به مناسبت روز وبلاگستان فارسی

امروز ۱۶ شهریور روز وبلاگستان فارسیه . روزی که برای هر وبلاگ نویس و وبلاگ خون ایرانی روز مهمیه و می شه گفت با آغاز وبلاگ نویسی مسیر جدیدی توی دنیای اینترنت و ارتباطات شکل گرفت . اینکه وبلاگ نویسی به زبون فارسی و توی کشور ایران در سطح دنیا از رتبه ی بالایی برخورداره خودش نشون می ده که فارسی زبونا و ایرانی ها چقدر علاقه به نوشتن دارن و براشون همچین روزی هم ، باید مهم باشه .

بلاگستان

توی سال های اخیر با اومدن شبکه های اجتماعی و از بین رفتن برخی سرویس های خوب مثل گوگل ریدر و یه سری مسایل دیگه وبلاگ نویسی توی ایران تقریبن از رونق افتاده و وبلاگ های خوب ، خیلی کم تولید می شن . وبلاگ های قدیمی هم تنها یه سریشون هنوز ارزش خوندن دارن و خیلی هاشون از بین رفتن .

هر چند شاید بشه گفت با اومدن شبکه هایی مثل فیسبوک و توییتر و … سبک جدیدی توی وبلاگ نویسی به وجود اومده و خیلی ها دست نوشته ها و مطالب کوتاهشون رو از این طریق منتشر می کنن ولی لذت داشتن یه وبلاگ با مخاطب های خاص و غیر خاص یه چیز دیگست که فقط یه وبلاگ نویس می تونه درکش کنه .

اما از همه ی این ها که بگذریم ، امسال برای ۱۶ شهریور به پیشنهاد داوود مظفری یه انیمیشن ساختم که داستان وبلاگ نویسی و تولد وبلاگ ها توی ایران و جهان رو خیلی خلاصه توضیح می ده . ایده و اجرای انیمیشن هم خیلی سریع شکل گرفت و سامان جعفری هم زحمت گویندگی و میکس صداش رو به عهده گرفت که خیلی ازش تشکر می کنم . حالا اگه ۲ دقیقه وقت دارید می تونید این ویدیو رو از طریق لینک های زیر ببینید :

خب باید بگم که این انیمیشن قسمتی از یه پروژه بزرگتر هست که ایده ی خیلی جالبی هم داره . داوود امسال به مناسبت روز وبلاگستان فارسی یه ویدیو ساخته و توش رفته با یه سری از وبلاگ نویس های ایرانی مصاحبه کرده و واقعن هم زحمت زیادی برای هماهنگی و فیلم برداری و چیزای دیگش کشیده .

ویدیوی وبلاگستان

برای این ویدیو و کلن برای روز وبلاگستان فارسی وبسایتی هم طراحی شده با آدرس www.persianblogsday.com که توش یه نوار زمان خیلی جالب هم از تاریخچه وبلاگستان فارسی نوشته شده و نکته های خوبی رو یادآوری می کنه .

خیلی خیلی پیشنهاد می کنم این ویدیوی ماندگار رو از دست ندید و ببینیدش . می تونید هم از طریق سایتی که گفتم و هم از طریق یوتیوب ، اینجا همین الان ویدیو رو ببینید .

به اشتراک بگذارید
یکی بیاید مرا له کند

زمین چرک است

آسمان چروک دارد

و قلب آدم ها

دیگر با هیچ اُتویی

صاف و صوف نمی شود…

این شعر The End هست سروده ی فاضل ترکمن عزیز که قبلن هم کتاب هاش رو معرفی کرده بودم . کتاب جدیدش به اسم “یکی بیاید مرا له کند” رو مدتی قبل از خودش هدیه گرفتم و این روزها وقت پیدا کردم و نشستم و شعرهاش رو خوندم .

یکی بیاید مرا له کند

برعکس کتاب های قبلی فاضل که طنز بودند این کتاب شامل اشعار عاشقانه و جدی هستند. دید فاضل توی این اشعار رو خیلی دوست داشتم . به خیلی از مسایل از دیدی نگاه کرده که ما ساده از کنارش می گذریم .

این همه مورچه

توی همین سوراخ کوچک

جا شدن

تو یه نفر اما

توی قلب بزرگ من

جا نمی شی!

یکی بیاید مرا له کند توسط انتشارات مروارید منتشر شده و جهت خرید اینترنتیش می تونید به اینجا مراجعه کنید . همچنین اگر دوست داشتید می تونید صفحه ی فاضل ترکمن توی فیسبوک رو هم لایک کنید . و این هم شعر تکنولوژی از همین کتاب که بی ارتباط با رشته ی من نیست :

وقتی کامپیوتر خریدم

لپ تاپ به بازار آمد

وقتی لپ تاپ خریم

تبلت…

و این داستان همچنان ادامه دارد…

پ.ن: من همیشه هر چیز خوبی که ببینم، از کتاب گرفته تا یه فیلم یا نرم افزار یا انیمیشن و … سعی می کنم اونو توی وبلاگم معرفی کنم . شما هم اگه نویسنده یا شاعر هستید خوشحال می شم کتاب هاتون رو بهم معرفی کنید تا بخونم و توی وبلاگم دربارش بنویسم . اگر هم انیماتور، فیلم ساز ، برنامه نویس و … هم هستید تولیداتون رو حتمن برام بنویسید و مطمین باشید اگر ارزشمند باشن دربارش می نویسم .

