یکی بیاید مرا له کند

زمین چرک است

آسمان چروک دارد

و قلب آدم ها

دیگر با هیچ اُتویی

صاف و صوف نمی شود…

این شعر The End هست سروده ی فاضل ترکمن عزیز که قبلن هم کتاب هاش رو معرفی کرده بودم . کتاب جدیدش به اسم “یکی بیاید مرا له کند” رو مدتی قبل از خودش هدیه گرفتم و این روزها وقت پیدا کردم و نشستم و شعرهاش رو خوندم .

یکی بیاید مرا له کند

برعکس کتاب های قبلی فاضل که طنز بودند این کتاب شامل اشعار عاشقانه و جدی هستند. دید فاضل توی این اشعار رو خیلی دوست داشتم . به خیلی از مسایل از دیدی نگاه کرده که ما ساده از کنارش می گذریم .

این همه مورچه

توی همین سوراخ کوچک

جا شدن

تو یه نفر اما

توی قلب بزرگ من

جا نمی شی!

یکی بیاید مرا له کند توسط انتشارات مروارید منتشر شده و جهت خرید اینترنتیش می تونید به اینجا مراجعه کنید . همچنین اگر دوست داشتید می تونید صفحه ی فاضل ترکمن توی فیسبوک رو هم لایک کنید . و این هم شعر تکنولوژی از همین کتاب که بی ارتباط با رشته ی من نیست :

وقتی کامپیوتر خریدم

لپ تاپ به بازار آمد

وقتی لپ تاپ خریم

تبلت…

و این داستان همچنان ادامه دارد…

پ.ن: من همیشه هر چیز خوبی که ببینم، از کتاب گرفته تا یه فیلم یا نرم افزار یا انیمیشن و … سعی می کنم اونو توی وبلاگم معرفی کنم . شما هم اگه نویسنده یا شاعر هستید خوشحال می شم کتاب هاتون رو بهم معرفی کنید تا بخونم و توی وبلاگم دربارش بنویسم . اگر هم انیماتور، فیلم ساز ، برنامه نویس و … هم هستید تولیداتون رو حتمن برام بنویسید و مطمین باشید اگر ارزشمند باشن دربارش می نویسم .

به اشتراک بگذارید
چرا به جای نرم افزارای ادوبی بیشتر از کورل استفاده می کنم ؟!

یکی از دوستان ایمیلی زده بهم و گفته چرا من کارهای گرافیکیمو با Corel PaintShop انجام می دم و از Adobe Photoshop استفاده نمی کنم ؟! اگه بخوام خودم سوالشو کامل کنم بهتره بگم چرا من تقریبن ۷۰-۸۰ درصد کارهای طراحی و گرافیکیمو با نرم افزارهای شرکت corel انجام می دم ، در صورتی که همه می دونن شرکت adobe توی این زمینه ها غول تره ! به نظرم سوال جالبیه و دوست داشتم یه پست بنویسم دربارش و دلایلمو برای انتخاب نرم افزارهای کورل بگم .

اینکه ادوبی یه غول نرم افزاریه و تقریبن توی هر زمینه ای نرم افزار تولید کرده شکی نیست و نمی شه تمام نرم افزارهای کورل رو با ادوبی مقایسه کرد . از طرفی هر چیزی که برای مخاطب جذابه ، ظاهر اون هست و هیچ مشتری و یا مخاطبی وقتی یه چیز جالب رو می بینه نمی پرسه با چی درست شده مگه اینکه خودش اینکاره باشه و بخواد سر در بیاره . توی طراحی  و گرافیک هم چیزی که برای مشتری یا مخاطب جالبه خود طرح هست و به اینکه با چی طراحی شده و چه جوری طراحی شده کاری نداره و فقط خروجی ازتون می خواد . چیزی که مهمه ساخت اون خروجی مورد نظر هست که طراح باید انجام بده و از هر نرم افزار و وسیله ای می تونه استفاده کنه .

من برای این کارهام نرم افزارهای کورل رو بیشتر ترجیح می دم تا ادوبی و دلایلم رو هم می نویسم . اگر آدم متعصبی روی ادوبی نباشید و یه تستی هم کورل رو کنید شاید شما هم با من هم عقیده بشید .

چرا Corel PaintShop به جای Adobe Photoshop ؟!

توی زمینه گرافیک و طراحی های دو بعدی و برداری شاید بشه گفت کورل یه رقیب جدی برای ادوبیه . کمپانی کورل از اول تاسیسش کارش رو روی نرم افزارهای گرافیکی متمرکز کرد و شاید Corel Draw یکی از معروفترین برنامه هاشونه . توی این سال ها هم کورل تجربش در زمینه گرافیک خیلی زیاد شده و روی این بخش هم مشخصه که سرمایه گذاری زیادی می کنه . از اون طرف هم فتوشاپ یکی از قدیمی ترین برنامه های گرافیکیه و خیلی دست کمش نباید گرفت .

رابط کاربری ای که کورل برای پینت شاپ طراحی کرده به نظرم خیلی بهتر از فتوشاپه . هر چند خیلی ها بخوان خورده بگیرن و بگن پینت شاپ کپی فتوشاپه ولی به نظرم خیلی شباهت زیادی به هم ندارن . با هر دو تاش می شه یک مدل خروجی از یه طرح گرفت ولی این به این معنی نیست بخوایم بگیم کپی همن .

حجم خود برنامه پینت شاپ کمتر از فتوشاپه و یه سری آنالیزهای تصویری دم دست هم داره که من توی فتوشاپ ندیدم و اگرم فتوشاپ همچین چیزی داره دم دست نیست و احتمالن توی منوهاشه .

یه چیزی که توی فرهنگ ما جا افتاده واژه فتوشاپ هست که به یه فعل تبدیل شده ! هر عکس ادیت شده ای که می بینیم می گیم فتوشاپه و این باعث شده کسایی که می خوان به دنبال کارای گرافیکی برن فکر کنن تنها نرم افزار گرافیکی ، فتوشاپ هست و خیلی نمی رن تحقیق کنن و دنبال گزینه های راحتتر بگردن .

به نظر من پینت شاپ هم رنگ بندی رابط کاربریش از فتوشاپ بهتره ، هم ابزاراش خیلی دم دست ترن و هم کم حجم تر و سریع تره .

چرا Corel VideoStudio به جای Adobe Premiere ؟!

