله لذت می برم که نگو و نپرس … استاد به قدری با علاقه از دوبله صحبت می کنه و فیلم های دوبله رو نقد می کنه که آدم حسابی حال می کنه !

دیروز اشکان صادقی یکی از کارهایی که به مدیریت علی باقرلی دوبله شده بود رو به من داد تا اونو توی سایتش برای دانلود قرار بدم ، یکی از فیلم های لورل و هاردی که به سبک همون دوران دوبله شده و نشون دهنده ی علاقه ی زیاد استاد به دوبله های دهه ی ۴۰ هست . علی باقرلی به قدری این کار رو با عشق دوبله کرده بود که من وقتی اونو امروز دیدم ، اون عشق و علاقه رو ، هم در کل کار و هم در گویندگی استاد دیدم .

دوبله ی قشنگ کار به کنار ، علی کریمی هم فیلتر خیلی خوبی رو صداها گذاشته بود و حسابی سبک کار رو قدیمی کرده بود . فیلتر خش خشی که روی صداها بود اینگونه به نظر می رسید که فیلم ،  ۳۰ سال پیش دوبله شده و کلی همه چیز شبیه دوبله های دهه ۴۰ بود و به قول علی کریمی ” خیلی خوبه ” !

به نظر من به این می گن عشق و علاقه یه گوینده به دوبله و به همچین آثاری میگن فیلم دوبله ! اگه می خواید این شاهکار رو دانلود کنید و ببینید اینجا کلیک کنید . ( پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید ، چون واقعا ارزششو داره … )

به اشتراک بگذارید
دو علائدین و دوبیست تفاوت …

مدتی قبل کارتون علائدین و ” شاهزاده آلی ”  توسط رسانه ایرانیان پخش شد و من خریدمش و دیدم و از تعجب شاخ در آوردم !

علائدین و چراغ جادو که با نام ” علائدین و شاهزاده آلی ” پخش شد محصول سال ۱۹۹۲ والت دیزنی می باشد و یک کار موزیکال است ، حدود ۴ یا ۵ موسیقی در انیمیشن وجود دارد که توسط شخصیت ها خوانده می شود . اگر شما نسخه ی انگلیسی این کارو دیده باشید متوجه می شوید که من چی می گم ، ولی اگه دوبله ی این کار رو بخرید و ببنید نه ! شما توی دوبله ی کار فقط دکلمه می بینید و بعضی جاها فقط حرکت دهن و صدای موسیقی !

نسخه ای که در بازار – و بقالی ها – فروخته می شود توسط سندیکا دوبله شده و از نظر کیفیت به نظر من حتی خیلی پایین تر از دوبله های فارسی وان و … است . چیزی که من دیدم به نظرم دوبله ی ۱ روزه بود که گوینده ها از صبح شروع کردن و شب کارو جمع کردن !

من نمی خوام به هیچ گوینده ای بی احترامی کنم و گویندگان خوبی توی این کار صحبت کردن ولی اصلا به کیفیت توجهی نداشتند و به نظرم کیفیت رو فدای خیلی چیزها کردن که از دوبله ی این کار به دست میارن !

علائدین به مدیریت اشکان صادقی نیز دوبله شده است و من اونو ازش گرفتم و دیدم و تفاوتش از زمین بود تا آسمون ، توی این یکی دوبله ، تمام اشعار به صورت موزیکال خوانده شده بود ، حرکت دهن در بعضی جاها به قدری خوب رو لب نشسته بود که انگار واقعا شخصت داره اون جمله رو می گه !

اگر این رسانه اشتباه نمی کرد و دوبله اشکان صادقی رو پخش می کرد موفقیت بیشتری رو به دست میاورد و واقعا متاسفم که  در ایران ، که رتبه ی پنجم بهترین دوبله در جهان رو داره ، این گونه دوبله های بی کیفیتی انجام می شه و بعدشم پخش می شه !

توی سایت اشکان صادقی یه مقایسه ی ۸ دقیقه ای بین این دو تا دوبله منتشر شده که پیشنهاد می کنم حتما ببینید تا متوجه بشید که من چی می گم ! البته  کاش می شد تا دوبله ی کامل علائدین به مدیریت آقای صادقی منتشر بشه تا شما بتونید دقیق تر قضاوت کنید . برای تماشای این مقایسه اینجا کلیک کنید .

به اشتراک بگذارید
ایمیلتون رو توی کادر زیر وارد کنید و عضو خبرنامه ی جنتلمن بشید تا همیشه آخرین مطالب رو توی ایمیلتون بخونید :
اگه نمی خواید از طریق ایمیل جنتلمن رو دنبال کنید راه های دیگه ای هم برای اشتراک هست !
آرشیو ماهانه
برچسب ها
لینک های خوشمزه
  • برو بچه ها بلاگر
  • دوستای مجازی
    تبلیغ
  • مطالبی که می نویسم آزاد هستند و انعکاس آن از هر طریقی مشکلی ندارد!
    Jentelman.com . Made With In IRAN . 2010- 2017