به اشتراک بگذارید
هفته ای که فِرتی گذروندم !

توی هفته ای که گذشت یه چند تا کار انجام دادم و یه سری اتفاقا افتاد که همشو می خوام توی همین پست بنویسم . اولیش دو تا خبر درباره انیمیشنامه و دومیش هم ۴ تا طرحه که برای استارت آپ ویکند شیراز طراحی کردم . اما اول بریم سراغ انیمیشن !

انیمیشن فِرت!

اواخر هفته دقیقن روز چهارشنبه یه انیمیشن خیلی کوتاه پخش کردم که ۱۵ ثانیه بیشتر نیست و خیلی یهویی هم ساخته شد !

راستش ایده ی این انیمیشن خیلی اتفاقی به ذهنم رسید و خیلی هم اتفاقی ساخته شد ! صبح سه شنبه بود فکر کنم که پشت میزمو داشتم تمیز می کردم و یه تار عنکبوت دیدم که انگار یه مورچه هم بهش گیر کرده بود و احساس کردم مرده بود ! منم با خشونت با گردگیر کل اون تار رو از اونجا برداشتم ! ولی بعدش با خودم گفتم نکنه اون مورچه هه که به تار بود زنده بود و من با این کارم کشتمش ! خلاصه از اونجا به فکر این انیمیشن افتادم و دقیقن همون شب ساعت ۱۲ یا همون ۰۰ ( به قول پُزی ها ! ) شروع کردم به ساختنش .

چون دیدم کل انیمیشن داستان کوتاهی داره تصمیم گرفتم ۱۵ ثانیه باشه که بعدش انیمیشن رو توی اینستگرام هم بزارم .دقیقن تا ساعت ۶ صبح نشستم و بلاخره همون موقع ها اولین خروجی نهاییشو دیدم . معمولن وقتی از یه انیمیشن خروجی نهایی فول اچ دی می گیرم ۱۰-۲۰ بار می شینم می بینم و زوم می کنم که اشکالای ریز اگه داره درستش کنم . خلاصه چون دیگه خیلی دیر بود خوابیدم و فرداش اشکالاشم درست کردم و پخش کردم .

اسم انیمیشن هم فِرت گذاشتم ! چون دقیقن همه با تار عنکبوت و بعضی ها هم با خود عنکبوت همین کارو می کنن و فرت از بین می برنشون ! این انیمیشن رو از طریق لینک های زیر می تونید ببینید و اگه به این سایت ها دسترسی ندارید نسخه فول اچ دیشو دانلود کنید و آفلاین ببینید .

این انیمیشن رو برای شبکه صفر تا صد هم فرستادم و از اینجا می تونید بهش رای بدید . یه کار دیگه هم کردم و اون اینه که از مراحل ساختش فیلم گرفتم و توی یه ویدیو ۱۵ ثانیه ای تو اینستگرامم می تونید ببینید چه جوری ساخته شده ! برای دیدنش اینجا برید .

انیمیشن سرخ و سفید

احتمالن انیمیشن سرخ و سفیدمو دیدید ولی اگه ندیدید برید اینجا و ببینید . این انیمیشن رو برای جشنواره فیلم شرقی کانادا فرستادم که جز ۲۰ انیمیشن انتخاب شده برای جشنواره شد و ۲۴ اکتبر حدود ۱۰ روز قبل توی تورنتو کانادا روی پرده رفت . نتیجه نهایی این جشنواره ۱۶ نوامبر حدود ۱۳-۱۴ روز دیگه مشخص می شه و امیدوارم رتبه بیارم ، ولی اگرم نیاوردم همین که جز اون ۲۰ تا انیمیشن انتخاب شده بود و توی جشنواره به نمایش در اومد خیلی خوشحالم و اگه بتونم برای جشنواره های دیگه هم حتمن می فرستمش .

متاسفانه چون خودم اونجا نبودم ، عکسی یا فیلمی از روز اکران و محل نمایش و چیزای دیگش ندارم و نمی دونم اصلن چند نفر رفتن و دیدنش !

استارت آپ ویکند شیراز

توی هفته قبل هم استارت آپ ویکند شیراز برگزار شد که من براش ۴ تا طرح زدم و توی استارت آپ ویکند به عنوان والپیپر و استند به نمایش در اومد و یه جوری به عنوان کارکتر استارت آپ ویکند شیراز معرفی شد . عکس زیر تصویریه که به عنوان والپیپر معرفی شد و از اینجا می تونید دانلودش کنید .

تصویر زیر هم از اینستگرام ( + ) هست که از استندها گرفته شده . متاسفانه چون خودم تو این رویداد حضور نداشتم فقط عکساش رو توی اینستگرام و توییتر و جاهای دیگه دیدم .