تو این زمینه شاید بیشتر حق با شما باشه که premiere از VideoStudio قویتره و اینو قبول دارم . اونقدر که کورل توی زمینه گرافیک تجربه داره و حرفه ایه توی زمینه ویدیو تازه کاره و بعد خرید کمپانی Ulead مقداری به سمت ویدیو رفت . ولی باز هم سادگی و رابط کاربری خوبی که ویدیو استادیو داره ، پریمایر نداره !

نسخه های آلتیمیت ویدیو استادیو کلی فیلتر و امکانات اضافه دارن که می شه همون خروجی ای که پریمایر می ده رو ازش گرفت و همونجور هم که اول گفتم تو درجه اول خروجی مهمتر از نرم افزاریه که باهاش کار شده !

البته این وسط توی بعضی از ویدیوها مجبورم از Adobe After Effects استفاده کنم و بعد خروجیش رو توی ویدیو استادیو بیارم . به نظرم در حال حاضر هیچ نمونه ای برای Adobe After Effects وجود نداره و کورل هم چون توی زمینه ویدیو تازه کاره فکر نمی کنم به این زودی ها بخواد برنامه ای تولید کنه برای رقابت با Adobe After Effects و اگرم بخواد ، به این زودی ها موفق نمی شه .

یه زمانی که ویدیو استادیو هنوز متعلق به کمپانی یولید بود ، خیلی ها این برنامه رو برای تازه کارها مناسب می دونستن ! ولی به نظرم از وقتی کورل اون رو خرید روش داره سرمایه گذاری می کنه و امکانات خیلی حرفه ای ای بهش اضافه کرده ، هر چند هنوز هم جای کار زیادی داره و یه سری از امکاناتش مثل کپچر رو باید از این حالتی که هست خارج کنه و در حد یه منو یا آپشن جدا بزاره و سعی کنه راه پلاگین نویسی رو هم براش باز کنه که پلاگین های بیشتری نوشته بشه .

در کل سادگی این برنامه بیشتر منو به سمت خودش کشونده هر چند قدرتش به اندازه premiere نیست .

چرا از Corel Motion Studio 3D به جای خیلی گزینه های دیگه  ؟!

توی زمینه سه بعدی شاید ادوبی خیلی وارد نشده و نرم افزاری خاص این کار هنوز تولید نکرده ، ولی کمپانی autodesk توی این زمینه ها تبدیل به یه غول شده و به این راحتی ها هیچ کمپانی ای حتا ادوبی هم قابل رقابت باهاش نیست ! تقریبن می شه گفت بیشتر انیمیشن ها و بازی های سه بعدی دنیا با نرم افزارهای این شرکت ساخته شدن .

نرم افزار کوچیکی مثل Motion Studio به هیچ وجه با نرم افزارهای فوق حرفه ای مثل مایا و تری مکس و… قابل مقایسه نیست و اصلن تصمیم هم ندارم مقایسه کنم ! ولی سادگی باز هم یکی از ویژگی های موشن استادیو هست . همه ی آپشن ها مشخص شده و کاملن دم دسته و سریع می شه باهاش یه انیمیشن سه بعدی یا دو بعدی رو با یه کیفیت قابل قبول خروجی گرفت و فکر می کنم برای همین کار هم ساخته شده !

البته توی زمینه انیمیشن دو بعدی من بیشتر از Anime Studio استفاده می کنم ولی در کنارش از موشن استادیو هم زیاد خروجی دو بعدی می گیرم .

موشن استادیو برای کسایی که خیلی تجربه سه بعدی کار کردن ندارن و می خوان یه پروژه سریع و تقریبن حرفه ای خروجی بگیرن خیلی مناسبه .

در مورد اینکه چرا Corel Draw رو هم به Adobe Illustrator ترجیح می دم باز همون دلایل بین پینت شاپ و فتوشاپ رو باید بنویسم که دیگه نمی گم و خودتون می دونید .

در کل برای نتیجه گیری می خوام بگم که من از نرم افزارهای کورل استفاده می کنم چون :

  • رابط کاربریشون خیلی خوبه
  • خروجی ای که می دن ، خروجی خوب و حرفه ای ایه
  • سرعت بالایی توی پردازش دارن و حجمشون به نسبت برنامه های مشابه کمتره
  • سال ها کار کردن با این برنامه ها اعتمادمو نسبت به کورل بالا برده و می دونم هر برنامه ای که می سازن از دید همه نوع کاربر طراحیش می کنن و از این دید بهش نگاه نمی کنن که قراره یه آدم حرفه ای باهاشون کار کنه !

پ.ن : البته نمی خوام ۱۰۰% بگم فلان برنامه کورل از فلان برنامه ادوبی یا هر کمپانی دیگه ای بهتره و قطعن هر برنامه ای مشکلات خودشو داره . مثلن اینکه هنوز همه ی نرم افزارهای کورل برای هر نوع سیستم عاملی طراحی نشدن و نرم افزارهای مک و لینوکسشون نسبت به ویندوز خیلی کمتره خودش یه ایراده . ولی از اون طرف هم نباید سرمایه ای که ادوبی داره رو با کمپانی کوچیکتری مثل کورل برابر دونست و توقع بی جا داشت . ولی همونجور که گفتم به کورل اعتماد کنید مطمئن باشید پشیمون نمی شید .

به اشتراک بگذارید
نگاهی به یک مستند به نظرم ماندگار

دیشب نشستم و مستند بچه ها ( babies ) رو دوباره دیدم . این مستند رو حدود ۱ سال قبل اگه اشتباه نکنم دیده بودم و دیشب اتفاقی توی کامپیوتر چشمم بهش خورد و نشستم و دوباره دیدم . یکی از بهترین مستندهاییه که تاحالا دیدم و موضوعش به نظرم خیلی عالیه . این مستند زندگی ۴ بچه ی مختلف از ۴ ملیت مختلف رو نشون می ده و مراحل بزرگ شدن و امکاناتی که هر کدوم دارن رو به تصویر کشیده .

مستند از اواخر دوران بارداری مادر بونیجاو ( Bonijao ) توی یه کشور افریقایی به نام نامیبیا شروع می شه و بعد به معرفی ۳ نوزاد دیگه با نام های بایار ( Bayar ) از مغولستان ، ماری ( Mari ) از ژاپن و هتی ( Hattie ) از امریکا می پردازه . تقریبن توی اکثر سکانس هاش فیلمبردار دوربین رو جایی گذاشته و از رفتار این بچه ها فیلم گرفته و خیلی خوب این فیلم ها از لحظه ی به دنیا اومدنشون تا بزرگ شدن و راه رفتنشون کنار هم تدوین شدن .