خب دیگه این ۳ تا خبر رو توی یه پست نوشتم که دیگه برا هر کدومشون یه پست ننویسم و خستتون کنم . از الان هم بگم یه سری پروژه انیمیشن دارم کار می کنم که به زودی همشو می زارم روی اینترنت برید ببینید حالشو ببرید ! پس منتظر باشید …

به اشتراک بگذارید
نگاهی به یک مستند به نظرم ماندگار

دیشب نشستم و مستند بچه ها ( babies ) رو دوباره دیدم . این مستند رو حدود ۱ سال قبل اگه اشتباه نکنم دیده بودم و دیشب اتفاقی توی کامپیوتر چشمم بهش خورد و نشستم و دوباره دیدم . یکی از بهترین مستندهاییه که تاحالا دیدم و موضوعش به نظرم خیلی عالیه . این مستند زندگی ۴ بچه ی مختلف از ۴ ملیت مختلف رو نشون می ده و مراحل بزرگ شدن و امکاناتی که هر کدوم دارن رو به تصویر کشیده .

مستند از اواخر دوران بارداری مادر بونیجاو ( Bonijao ) توی یه کشور افریقایی به نام نامیبیا شروع می شه و بعد به معرفی ۳ نوزاد دیگه با نام های بایار ( Bayar ) از مغولستان ، ماری ( Mari ) از ژاپن و هتی ( Hattie ) از امریکا می پردازه . تقریبن توی اکثر سکانس هاش فیلمبردار دوربین رو جایی گذاشته و از رفتار این بچه ها فیلم گرفته و خیلی خوب این فیلم ها از لحظه ی به دنیا اومدنشون تا بزرگ شدن و راه رفتنشون کنار هم تدوین شدن .

چیزی که این مستند رو جالب کرده سبک زندگی و بزرگ شدن بچه ها توی جاهای مختلف دنیاست ، اینکه مثلن یکی توی امریکا بچش رو زیر دوش می بره و می شوره و یکی هم توی مغولستان به خاطر نداشتن دوش ، آب رو توی دهنش می ریزه و روی بچش می پاشه تا تمیز شه یا اینکه توی ژاپن بچه ها با چه اسباب بازی هایی ، بازی می کنن و بزرگ می شن و توی نامیبیا بچه ها به خاطر نداشتن اسباب بازی های آنچنانی با سنگ و خاک بازی می کنن  .

وقتی توی این مستند می بینی که بچه ها توی هر شرایطی که هستند می خندن و خوشحالن و توی تخیلاتشون با هر چیزی بازی می کنن حس خیلی خوبی به آدم دست می ده . همین شادی های بچه گانست که هممون باهاش خاطره داریم و هیچ توجهی به محیط اطرافمون نداشتیم و فقط توی تخیلات خودمون بودیم .

مستند  babies

توی این مستند می شه حس مادرانه رو قشنگ دید و متوجه شد ، می شه دید حس مادرانه ی مادری که توی افریقا زندگی می کنه با مادری که توی امریکا یا ژاپن زندگی می کنه نسبت به بچش یکیه و با هر نوع امکاناتی که داره سعی می کنه بچش رو بزرگ کنه .

این مستند نشون می ده همه ی ما انسانیم و هر جای دنیا که باشیم و هر رنگی که باشیم و هر زبونی که داشته باشیم ، همه یه روند رشد رو طی می کنیم و این شرایط هست که روی استعداد هر کدوممون تاثیر می زاره .

ای کاش به جای اینکه بعضی هامون هی غُر بزنیم که توی بچگی ما رو با فلان شرایط بزرگ کردین و فلانی توی فلان شرایط بزرگ شده یه خورده به گذشته برگردیم و یاد شادی هایی بیفتیم که با همون شرایط داشتیم .

پ.ن : من به زوج های جوونی که قصد بچه دار شدن دارن پیشنهاد می کنم حتمن این مستند رو بارها ببینن ، کسایی که مثل من بچه ها رو خیلی دوست دارن هم حتمن این مستند رو ببینن و مطمئن باشن انرژی خیلی خوبی می گیرن و البته به افراد زیر ۱۵ سال دیدنش رو توصیه نمی کنم .

به اشتراک بگذارید
بُعد چهارم

این روزا توی بیشتر شهربازی ها و جدیدن کنار بعضی پارکا تابلوعه سینمای چهاربُعدی یا پنج و شش بعدی حتا زیاد می بینیم . سینماهایی که بهمون یه عینک می دن و توش یه انیمیشن یا فیلم پخش می کنن و تصویری که دیده می شه یه تصویر عمق دار و واقعیت پذیره  . حتا بعضی از دیزاینرها هم جدیدن می گن محیط ها رو باید ۴ بعدی دیزاین کرد ! اما واقعن بُعد ۴ چیه ؟ توی این پستم خیلی کوتاه می خوام درباره ی برداشت خودم از بعد چهارم بنویسم و یه نتیجه گیری کلی کنم .

دنیایی که توش زندگی می کنیم یه دنیای سه بعدیه ، ینی اینکه ما هم طول یه جسم رو می بینیم و هم عرض و هم ارتفاعشو و می تونیم اون جسم رو توی این جهات لمس کنیم یا حرکت بدیم . اگه با نرم افزارهای سه بعدی کار کرده باشید دقیقن می تونید یه محیط سه بعدی رو خیلی بهتر حس کنید و جزییاتش رو درک کنید . توی کره ی زمینی که داریم زندگی می کنیم همه چی سه بعدی خواهد ماند و با دانشی که الان داریم نمی شه چیزی رو ۴ بعدی یا بیشتر کرد !

توی علم فیزیک ، فیزیک دان ها بعد ۴ رو زمان می دونن . البته نه این زمان و ساعتی که ما داریم . توی دنیای سه بعدی ما می تونید ابعاد رو هر لحظه تغییر بدیم ، یعنی می تونیم یه لاستیک رو بکشیم تا طول یا عرض یا ارتفاع و یا هر سه تاش زیاد و کم بشه و هر بُعد رو به دلخواه خودمون تغییر می دیم . می تونیم یه کفش رو توی سایز های مختلف تولید کنیم ، سقف خونمون رو بلند یا کوتاه بسازیم و … .

دنیای ۴ بعدی ای که زمان توش بعد ۴ محسوب می شه هم باید همین ویژگی رو داشته باشه ! یعنی باید دنیایی رو تصور کنیم که یه کار رو خیلی سریع و یه کار رو کُند بشه انجام داد ! زمان توی کره زمین یه چیز ثابته ، یعنی یک ثانیه یک ثانیست و نمی شه یک ثانیه مثلن ۱ ساعت باشه ! یعنی من نمی تونم بشینم شروع کنم به نوشتن این پستم و بدون وقفه بنویسم و بتونم کاری کنم که توی یک ثانیه به وقت ساعت زمینی نوشته بشه ! یا اینکه نمی تونم فاصله تهران تا اصفهان رو پیاده توی ۵ ثانیه به وقت زمینی طی کنم و همون راهو توی ۳۰۰ سال برگردم ! وقتی زمان ثابت باشه و نشه طولش رو کم و زیاد کرد ( با دانش فعلی البته ، شاید در آینده دانشمندا موفق بشن یه محیط ۴ بعدی بسازن ) پس زمان بُعد محسوب نمی شه .

اگر سینماهایی که به اسم چهاربعدین طوری بودن که ما می رفتیم توش و یه فیلم ۱ ساعته می دیدیم و وقتی میومدیم بیرون ۱۰ سال زمینی طی شده بود می شد گفت اون سینما چهار بعدیه !

درک بُعد ۴ و از اون بدتر ۵ و ۶ توی فیزیک سخته ولی اگه یه خورده بهش فکر کنیم و برای خودمون مثال بیاریم و روش های رسیدن به اون ابعاد رو مطالعه کنیم  می تونیم حسش کنیم . من شخصن خیلی علاقه به نجوم و روابط کیهانی و فیزیکی دارم و توی این زمینه مقاله و اینا زیاد می خونم و می تونم تا حدودی یه محیط بیشتر از ۳ بعد رو درک کنم و وقتی جایی تابلوعه سینمای ۴ بعدی و … می بینم برام خنده داره ! البته یه بار از مسئول یکی از اون سینماها پرسیدم منظورشون از ۴ بعدی چیه گفت : یه فیلم سه بعدی پخش می کنیم و چون صندلی ها حرکت می کنه ، اون حرکت بُعد ۴ می شه !

حرکت صندلی یا نورپردازی یا افکت های صوتی و … به نظر من نباید جز ابعاد حساب بشن و بیشتر یه جلوست تا بُعد ! اگه ما یه صندلی رو تکون بدیم در اصل داریم اونو روی محور های x و y و z حرکتشون می دیم که همون دنیای سه بعدیه !

کلن می خواستم اینو بگم که سعی کنیم وقتی از واژه ای می خوایم استفاده کنیم قبلش یه مطالعه ای دربارش داشته باشیم و الکی اسم انتخاب نکنیم . شاید برای درک عوام اسم ۴ بعدی رو انتخاب کردیم که حرکت صندلی ها رو هم توش به نوعی اشاره کنیم ، ولی این اسم مفهومی عمیق تر داره که اصلن نباید توی این مورد استفاده بشه . این سینماها همون سینماهای ۳ بعدی هستن و فقط یه سری افکت و جلوه به فیلم می دن که شاید بهتر بود اسمشو می زاشتیم سینمای جادویی یا مثلن سینمای ۳ بعدی با جلوه یا هر چیز دیگه  غیر از این ( فلن همین ۲ تا اسم هم یهویی به ذهنم اومد ، می شه فکر کرد و واژه های بهتری پیدا کرد ) . خلاصه توی انتخاب اسم همیشه سعی کنید دقت داشته باشید و الکی هر اسمی رو انتخاب نکنید .

به اشتراک بگذارید
کی دنیا تموم می شه ؟!

بعد از مدت ها ننوشتن توی جنتلمن به خاطر درس و کار و هزار مشکل دیگه ، امشب که دارم این پست رو می نویسم می گن حدود ۲ هفته دیگه دنیا تموم می شه ! البته جدیدن نمی گن و از ۳-۴ سال قبل اینو می گفتن ! اما ینی واقعن شب یلدا آخرین شبیه که زنده ایمو فرداش دنیا تموم می شه ؟!