چیزی که این مستند رو جالب کرده سبک زندگی و بزرگ شدن بچه ها توی جاهای مختلف دنیاست ، اینکه مثلن یکی توی امریکا بچش رو زیر دوش می بره و می شوره و یکی هم توی مغولستان به خاطر نداشتن دوش ، آب رو توی دهنش می ریزه و روی بچش می پاشه تا تمیز شه یا اینکه توی ژاپن بچه ها با چه اسباب بازی هایی ، بازی می کنن و بزرگ می شن و توی نامیبیا بچه ها به خاطر نداشتن اسباب بازی های آنچنانی با سنگ و خاک بازی می کنن  .

وقتی توی این مستند می بینی که بچه ها توی هر شرایطی که هستند می خندن و خوشحالن و توی تخیلاتشون با هر چیزی بازی می کنن حس خیلی خوبی به آدم دست می ده . همین شادی های بچه گانست که هممون باهاش خاطره داریم و هیچ توجهی به محیط اطرافمون نداشتیم و فقط توی تخیلات خودمون بودیم .

مستند  babies

توی این مستند می شه حس مادرانه رو قشنگ دید و متوجه شد ، می شه دید حس مادرانه ی مادری که توی افریقا زندگی می کنه با مادری که توی امریکا یا ژاپن زندگی می کنه نسبت به بچش یکیه و با هر نوع امکاناتی که داره سعی می کنه بچش رو بزرگ کنه .

این مستند نشون می ده همه ی ما انسانیم و هر جای دنیا که باشیم و هر رنگی که باشیم و هر زبونی که داشته باشیم ، همه یه روند رشد رو طی می کنیم و این شرایط هست که روی استعداد هر کدوممون تاثیر می زاره .

ای کاش به جای اینکه بعضی هامون هی غُر بزنیم که توی بچگی ما رو با فلان شرایط بزرگ کردین و فلانی توی فلان شرایط بزرگ شده یه خورده به گذشته برگردیم و یاد شادی هایی بیفتیم که با همون شرایط داشتیم .

پ.ن : من به زوج های جوونی که قصد بچه دار شدن دارن پیشنهاد می کنم حتمن این مستند رو بارها ببینن ، کسایی که مثل من بچه ها رو خیلی دوست دارن هم حتمن این مستند رو ببینن و مطمئن باشن انرژی خیلی خوبی می گیرن و البته به افراد زیر ۱۵ سال دیدنش رو توصیه نمی کنم .

به اشتراک بگذارید
بُعد چهارم

این روزا توی بیشتر شهربازی ها و جدیدن کنار بعضی پارکا تابلوعه سینمای چهاربُعدی یا پنج و شش بعدی حتا زیاد می بینیم . سینماهایی که بهمون یه عینک می دن و توش یه انیمیشن یا فیلم پخش می کنن و تصویری که دیده می شه یه تصویر عمق دار و واقعیت پذیره  . حتا بعضی از دیزاینرها هم جدیدن می گن محیط ها رو باید ۴ بعدی دیزاین کرد ! اما واقعن بُعد ۴ چیه ؟ توی این پستم خیلی کوتاه می خوام درباره ی برداشت خودم از بعد چهارم بنویسم و یه نتیجه گیری کلی کنم .

دنیایی که توش زندگی می کنیم یه دنیای سه بعدیه ، ینی اینکه ما هم طول یه جسم رو می بینیم و هم عرض و هم ارتفاعشو و می تونیم اون جسم رو توی این جهات لمس کنیم یا حرکت بدیم . اگه با نرم افزارهای سه بعدی کار کرده باشید دقیقن می تونید یه محیط سه بعدی رو خیلی بهتر حس کنید و جزییاتش رو درک کنید . توی کره ی زمینی که داریم زندگی می کنیم همه چی سه بعدی خواهد ماند و با دانشی که الان داریم نمی شه چیزی رو ۴ بعدی یا بیشتر کرد !

توی علم فیزیک ، فیزیک دان ها بعد ۴ رو زمان می دونن . البته نه این زمان و ساعتی که ما داریم . توی دنیای سه بعدی ما می تونید ابعاد رو هر لحظه تغییر بدیم ، یعنی می تونیم یه لاستیک رو بکشیم تا طول یا عرض یا ارتفاع و یا هر سه تاش زیاد و کم بشه و هر بُعد رو به دلخواه خودمون تغییر می دیم . می تونیم یه کفش رو توی سایز های مختلف تولید کنیم ، سقف خونمون رو بلند یا کوتاه بسازیم و … .

دنیای ۴ بعدی ای که زمان توش بعد ۴ محسوب می شه هم باید همین ویژگی رو داشته باشه ! یعنی باید دنیایی رو تصور کنیم که یه کار رو خیلی سریع و یه کار رو کُند بشه انجام داد ! زمان توی کره زمین یه چیز ثابته ، یعنی یک ثانیه یک ثانیست و نمی شه یک ثانیه مثلن ۱ ساعت باشه ! یعنی من نمی تونم بشینم شروع کنم به نوشتن این پستم و بدون وقفه بنویسم و بتونم کاری کنم که توی یک ثانیه به وقت ساعت زمینی نوشته بشه ! یا اینکه نمی تونم فاصله تهران تا اصفهان رو پیاده توی ۵ ثانیه به وقت زمینی طی کنم و همون راهو توی ۳۰۰ سال برگردم ! وقتی زمان ثابت باشه و نشه طولش رو کم و زیاد کرد ( با دانش فعلی البته ، شاید در آینده دانشمندا موفق بشن یه محیط ۴ بعدی بسازن ) پس زمان بُعد محسوب نمی شه .

اگر سینماهایی که به اسم چهاربعدین طوری بودن که ما می رفتیم توش و یه فیلم ۱ ساعته می دیدیم و وقتی میومدیم بیرون ۱۰ سال زمینی طی شده بود می شد گفت اون سینما چهار بعدیه !