قبلن هم اینجا گفتم که شایعه های اینترنتی خیلی زیاده و اصلن نباید بهشون اعتنا کنیم ، ولی چیزی که این شایعه رو بزرگترش کرد ساخت فیلم ۲۰۱۲ بود که با همین مضمون پایان دنیا ساخته شد ! اما واقعن باید این ماجرا رو باور کرد یا نه ؟!

اولن از دید علمی اگه بخوایم به قضیه نگاه کنیم با توجه به عمر خورشید و زمین ، این ستاره و سیاره تازه تو دوران جوانین و به این زودی ها از بین نمی رن . طبق نظریات علمی هم وقتی خورشید به آخر عمرش برسه بزرگ می شه و از داخل فرو می ریزه و زمین و سیاره های دیگه رو جذب می کنه و توی خودش می کشه و زمین اینجوری از هم می پاشه و از بین می ره که البته این اتفاق هم میلیون ها سال دیگه اتفاق می افته و قبل از اینکه زمین توی خورشید فرو بره به دلیل بزرگ شدن خورشید خیلی وقته که دیگه حیات هم روی زمین وجود نداره !

از دید دینی هم توی هیچ کتاب و منبعی به زمان پایان دنیا اشاره نشده و فقط به زندگی پس از پایان دنیا اشاره شده و برای این روز هم نه تاریخی وجود داره و نه ساعتی و هیچ کس هم زمان دقیق نمی تونه براش تعیین کنه چون چیزیه فراتر از قدرت انسان .

از بُعد دلایل و مستندات هم باز نمی شه اطمینان کرد ، چرا که خیلی هاش توسط سازمان هایی مثل ناسا تکذیب شده ! مثلن من یه جا خوندم توی ۳۰ آذر یا همون ۲۲ دسامبر یه شهاب سنگ بزرگ به زمین برخورد می کنه یا اینکه جای دیگه نوشته بود توی این روز مدارهای زمین جابه جا می شن و زمین نابود می شه ! بیشتر این جور مستندات باز هم شایعست و اگه یه مقدار از دید علمی تر به قضیه نگاه کنید می بینید امکان باور کردنش سخته !

اگر واقعن قرار بود ۲۲ دسامبر دنیا تموم شه و این قضیه از طرف ناسا و اینجور جاها که توی خبرهای مربوط به این شایعه بهش اشاره می شه ، تایید شده بود ، کشورهای دنیا به جای برنامه ریزی برای آینده میومدن همه چیشون رو تا این تاریخ برنامه ریزی می کردن و خودشونو برای پایان دنیا آماده می کردن !

من به شخصه از روز اول این شایعه رو باور نکردم و هنوز هم باور نمی کنم ، می بینم فردای ۲۲ دسامبر رو که میاین و همه می گین سر کار بودیم و بی خودی باور کردیم ! مثل قضیه پپسی تو ماه !

پ.ن: پیشنهاد می کنم این انیمیشن سروش رضایی که درباره همین قضیه پپسی تو ماهه رو ببینید .

به اشتراک بگذارید
داستان دو مغازه

یکی بود یکی نبود ، یه روز تو یه شهری یکی میاد ۲ تا مغازه می زنه ، توی مغازه اولی از مردم می خواد فیلماشونو بیارن اونجا بزارن بعد هر کی دوست داره بره اون فیلما رو کرایه کنه یه شب ببینه دوباره بیاره . توی مغازه دومی هم کلی کتاب و مقاله می زاره و می گه هر کی می خواد بیاد کتابا و مقاله هاشو بزاره اونجا تا مردم بیان ازش استفاده کنن . هیچ محدودیتی هم نمی زاره و مردم آزادن هر چی می خوان توی اون مغازه ها بزارن و هر کدوم رو که دوست دارن کرایه کنن و از هر کدوم هم بدشون میاد می تونن کرایه نکنن !

خلاصه یه روز یکی میاد یه فیلمی رو می زاره توی مغازه ی کرایه ی فیلم و یه سری میان اونو کرایه می کنن و می بینن و کلی عصبانی می شن و می گن این فیلم خیلی بده و باید با کسی که فیلم رو گذاشته اونجا برخورد کنیم . مغازه هم مجبور می شه برای اینکه اون افراد معترض فیلم رو نبینن بهشون کرایه نده ، ولی بقیه هنوز می تونن کرایش کنن . ولی اون سری از مردم ، هنوز هم معترض بودن و می گفتن باید اون فیلم رو از آرشیو مغازه حذفش کنی .

فردای اون روز پلیس اومد دم در مغازه و گفت چی شده و همه گفتن که توی این مغازه یه فیلم بد کرایه داده می شه پلیس گفت فقط توی همین مغازست و همه گفتن آره . بعد هم پرسید صاحبش کیه و همه گفتن فلانی . پلیس مغازه رو پلمپ کرد و به فلانی گفت چون تو فیلم رو حذف نکردی پس اون مغازه ای که کتاب و مقاله توش می زاشتی هم پلمپ می کنیم !

این داستان شاید تو نگاه اول خنده دار باشه ! یعنی یه مغازه ای که درگیر داستانی نبوده بیخودی پلمپ شده ولی تو نگاه دوم چیزیه که اتفاق افتاده و باور کنین یا نه واقعیه !