درک بُعد ۴ و از اون بدتر ۵ و ۶ توی فیزیک سخته ولی اگه یه خورده بهش فکر کنیم و برای خودمون مثال بیاریم و روش های رسیدن به اون ابعاد رو مطالعه کنیم  می تونیم حسش کنیم . من شخصن خیلی علاقه به نجوم و روابط کیهانی و فیزیکی دارم و توی این زمینه مقاله و اینا زیاد می خونم و می تونم تا حدودی یه محیط بیشتر از ۳ بعد رو درک کنم و وقتی جایی تابلوعه سینمای ۴ بعدی و … می بینم برام خنده داره ! البته یه بار از مسئول یکی از اون سینماها پرسیدم منظورشون از ۴ بعدی چیه گفت : یه فیلم سه بعدی پخش می کنیم و چون صندلی ها حرکت می کنه ، اون حرکت بُعد ۴ می شه !

حرکت صندلی یا نورپردازی یا افکت های صوتی و … به نظر من نباید جز ابعاد حساب بشن و بیشتر یه جلوست تا بُعد ! اگه ما یه صندلی رو تکون بدیم در اصل داریم اونو روی محور های x و y و z حرکتشون می دیم که همون دنیای سه بعدیه !

کلن می خواستم اینو بگم که سعی کنیم وقتی از واژه ای می خوایم استفاده کنیم قبلش یه مطالعه ای دربارش داشته باشیم و الکی اسم انتخاب نکنیم . شاید برای درک عوام اسم ۴ بعدی رو انتخاب کردیم که حرکت صندلی ها رو هم توش به نوعی اشاره کنیم ، ولی این اسم مفهومی عمیق تر داره که اصلن نباید توی این مورد استفاده بشه . این سینماها همون سینماهای ۳ بعدی هستن و فقط یه سری افکت و جلوه به فیلم می دن که شاید بهتر بود اسمشو می زاشتیم سینمای جادویی یا مثلن سینمای ۳ بعدی با جلوه یا هر چیز دیگه  غیر از این ( فلن همین ۲ تا اسم هم یهویی به ذهنم اومد ، می شه فکر کرد و واژه های بهتری پیدا کرد ) . خلاصه توی انتخاب اسم همیشه سعی کنید دقت داشته باشید و الکی هر اسمی رو انتخاب نکنید .

به اشتراک بگذارید
اندر باب خوابگاه های دانشجویی

قبل از اینکه بخوام شروع کنم خیلی خوشحالم که این پستم با ۱۶ آذر – روز دانشجو – همزمان شده و خودم هم فکر نمی کردم همچین اتفاقی بیفته و کاملن بر اساس تصادف بود ! از همینجا روز دانشجو رو به همه ی دانشجو ها ، این قشر رنگ و وارنگ تبریک می گم و امیدوارم از این دورانی که توش هستن حسابی فیض ببرن و بدونن که این ایام دیگه تکرار نمی شه و فقط خاطراتش می مونه . اما بریم سراغ اصل مطلب !

من مثلن یه دانشجو هستم ، دانشجویی که دانشگاهش همین بغله ، می ره سر کلاس و میاد خونشون و خیلی هم خوشحاله که دانشجویه ! توی این دورو زمونه با اومدن دانشگاه آزاد و پیام نور و غیره و غیره دانشگاه یه چیزی تو مایه های همون مدرسست و همه نزدیکترین دانشگاه ممکن به خونشون قبول می شن !

از دید بیشتر مامان باباها اینجوری خیلی بهتره و اینکه بچشون خوابگاه و خونه مجردی و اینا نداره و همش خونست ، خیالشون راحته ! کاری ندارم این فکر درسته یا غلط ولی خانواده و وابستگی اعضاش به هم اینجور که توی ایران وجود داره توی کشورای غربی نیست و زندگی بچه ها دور از پدر و مادر یه چیز تعریف شده براشونه . اما هنوز هستن کسایی که دانشگاه های خوب خیلی دورتر از خونشون قبول می شن و زندگی جدیدی رو توی خوابگاه های دانشجویی شروع می کنن .

من خودم همونجور که گفتم تقریبن یه دانشجوی تیتیش مامانیم که زندگی توی خوابگاه دانشجویی رو تجربه نکردم و تاحالا هم بهش فکر نکرده بودم ، تا اینکه پای یه دوست قدیمی و یه مستند اومد وسط و الان ۱-۲ هفتست دلم یه زندگی دانشجویی واقعی می خواد ! حالا چراشو می گم بهتون ، اما اول بزارید از اینجا شروع کنم :

محسن یکی از دوستای دوران دبیرستانم بود ، خیلی هم خرخون ( همون درس خون با ادبانه ) بود و همیشه بچه ها سوالاشونو از اون می پرسیدن ، حتا اون سالی که کنکور داشتم و تستای کاظم ( قلم چی ) رو می رفتم می زدم تراز محسن همیشه خیلی خوب بود و مشخص بود یه جای خوب قبول می شه . خلاصه کنکور رو دادیم و اون یکی از شهرای جنوب ، توی یه دانشگاه وابسته به امیرکبیر ، شیمی قبول شد .

توی این ۴ سال با محسن از طریق فیسبوک در تماس بودم و اون هم عکسای خوابگاه و هم اتاقی هاشو زیاد می زاشت و منم خیلی ساده مثل بقیه عکس ها اونا رو می دیدم و لایک می کردم و بعضی وقتا هم کامنتی می دادم و خیلی به زندگیش توی خوابگاه و دوران دانشجوییش توجه نمی کردم . تا اینکه حدود ۵-۶ ماه قبل که درسش تموم شد ازم خواست با یه لوگو یه انیمیشن براش بسازم و بهش بدم ، گفت می خواد یه فیلم بسازه و اون لوگو رو اول فیلم نشون بده !

من هم ساختم و بهش دادم و دیگه خیلی سوال درباره فیلمش نکردم ؛ حدود ۱-۲ هفته قبل بعد از ۴ سال قرار گذاشتیم و رفتم و دیدمش ، همون محسن بود و به نظرم اصلن فرق نکرده بود ! محسن کلی از این ۴ سال و زندگی دانشجویی و ایناش گفت و یه دی وی دی بهم داد و گفت یه مستند ساخته از زندگی توی خوابگاه ها ، یعنی توی این ۴ سال یه سری فیلم از زندگی ای که داشت گرفته و الان اونارو کنار هم گذاشته و یه مستند تقریبن یه ساعت و نیمی ازش درآورده . من هم تا اومدم خونه نشستم و مستندشو دیدم .