همونجور که احتمالن همتون دیگه می دونید گوگل و جیمیل دیروز توی ایران از طرف سازمان فیلترینگ فیلتر شد ! چیزی که خیلی ها رو شوکه کرد . دلیل این فیلترینگ هم حذف نشدن فیلم موهن از یوتیوب و “درخواست زیاد مردمی” بوده ! البته اگه مردمی هم درخواست داده باشن احتمالن اطلاعاتی از شرکت گوگل و خدماتش نداشتن و از روی نا آگاهی این درخواست رو دادن .

اگرچه این روزها وقتی توی گوگل چیزی رو سرچ می کردیم ۹۰% نتایج فیلتر بود ولی باز هم با همون ۱۰ درصد می شد به یه نتایجی رسید ، ولی اینکه کلن موتور جستجوی اول جهان توی یه کشور فیلتر شه جای تاسف داره .

شرکت گوگل به خاطر تحریم ها نمی تونه از ایران درآمدی داشته باشه و خدماتش رو تقریبن رایگان به ایران ارائه می ده و یه سری از خدماتش مثل گوگل پلی که با پول و تبادلات مالی سروکار داشت رو توی ایران مسدود کرده تا تحریم ها رو نقض نکنه . اگرچه همون تحریم ها هم کاربرای ایرانی رو آزار می ده ولی اینکه بیایم و خودمون خدمات رایگانش رو هم مسدود کنیم واقعن اقدام عجیبیه و گوگل هم این وسط نه ضرری می کنه و نه سودی براش داره ، فقط مردمی که توی ایران از این سرویس ها هر روز استفاده می کنن ضرر می کنن و دودش تو چشم خودمون می ره نه گوگل !

درسته که یوتیوب زیر نظر گوگله ، ولی قوانینی داره که گوگل نمی تونه اون ها رو نقض کنه ، اگه این کار رو کنه قوانینش بی معنا می شه و کاربراش هم چون خود شرکت قوانینش رو نقض کرده شروع به نقض قوانین می کنن و هرج و مرج راه می افته . طبق قوانین یوتیوب اگر توی فیلمی قوانین کپی رایت و یه سری قوانین دیگه نقض نشده باشه یوتیوب اصلا نمی تونه اون فیلم رو پاک کنه و باید به دست خود کسی که فیلم رو گذاشته پاک بشه . البته می تونه اون فیلم رو توی برخی از کشورها که شکایتی ازش شده یا احساس می شه کپی رایت اون مناطق رو نقض کرده غیر قابل نمایش کنه که این کار رو هم درمورد اون فیلم موهن کرده ولی مستقیمن نمی تونه حذف کنه و قوانین خودش رو نقض کنه !

یوتیوب توی ایران ۳ سالی هست که فیلتره و ما در این زمینه از افغانستان که یوتیوب رو موقت بعد از پخش این فیلم فیلتر کرد یه گام جلوتر بودیم ! ولی اینکه بخوایم مردم رو از امکانات دیگه گوگل که توی دنیا تک هستن محروم کنیم و وادارشون کنیم از سرویس های دیگه که اون قدرت گوگل رو ندارن استفاده کنن کار درستی نیست .

تقریبن ۷-۸ ماه قبل هم جیمیل فیلتر شده بود و دیدیم شرکتهایی که از این سرویس استفاده می کردن چقدر ضرر دیدن و کارهاشون خوابیده بود ولی باز هم همون اشتباهات رو تکرار می کنیم و مردم رو از خدماتی محروم می کنیم که روزانه باهاش سروکار دارن و جزیی از زندگی و کارشونه .

  • با فیلتر شدن گوگل یعنی گوشی های اندرویدی دیگه مستقیمن توی ایران نمی تونن فعال شن و باید از بازار جمعشون کرد !
  • با فیلتر شدن گوگل دیگه نمی شه توی وبلاگ ها و وبسایت ها از این موتورجستجو برای سرچ توی مطالب داخلی استفاده کرد و باید هر سایت یا وبلاگ یه جستجوگر جدا برای خودش بنویسه که قطعن هیچ وقت نمی تونه نتایج رو به پیشرفتگی گوگل نمایش بده .
  • با فیلتر شدن گوگل رنک وبلاگ و وبسایت های فارسی به دلیل سرچ نشدنشون توی ایران به شدت افت می کنه و توی بلاگستان فارسی فاجعه بزرگی در دراز مدت رخ می ده .
  • و خیلی اتفاقات دیگه که برای کاربرای ایرانی فاجعه بار خواهد بود .

توی خبرها گفته شده موقتن این فیلترینگ انجام گرفته که امیدوارم حقیقت داشته باشه و هر چه زودتر رفع بشه . ولی مطمئنن این فیلترینگ هیچ ضرری به این شرکت نمی زنه و باعث نمی شه قوانین خودش رو تغییر بده و فقط دودش به چشم کاربرای داخلی و شرکت هایی می ره که از این سرویس ها استفاده می کنن .

به اشتراک بگذارید
اول مهر

اول مهر برای خیلی هامون روز مزخرفی بوده و شایدم هنوزم هست و برای بعضی ها که فکر کنم زیر ۱ درصد باشه روز خیلی خوبیه ! ولی با همه خوبی و بدی هاش ۱۲ سال از عمرمون رو با اول مهر شروع می کنیم و با آخر خرداد تموم می کنیم . البته همه اینجوری نیستن خیلی ها با ادامه تحصیل این روز مزخرف رو همچنان تجربه می کنن و خیلی ها هم از ادامه تحصیل منصرف می شن و وسطاش ول می کنن .

روز قبل از اول مهر بچه های کلاس اولی با گریه و بعضی ها هم دماغای آویزون می رن مدرسه و معلما میان براشون کلی از خوبی های مدرسه می گن و بچه ها هم خیال می کنن دارن می رن بهشت مثلن ! نفری یه قوطی فلورایدم می دن بهشون خونه قرقره کنن ، بعضی وقتا هم یه شاخه گل هم می گیرن .

دهه ی شصت و هفتاد وقتی که مدرسه ها سه شیفتی و دو شیفتی بود و روی هر نیمکت ۳ نفر می شستن و موقع امتحان نفر وسط باید می رفت زیر میز ، وقتی به اول مهر نزدیک می شدیم تلویزیون شروع می کرد به پخش آهنگ های مدرسه ای ! معمولن هم هر وقتی این آهنگ ها رو می شنیدیم اه و اوهمون در میومد و هی دعا می کردیم تابستون تموم نشه ! این روزها کمتر دیدم این آهنگ ها رو مدام پخش کنن و خیلی به ندرت اتفاق می افته .

۳ تا از اون آهنگ ها رو براتون پیدا کردم که از لینک های زیر می تونید دانلود کنید و یاد اون ایام بیفتید :

خلاصه اول مهر چه خوب بود و چه بد تموم می شه و فقط خاطراتش می مونه ، خاطراتی که خیلی ها آرزو می کنن کاش می شد دوباره به اون زمونا برن و اول مهر دست مامان باباهاشونو بگیرن و برن مدرسه …

به اشتراک بگذارید
برای زلزله زده ها چه کاری از دستمون بر میاد ؟

متاسفانه دیروز زلزله ی شدیدی توی بعضی شهر های استان آذربایجان شرقی اومده و تعداد زیادی از هموطنانمون کشته و مجروح شدن . توی شرایطی که متاسفانه رسانه ی مثلن ملی در برابر زلزله ای که توی تبریز اومده بیشتر سکوت کرده و سعی می کنه کمتر از این حادثه اطلاع رسانی کنه وظیفه ی ماست که از این حادثه خبر رسانی کنیم . توی هر کشوری که اینجور اتفاق ها می افته رسانه های مختلف و از جمله رسانه های دولتی سعی می کنن به اون نقطه برن و از آخرین اتفاقات ، لحظه به لحظه خبر رسانی کنن . چیزی که ما حتا توی شبکه ی استانی هم شاهدش نیستیم !

مهمترین کاری که افراد دور از مناطق زلزله زده می تونن انجام بدن و خیلی هم دربارش گفته می شه اهدای خون هست . تعداد مجروحین خیلی بالاست و قطعن به خون نیاز شدید دارن . پس کسایی که توان خون دادن رو دارن با اهدای خونشون کمک بزرگی می تونن انجام بدن . می تونید توی سایت سازمان انتقال خون آدرس مراکز اهدای خون توی شهرتون رو ببینید . همچنین این راهنمای اهدای خون رو هم بخونید ، ممکنه کمکتون کنه .

مردمی که دچار زلزله و بعد از اون پس لرزه های زیاد شدن دچار شوک شدن و یه ترس خاصی توی دلشون هست . سعی کنید کاری کنید که آروم بشن و از هرگونه شایعه ساختن و گسترشش توی اون مناطق دوری کنید . اگر هم با شایعه ای روبرو شدید تا وقتی از صحتش مطمئن نیستیت اون رو منعکس نکنید . متاسفانه توی این شرایط توی مناطق زلزله زده شایعات ، زیاد ساخته می شن و باید با اونها مقابله کرد و از پخش شدنش جلوگیری کرد . حتا توی محیط مجازی هم اگر با خبری غیر واقعی و یا شایعه ای روبرو شدید سعی کنید غیر واقعی بودن خبر رو اعلام کنید و جلوی انعکاسش رو بگیرید.

توی این لحظات هر چند که می دونم خیلی سخته ولی مردم اون منطقه می تونن از راه های مختلف اطلاع رسانی کنن و مشکلاتی که اونجا براشون پیش میاد و چیزهایی که نیاز دارن رو اطلاع بدن تا بقیه ی مردم بتونن اگه کمکی از دستشون بر میاد انجام بدن . دسترسی به اینترنت با سرعت بالا احتمالن توی اون مناطق در حال حاضر امکان پذیر نیست و اگر مردم به اینترنت GPRS دسترسی دارن می تونن اطلاع رسانی کنن . هر چند که توی اون شرایط سخت توقعی نباید داشت .