مستند frog symphony یا سمفونی قورباغه ها زندگی یه سری دانشجو توی خوابگاه یکی از دانشگاه های ماهشهر رو روایت می کنه و به نظرم از لحاظ خط داستانی و تصویر برداری روند استانداردی رو داره ، البته هر چند از نظر تدوین و اینا یه سری مشکلات داره و بعضی جاها کات های ناگهانی خورده ولی محسن نه مستند سازه و نه رشتش مرتبط با این کاره ، فقط زندگیشو توی این ۴ سال خواسته روایت کنه که به نظرم خیلی خوب تونسته این کارو کنه و روی من یکی که خیلی تاثیر گذاشت .

از بعد این مستند دلم می خواد لااقل یه هفته زندگی توی خوابگاه رو تجربه کنم ، البته نمی خوام بگم این مدل زندگی همش خوشی و شادیه و قطعن سختی هم زیاد داره ، ولی وقتی توی این مستند حس برادری ، کمک کردن به همدیگه ، شادی و ساختن لحظه های خوب رو دیدم واقعن دلم یه بار تجربه همچین زندگی ای رو می خواد . دلم می خواد لااقل ارشد بتونم یه دانشگاهی قبول شم که همچین زندگی ای رو بتونم توش تجربه کنم .

شاید بیشتر شماهایی که الان دارید اینو می خونید مثل خود من چیزی که از دوران دانشجویی فهمیدید اینه که صبح برید سر کلاس و بعد از ظهر بیاید خونه ! ولی بعد از دیدن این مستند دیدم نسبت به زندگی دانشجویی عوض شده و می فهمم دانشجوی واقعی یعنی چی .

من این مستند رو با فرمت MKV خیلی فشرده کردم و به حجم ۲۷۸MB رسوندم و آپلودش کردم . هر چند کیفیتش نسبت به نسخه دی وی دی ای که دارم کمتر شده ولی خیلی هم بد نشده و ارزش یه بار دیدن رو داره و پیشنهاد می کنم حتمن ببنید . می تونید از لینک زیر دانلودش کنید :

زیاد هم به دید یه مستند حرفه ای بهش نگاه نکنید و محتواش رو ملاک قرار بدید و از اون دید ببینیدش . با این مستند فهمیدم محسن ، هم علاقه و هم استعداد مستندسازی رو داره و اگه ادامه بده حتمن می تونه مستندای خوبی بسازه ، امیدوارم ادامه بده و منتظر مستندای دیگشم هستم . از اینکه این مستندش رو بهم داد تشکر می کنم و امیدوارم موفق باشه و این ۲ سالی هم که داره ارشد می خونه مثل همون ۴ سال بهش حسابی خوش بگذره و همیشه شاد باشه .

پ.ن : مدتی قبل سایت نذری یاب راه افتاد و احتمالن تا الان دیگه خبراشو خوندین و می دونین ، من هم برای این سایت یه تیزر تبلیغاتی ساختم که می تونید از اینجا ببینید ، خواستم تو یه پست جدا دربارش بنویسم ولی چون دیدم به اندازه کافی به این سایت پرداختن بی مزه می شه که منم دربارش بنویسم و در همین حد زیر یه پست مرتبط به یه فیلم گفتم که بگم . تیزرشم توی ۲۴ ساعت ساخته شد و خیلی شاید خوب نشده باشه ، توی مصاحبه ی داوود مظفری با شبکه آموزش هم این تیزر پخش شد که می تونید از اینجا ببینید .

به اشتراک بگذارید
جنتلمن ۳ ساله

دقیقن ۲ سال پیش همین موقع ها بود که جنتلمن رو راه انداختم . چون قبلش وبلاگ نویسی رو با سرویس های رایگانی مثل بلاگفا و میهن بلاگ و پرشین بلاگ تجربه کرده بودم می شه گفت قالب وبلاگ نویسی دستم اومده بود و می خواستم یه وبلاگ کاملن شخصی بزنم که توش اطلاعاتی که دارم و اتفاقاتی که برام می افته رو بنویسم . خوشبختانه تا به امروز به این امر پایبند بودم و اینجا رو تا اونجا که تونستم شخصی نگه داشتم و سعی کردم فقط نوشته های خودم اینجا باشه .

امروز جنتلمن وارد ۳ سالگیش شد . ۲ سالی که خیلی اتفاقات افتاد و من جنتلمن رو سرپا نگه داشتم . از مشکلات کاری که برام پیش اومد و نرسیدم خیلی بروزش کنم تا حملاتی که بهش شد و من هم تا اونجا که تونستم سعی کردم آسیبی نبینه و سر پا بمونه .

جنتلمن به طور میانگین روزی ۱۰۰ تا بازدید کننده داره و بیشتر بازدید کننده ها مطالب آموزشی ای که نوشتم رو می خونن و برای همین سعی می کنم مطالب آموزشی بیشتری بنویسم . مطالب انیمیشنم هم خواننده هاش زیادن و چون خودم تو زمینه انیمیشن اطلاعاتم خوبه سعی می کنم بیشتر در این زمینه هم بنویسم .

می دونید که ادبیاتی که اینجا به کار می برم روزنامه ای نیست و هر چی که نوشتم و می نویسم رو به زبون محاوره گفتم تا خواننده هم ارتباط بیشتری با متن پیدا کنه و هم همه چی خیلی ساده گفته شده باشه . اصلن دوست ندارم اینجا رسمی بنویسم و محاوره ای نوشتنم هم برای خیلی ها راضی کننده تره و راحت تر با متن ارتباط برقرار می کنن .

توی ۳ سالگی جنتلمن اتفاقات خوبی خواهد افتاد . اولیش جنتلمن تی وی هست که از یکی دو ماه آینده شروع می کنم و هر چند وقت یه بار ویدیوهایی رو اونجا می زارم . فعلن زیاد توضیح نمی دم و وقتی اولین ویدیو رو گذاشتم توی یه پست جدا دقیقن می گم چی هست و قراره چی کار کنم !  یه سری کارای دیگه هم قراره کنم که به زودی همش رو می گم .

به مناسبت تولد ۳ سالگی جنتلمن یه کتابچه آماده کردم و توش بهترین مطالبی که تا حالا نوشتم رو جمع کردم . یه خورده کار سخت و وقت گیری بود ولی بلاخره درستش کردم . اول فکر می کردم ۵۰-۶۰ صفحه می شه ، ولی وقتی تموم شد دیدم ۱۶۵ صفحه شد و خودم هم باورم نمی شد اینقدر اینجا نوشته باشم ! البته این کتاب شاید ۵۰% از مطالبی که اینجا نوشتم رو هم شامل نشه ، ولی سعی کردم بهتریناش باشن .

 

مقاله هایی که توی این کتاب گذاشتم اینا هستن :

  1. دانلود آسان از سایت های اشتراک فایل
  2. پیرزن و مرگ
  3. ایمیل ارسال شده را Undo کنید
  4. آموزش swish max ( مقدمه )
  5. معادل سازی های نابود کننده
  6. RSS و تحولی در دنیای اینترنت
  7. با یه جیمیل کلی آدرس ایمیل داشته باشید
  8. افکت های swish max
  9. آی پی ، شناسنامه ی شما در دنیای مجازی
  10. سیاه و سفیدی به سبک چارلی چاپلین
  11. ساخت دکمه در swish max
  12. بلیندر ، نرم افزار قدرتمند ۱۰ مگابایتی
  13. لودینگ ها در swish max – قسمت اول
  14. ارسال ایمیل گروهی به صورت مخفی
  15. انتقال بدون دردسر فایل بین دو سرور
  16. پادکست چیه و چه کاربردی داره ؟
  17. لودینگ ها در swish max – قسمت دوم
  18. تاکتیک های نامه نگاری زیر برگه
  19. به دست آوردن آی پی به وسیله ی php
  20. سطح دسترسی چه جوری درست می شه ؟!
  21. اپرای گریان !
  22. مروری بر انیمیشن های کوتاه اسکار ۲۰۱۱
  23. کمی اُریگامی نوش جان کنید !
  24. بچه ناف تهرون کیه ؟
  25. کلاهبرداری ای از نوع سرقت اطلاعات شخصی
  26. آهنگ های روی کیجن از کجا میان ؟!
  27. سامانه پیامک مفت و مجانی !
  28. زاراملا و استپ موشن
  29. خوشگل کیه ؟
  30. فسفر سوزوندن با یه ربات با بازی Machinarium
  31. نرم افزارهای فراموش شده ی ULEAD
  32. رمز عبورتون رو امن کنید
  33. الکس و خاطرات گذشته
  34. سروش رضایی و انیمیشن های خوبش
  35. لیمبو در تاریکی !
  36. سیاره ی گوسفندی !
  37. چجوری یه سایت شخصی داشته باشیم ؟
  38. اعصاب بازی !
  39. یه پادکست خوشمزه بسازیم !
  40. چجوری وبلاگمون رو مجهز به خبرنامه و فید کنیم ؟
  41. رادیوی اینترنتی آنلاین بسازید
  42. بدترین صداهای دنیا
  43. روبیک حل کنید !
  44. رامین رحیمی و انیمیشن های باحالش
  45. صداگذاری و افکت گذاری حرفه ای
  46. از سایتتون بک آپ بگیرید
  47. کپی کردن با کمک یک فایل اجرایی
  48. آموزش MotionStudio 3D ( مقدمه )
  49. بهترین نرم افزارهای مکالمه ی صوتی و تصویری
  50. دوستان شاد درختی چندش آور
  51. طراحی با اشکال هندسی در MotionStudio 3D
  52. استفاده از فونت های فارسی در طراحی سایت
  53. اتصال به وب سرویس با زبون php
  54. یه کلاس خوب php برای ارسال ایمیل
  55. ققنوس و محصولات خوبش
  56. ساخت پلیر با swish max
  57. طرح های گرافیکی ( مجموعه ای از کاغذ دیواری ها و پوسترهایی که تا حالا اینجا گذاشتم )

این کتاب رو با فرمت PDF می تونید از لینک زیر دانلود کنید . امیدوارم خوشتون بیاد و با خوندنش بیشتر به اینجا سر بزنید :

این تولد هم اول از همه به شما که با کامنت ها و به اشتراک گذاشتن نوشته هام از اینجا حمایت می کنید و بعد به خودم تبریک می گم و امیدوارم بتونم سال های سال اینجا رو سر پا نگه دارم .

به اشتراک بگذارید
جنتلمن و قالب جدید !

توی این مدتی که جنتلمن سوت و کور بود داشتم روی قالب وبلاگ کار می کردم و الانم به صورت رسمی ازش رونمایی کردم ! البته با قبلی از نظر استایل فرقی نداره و می شه گفت همونه ، فقط یه سری تغییرات بزرگ داره . قبل از هر چیز بگم که من دوست ندارم اینجا از حالت وبلاگ خارج شه و شبیه مجله های اینترنتی یا سایت های خبری بشه ، دوست دارم قالبی باشه که با دیدنش بفهمن اینجا وبلاگه و فقط من توش می نویسم .

اما بزارید بگم چی کار کردم و این قالب چه فرقایی داره :

اول از همه رنگ بندی مطالبه ، خیلی دوست داشتم مطلبایی که می نویسم علاوه بر دسته بندی ، با رنگ بندی هم جدا بشن ! یعنی هر دسته رنگ مخصوص به خودش رو داشته باشه ، توی این قالب این اتفاق افتاده و همونجور که می بینید کادر هر مطلب رنگ خاصی داره و مطالب با رنگ بندی جدا شدن .

تغیر بعدی که دادم فونت هست . فونت مطالب رو مثل سابق همون تاهما گذاشتم تا راحت تر خونده بشه ، ولی فونت قسمت های مهم و برجسته مثل منوها رو فونت بی کودک تعیین کردم و بهش سایه دادم که خوشگلتر باشن و بیشتر به چشم بیان .

قسمت میکروسکوپ رو هم با توجه به رنگ بندی ها و دسته ها جداسازی کردم و از این به بعد وقتی مطلبی رو جستجو یا همون میکروسکوپ کنید ، نتایج مشخصه که مال کدوم دسته و رنگ هستن .

هدر بالای وبلاگ هم همونطور که می بینید عوض کردم . این هدر رو خودم طراحی کردم و از این به بعد اون پسر بچه قراره یه سری از مناسبت ها رو معرفی کنه و دیگه از تابلو چوبی خبری نیست !