بقیه ی کاربران اینترنت که خارج از تبریزن می تونن با به اشتراک گذاشتن اون اخبار دیگران رو هم مطلع کنن ، فقط همونطور که گفتم سعی کنید از بروز شایعه خودداری کنید و هر خبری که منتشر می شه رو سریع به اشتراک نزارید و اول از منبع خبر و صحت اون مطمئن بشید .

کار دیگه ای که مردم خارج از تبریز می تونن انجام بدن ارسال کمک های نقدی و غیر نقدی هست . هر چند که شماره حساب خاصی برای این کار اعلام نشده ولی مردم می تونن از طریق حلال احمر منطقه زندگیشون این کمک ها رو به دست مردم زلزله زده برسونن .

اتفاق خیلی زشتی که متاسفانه توی مناطق زلزله زده رخ می ده افزایش آمار دزدیه ! آدم های کثیفی هستن که توی این شرایط به اون مناطق میرن و اقدام به دزدی می کنن . این آدم ها به قدری کثیفن که زیر آوار به دنبال اموال مردم هستن و اونها رو می دزدن ! هر چند که الان مردم اونجا دچار سردرگمی هستن ولی سعی کنن بعضی از اموالشون که سالم مونده رو محافظت کنن و اگر مورد مشکوکی دیدن سریع گزارش بدن .

بد نیست این لینک ها هم ببینید :

پ.ن : به تمام کسایی که عزیزانشون رو توی این حادثه از دست دادن تسلیت می گم و امیدوارم خدا بهشون صبر بده . امیدوارم دیگه شاهد این جور حوادث توی دنیا نباشیم .

به اشتراک بگذارید
بازی وبلاگی من تحریم می کنم !

بلاگ نوشت یه بازی وبلاگی باحال راه انداخته و توی اون خواسته این روزا که همه ، همدیگه رو تحریم می کنن وبلاگ نویس ها هم بیان هر چیزی رو که می خوان تحریم کنن ! بازی جالبیه و منم به دعوت بلاگ نوشت توی این بازی شرکت می کنم .

من طبق قوانین جنتلمن که توسط خودم به تنهایی تصویب شده موارد زیر رو تحریم می کنم و هر کسی رو ببینم نظرش مخالف منه اون رو هم تحریم و بلاک و ریپورت و همه چی می کنم !

۱- بهترین انیمیشن های دنیا رو پیکسار می سازه و استودیو های دیگه باید همه تحریم شن ! هر کسی به غیر از انیمیشن های پیکسار انیمیشن های دیگه ای رو ببینه تحریم می شه . البته راه هایی برای دور زدن این تحریم هست که مشکلی نداره ولی مهم اینه که در حضور من نباشه !

  • تبصره : خودم وقتی تنها هستم می تونم هر انیمیشنی رو ببینم !

۲- من از کله پاچه و بوی بدش متنفرم ! اصلن نمی دونم چرا باید گوسفندای بیچاره رو بکشیم بعد به اون طرز وحشتناک کله و پاچه هاشونو بندازیم تو قابلمه بعدم بچینیم پشت ویترین که ملت بیان بخورن ! کلن هر کی کله پاچه دوست داره و یا کله پزی ( طباخی ) داره تحریمه ! تبصره اینا هم نداره این بند !

۳- من از اپل بدم میاد ! هر کسی که از مصرف کنندگان و یا خریداران اپل باشه تحریمه ! هر کسی که تا به امروز از اپل استفاده می کرده ۶ ماه وقت داره تا از این محصولات فاصله بگیره و به اندروید و موارد جایگزین روی بیاره وگرنه مشمول تحریمه !

  • تبصره : من اگه یه وقت نظرم عوض شد می تونم از اپل استفاده کنم ولی بقیه نمی تونن !

۴- نمی دونم چرا باید از غذاها و خوراکیای خوشمزه عکس بگیریم بزاریم تو اینستگرام ! هر کسی از این به بعد از غذاهای آب دهن راه بنداز عکس بگیره و بزاره توی اینستگرام بلاک و تحریم و ریپورت و همه چی می شه !

  • تبصره : من می تونم از این جور عکسا بزارم ولی بقیه نمی تونن !

خب دیگه اینم تحریمای من بود که شامل همه می شه و فعلن استثنا نداره تا ببینم بعدن چی می شه ! این تحریم ها هم اکنون توسط من امضا شد و از همین الان اجرا می شه . دیگه مواظب باشین تحریم نشین ! توی این پست بلاگ نوشت هم می تونین یه لیست از تحریم کننده ها رو ببینید .

به اشتراک بگذارید
مطالب قدیمی تر
ایمیلتون رو توی کادر زیر وارد کنید و عضو خبرنامه ی جنتلمن بشید تا همیشه آخرین مطالب رو توی ایمیلتون بخونید :
اگه نمی خواید از طریق ایمیل جنتلمن رو دنبال کنید راه های دیگه ای هم برای اشتراک هست !
آرشیو ماهانه
برچسب ها
لینک های خوشمزه
  • برو بچه ها بلاگر
  • دوستای مجازی
    تبلیغ
  • مطالبی که می نویسم آزاد هستند و انعکاس آن از هر طریقی مشکلی ندارد!
    Jentelman.com . Made With In IRAN . 2010- 2017