قسمت نظرات رو هم یه سری تغییرات دادم و مشکلاتی که داشت رفع شد . یه سری دیگه تغییرات کوچیک هم داره که دیگه بهش نمی پردازم .

تمام مشکلاتی که قالب قبلی داشت رو توی این قالب سعی کردم برطرف شه و فعلن مشکل خاصی فکر نمی کنم داشته باشه و قشنگ همه چیش رو تست می کنم و اگه مشکلی پیدا کردم سریع برطرفش می کنم .

نسخه ی موبایل رو هم به زودی یه سری تغییرات جزیی می دم و سبکترش می کنم تا سریعتر با GPRS ایران وصل شه .

اما یه خبر دیگه هم جنتلمن تی ویه که تابستون امسال راش می ندازم ! فعلن ترجیح می دم دربارش چیزی نگم و وقتی این قسمت رو فعال کردم توضیح می دم که چی هست و چی کار می خوام کنم .

خوشحال می شم نظراتون رو درباره قالب جدید بدونم و اگه مشکلی هم داره حتمن بهم بگید .

به اشتراک بگذارید
کلونی آدم ها !

وقتی آدم زندگی مورچه ها و زنبور ها رو می بینه کلی حال می کنه ؛ از اینکه مورچه ها چقدر قشنگ با هم زندگی می کنن و وظایفشونو تقسیم می کنن و با هم مهربونن ، وقتی یه مورچه یه غذایی پیدا می کنه اونو برای خودش نمی دونه و به لونه می بره و انبارش می کنه تا همه ازش استفاده کنن ، وقتی موقع دفاع برسه همه از جونشون می گذرن تا از لونشون دفاع کنن ، کلونی های مورچه ها هیچ وقت با هم درگیر نمی شن و کلی چیزای خوب دیگه که توی مستندها زیاد ازش گفتن و شنیدین .

زنبورها هم همینطورن اونا هم برای کندوشون کار می کنن و هیچ زنبوری به همجنس خودش آسیب نمی رسونه و همه با هممهربونن . نمونه ی زندگی این موجودات به قدری قشنگه که ما آدما باید بریم جلوشون لنگ بندازیم !

ما آدما با این همه دبدبه و کبکبمون از همدیگه بدمون میاد ، تو سر و کله همدیگه می زنیم ، دوست داریم طرف مقابلمون رو ذلیل کنیم ، با بقیه ی آدم ها توی کشورای دیگه جنگ و دعوا داریم ، به هم دیگه زور می گیم ، کسی که از نظر فرهنگی به ما نمی خوره رو تحویل نمی گیریم و خیلی چیزای دیگه که بهتر می دونین خودتون !

شما رو نمی دونم ولی من خودم به عنوان یه آدم خیلی متاسفم که آدمم و دارم با آدما زندگی می کنم و کاش یه مورچه یا زنبور بودم و این چیزا رو نمی دیدم . وقتی مشکلی برات پیش میاد و می ری از یکی کمک می خوای طرف اینقدر خودشو تحویل می گیره انگار اون یا آدم نیست یا یه چی بالاتر از آدمه ! وقتی برای خودش مشکل پیش بیاد و میاد سراغ آدمای دیگه اونوقت می فهمه کیه و چیه !

بیاین آدم باشیم یه خورده و به این نتیجه برسیم که همه ی آدم ها با هم برابرن و اینقدر به چشم دو تا موجود مختلف به هم نگاه نکنیم .

سکانس آخره انیمیشن هورتون رو هیچوقت یادم نمی ره ، اونجایی که دوربین از کره زمین میاد بیرون و نشون می ده ما هم مثل یه سری موجود ریزیم که داریم روی یه گرده ی گل زندگی می کنیم ! بعد توی همین گرده سر همه چی با هم دعوا داریم و اصلن به فکر همدیگه نیستیم .

وقتی حتا فامیل آدم هم کلاس می زاره و دست فامیلشو نمی گیره دیگه چه انتظاری باید داشت . حتا اصلن چرا فامیل ، خواهر برادرایی که با هم قهرن و از هم بدشون میاد ، یا سر ارث و میراث و اینا توی سر و کله ی هم می زنن تا بیشتر ارث بگیرن !

بیاین یه خورده برای خودمون متاسف باشیم و آرزو کنیم کاش مورچه ، زنبور یا ماهی بودیم ولی آدم نبودیم !

پ.ن : الان که مدتیه شبکه ی نشنال جئوگرافیک به زبون فارسی افتتاح شده پیشنهاد می کنم یه خورده وقت بزارین و مستندای حیات وحشش رو نگاه کنین تا از حیوونا یاد بگیرین !

به اشتراک بگذارید
ضبط صدای استاد !

بعضی دانشجوها هستن که سر کلاس به جای اینکه جزوه بنویسن دوست دارن صدای استاد رو ضبط کنن و بعدن برن بشینن از روش جزوه بنویسن ! ولی برعکسشم هست ! یعنی بعضی استادا دوست دارن دانشجوها صداشونو ضبط کنن و بعدن از روش جزوه بنویسن . اینجور استادا معمولن سعی می کنن سر کلاس به تندترین وجه ممکن صحبت کنن تا کسی نتونه از روی صحبتاشون چیزی بنویسه و همه با یه رکوردر باید صدای استاد رو ضبط کنن !

یادمه ۲-۳ ترم قبل یه استادی داشتم همین جوری بود ! یعنی می گفت باید حتمن صدامو ضبط کنین و بعدن از روش جزوه بنویسین و سر کلاس جزوه نمی گم ! خلاصه همیشه سر کلاسش رو میز و دست بچه ها یه رکوردر یا گوشی بود و صداشو ضبط می کردن . من با توجه به اینکه آخر ترم کلی جزوه گیر میاد ! اصلن این کارو نمی کردم و سر کلاس یا نقاشی می کشیدم یا با گوشیم بازی می کردم یا یه چی دیگه می خوندم و … .

یه بار گفتم خب بیام ضبط کنم صداشو ببینم چه حسی داره و بعدن توی خونه گوش کنم ببینم می شه اصلن از روی صدا جزوه نوشت یا نه ؟! خلاصه یه جلسه گوشیمو در آوردم و کل ۲ ساعت کلاس رو ضبط کردم .  آخر ترم همونجور که گفتم با کلی جزوه ی بدخط و خوش خط روبرو بودم و از روی یکیش کپی کردم و خوندم و امتحانشم با ۱۶ پاس کردم !

حالا سر اون صدایی که ضبط کردم چی اومد ؟! باور کنید هنوز گوش ندادمش ! حتا یه بارم بازش نکردم ببینم اصلن خوب ضبط شده یا نه ! هنوز اون فایل توی گوشیم هست و پاکش نکردم ! شاید یه روز به یاد دوران دانشجویی بشینم و گوش کنم ولی فلن که اصلن حسش نیست ، مخصوصن اینکه حدود ۱ سال از پاس کردن اون درسم داره می گذره …

نتیجه ی اخلاقی اینکه آخر ترم همیشه جزوه گیر میاد ، پس حافظه گوشی یا رکوردرتونو بیخودی پر نکنین !

به اشتراک بگذارید
یه ایده ی خوب …

بعضی وقتا یه ایده اونقدر خوب می شه که حتا شاید خالقش هم فکر نمی کرد ایدش اینقدر مورد استقبال قرار بگیره ! مثلن شاید هزار تا بازی اعتیاد آورتر و گرافیکی تر از پرندگان خشمگین وجود داشته باشه ولی ایده ی اون بازی به قدری جدید و جالب بود که خالقش رو در عرض چند ماه پولدار کرد . یا مثلن سایت فیس بوک و خیلی سایت ها و بازی ها و اپلیکیشن های دیگه .

اما دلیل موفقیت این سایت ها و اپلیکیشن ها اول از همه ایده ی جدید و تازشون بود و دوم هم خلاقیتی که توشون به کار بردن . می خوام توی این پستم ویژگی های یه ایده ی خوب و موفق رو طبق تجربیات خودم بنویسم ، البته شما ممکنه نظراتون با من متفاوت باشه که خوشحال می شم بعد از خوندن این پست اون ها رو بگید .

  • ایده باید جدید باشه

اولین چیزی که باعث گُل کردن یه ایده می شه جدید بودنشه . باید دنبال چیزهایی بود که جدید باشن و قبلن هم هیچ کسی از اون ایده استفاده نکرده باشه . مثلن دلیل موفقیت بازی تتریس و یا اسنک همین جدید بودنشون بود که توی زمان خودشون حسابی طرفدار داشتن و هنوز هم مردم این بازی ها رو دوست دارن و بازی می کنن . خلاصه اینکه همیشه دنبال چیزهای جدید باشین و سعی کنید چیز متفاوتی رو خلق کنید .

  • نوآوری ابتکار

سعی کنید توی ایدتون نوآوری رو حفظ کنید و از نمونه های داخلی یا خارجی تقلید نکنید . داشتن نوآوری توی یه ایده خیلی مهمه . اگه یه ایده قبلن ارایه شده باشه و موفق نبوده باشه ممکنه فرد دیگه ای با ارایه اون ایده و اضافه کردن یه سری نوآوری به اون موفقیت زیادی پیدا کنه . مثلن قبل از به وجود اومدن فیسبوک شبکه های اجتماعی دیگه ای هم وجود داشت ولی دلیل پیشرفت فیس بوک نسبت به بقیه ی اون سایت ها داشتن نوآوری هایی مثل بازی های آنلاین و صفحاتش بود .

اصلن چرا راه دور بریم همین سایت یاهو یه مدت رقیب سرسخت گوگل بود و با هم رقابت زیادی داشتن ، ولی گوگل با نوآوری هایی که داشت و خدمات جدید و زیادی که ارائه کرد یاهو رو کنار زد و الان یاهو چندان قابل رقابت با گوگل نیست .

  • جنبه هاب بصری

جنبه های بصری در یک ایده کمک زیادی به موفقیتش می کنه . اگر اون ایده یه سایت یا اپلیکیشن باشه باید از نظر گرافیکی خیلی ساده و جذاب باشه . یه ایده هر چقدر هم خوب باشه ولی از نظر طراحی سطح خیلی پایینی داشته باشه مورد استقبال زیادی قرار نمی گیره و برعکس ، اگرم خیلی شلوغ و رنگ و وارنگ باشه جوری که اصلن به محتوا ربطی نداشته باشه باز هم چیز جالبی نمی شه . مثلن سایت گوگل ابزارهاش رو خیلی ساده طراحی می کنه و محصولاتش خیلی سبک و سریعن ولی در عین حال با رنگ بندی خوبی که انجام می ده جلوه ی خاصی داره و در عین سادگی خیلی خوش رنگ و لعابه .

سعی کنید همیشه سادگی و سبکی ایدتون رو حفظ کنید و در کنارش با رنگ بندی جذاب طرفداران زیادی جذب کنید .

  • استفاده از آخرین تکنولوژی ها

همیشه سعی کنید به روز باشید و توی طرح هاتون از آخرین تکنولوژی های دنیا استفاده کنید . به روز بودن خیلی به شما کمک می کنه تا ایدتون مورد استقبال زیادی قرار بگیره . مثلن با اومدن html5 کروم و فایرفاکس برای پشتیبانی از این زبون با هم رقابت کردن تا هر کدوم مرورگری بسازن که بیشترین پشتیبانی رو از اون زبون کنه که البته هر دوتاشون در یک سطح بالا اومدن و رقیبی مثل اینترنت اکسپلورر رو تقریبن دارن کنار می زنن .

خلاصه اینکه هرگز از عدم موفقیت ایدتون نترسید و سعی کنید اون رو هر طور شده پرورش بدید و به این که ایدتون موفق می شه امید داشته باشین . حالا چه اون ایده یه نرم افزار باشه یا یه سخت افزار .

به اشتراک بگذارید
مطالب قدیمی تر
ایمیلتون رو توی کادر زیر وارد کنید و عضو خبرنامه ی جنتلمن بشید تا همیشه آخرین مطالب رو توی ایمیلتون بخونید :
اگه نمی خواید از طریق ایمیل جنتلمن رو دنبال کنید راه های دیگه ای هم برای اشتراک هست !
آرشیو ماهانه
برچسب ها
لینک های خوشمزه
  • برو بچه ها بلاگر
  • دوستای مجازی
    تبلیغ
  • مطالبی که می نویسم آزاد هستند و انعکاس آن از هر طریقی مشکلی ندارد!
    Jentelman.com . Made With In IRAN . 2010- 2017