جودی فشن تی وی !

اصولن کار اصلی من طنز نیست ، ولی خیلی طنز رو دوست دارم و سعی می کنم توی خیلی از کارام طنز رو قاطی کنم . حتا بعضی وقتا نمی تونم جلو خودمو بگیرم و جاهایی که باید جدی باشم نیستم ! بقیه هم می گن تو خیلی بامزه ای و خیلی ها هم می گن لوس و بی مزه ای ! دیگه نمی دونم نظر بقیست دیگه خودم هیچ نظری ندارم .

حدود ۷-۸ ماه قبل وقتی این عکس رو دیدم اونو توی فیس بوکم شیر کردم و با خودم گفتم اگه بازم عکسای اینجوری دیدم اونا رو بزارم تو فیس بوک ، چون هم خنده دارن و هم باحال ! وقتی ۲-۳ تا عکس این فرمی پیدا کردم و اونا رو شیر کردم با خودم گفتم بهتره اینا رو توی یه آلبوم بزارم و یه آلبوم به اسم جودی فشن تی وی ساختم و عکسای این مدلی رو توی اون آلبوم گذاشتم .

وقتی عکس جدیدی می زاشتم خیلی با آب و تاب زیرش می نوشتم : توی برنامه ی امشب جودی فشن تی وی می خوایم این لباسو معرفی کنیم و کلی در مورد لباس می نوشتم ! کم کم یه قالب کلی از جودی فشن تی وی دستم اومد و به جز مدل لباس ، مدل های موی خنده دار و جالب مثل این رو هم توی این آلبوم گذاشتم .

حدود ۱-۲ ماه قبل بود که با خودم گفتم بهتره این عکسا و فیلمای این فرمی رو جمع کنم و همه رو با هم توی یه ویدیو نشون بدم و ایده ی انیمیشن جودی فشن تی وی به ذهنم رسید . هفته ی اول فقط نشستم مطلب و عکس جمع کردم و روی دیالوگاش فکر کردم و خط کلی انیمیشن رو نوشتم ، بعدم شروع به طراحی کارکترها کردم و در نهایت بعد از ۱ ماه تونستم تمومش کنم .

این اولین اپیزودیه که از جودی فشن تی وی ساختم و اپیزود بعدیشو معلوم نیست کِی بسازم . اول می خواستم این انیمیشن رو فقط توی فیس بوک بزارم ، ولی وقتی نتیجه کار رو دیدم گفتم توی سایتای اجتماعی دیگه هم بزارم تا بقیه هم ببینن .

جودی فشن تی وی ترکیبی از انیمیشن و عکس و فیلمه که سعی می کنم توش نگاهی طنز به مقوله ی مد و فشن داشته باشم . توی این انیمیشنا دوست ندارم فکر کنین کسی رو دارم مسخره می کنم و اگه فیلم و یا عکسی از کسی رو به نمایش گذاشتم فقط به خاطر طرز پوشش و مو و این چیزاشه و به شخصیت خود اون فرد کاری ندارم ! لباسو مو و این چیزا هم برای کسی شخصیت نمیاره که بخواین بگین چون لباسشو مسخره کردی پس شخصیتش رفت زیر سوال !

از لینکای زیر می تونید این انیمیشن رو ببنید :

به اشتراک بگذارید
خوشگل کیه ؟

خیلی ها خیال می کنن خوشگلن و کلی ادعای خوشگلی می کنن و می گن که وقتی مثلن تو خیابون راه می رن همه غشو ضعف می رن و کلی حسرت خوشگلیشونو می خورن و این جور چیزا ! حتا خیلی ها هم خیال می کنن خدا یه خوشگل آفریده و اونم فقط اونان !

اما واقعن خوشگل کیه ؟ یعنی هر کسی که بیاد ادعا کنه خوشگله ، واقعن خوشگله ؟ البته خوشگلی یه نوع فحشم هست و اگه مثلن کسی به کسی بگه فولان وسیلتو بده به من و اون طرفم نخواد که بده می گه: اِ خوشگلی ! الان ما به ابعاد فحش خوشگلی کاری نداریم و می خوایم با موشکافی دقیق بفهمیم خوشگل کیه ؟

۱- خیلی ها خوشگل رو کسی می دونن که مدل موی خفن داشته باشه و کلی پول سلمونی و آرایشگاه داده باشه تا موهاش تو چشم باشه !

۲- بعضی ها هم هستن که اصلن از خونه بیرون نمیان و فقط برای رفتن به یه دوره ی فشرده آموزش فتوشاپ رنگ آفتاب رو دیدن . این جور افراد وقتی می خوان خودشونو به بقیه نشون بدن از خودشون عکس می گیرن و روزها با فتوشاپ عکسشونو ادیت می کنن و بعد از گذشت چند روز ادیت و ویرایش عکسشون ، خروجی رو می زارن تو فیس بوک یا یه جای دیگه و ملت هم زیرش می نویسن که چه خوشگلی تو و من فدات بشم و از این جور چیزا ! کلن خوشگلی این افراد از فتوشاپه و چهره ی واقعیشون اصلن قابل تحمل نیست !

۳-بعضی ها خوشگلی رو توی عمل دماغ می دونن و می رن دماغشونو عمل می کنن تا خوشگل بشن ! حتا خیلی ها هم که پول عمل دماغ ندارن می گیرن دماغشونو باند پیچی می کنن که بگن مثلن دماغ عملین !

۴- خوشگلی بعضی ها از عینک آفتابی حاصل می شه ، امکان نداره یه بار بدون عینک آفتابی این افراد رو ببینید . این جور آدما ۲۴ ساعته عینک آفتابی می زنن و حتا یه عینکم می زارن رو سرشون که یه وقت کسی شک نکنه !

۵- خیلی ها هم خوشگل مادرزادین ، یعنی از همون اول خوشگلن و نیاز به موارد خاصی برای خوشگلی ندارن !

خلاصه فهمیدیم که کیا خوشگلن و کسایی که می گن ما خوشگلیم چه ویژگی هایی دارن ! البته برای خوشگل شدن راه های دیگه ای هم هست که خودتون بهتر می دونین … .

پ.ن : روی هر کدوم از کارتونا که کلیک کنید می تونید ابعاد بزرگترش رو ببینید . اگه کیفیت اصلی کارتون ها رو می خواید اینجا کلیک کنید و مجموعه ی کامل این کارتون ها با کیفیت اصلیشو دانلود کنید .

به اشتراک بگذارید
هفت خوان امتحان

امتحان یا به قول استادای پُزی کوییز ، نام واژه ایست ترسناک که آخر هر ترم برگزار می شه و آینده ی هر کسی رو رقم می زنه . وقتی ۷ سالم بود و رفتم کلاس اول ، سه بار در سال امتحان می دادیم ، یعنی ۳ ثلث بود ، که آخر هر ثلث ازمون امتحان می گرفتن و یه کارنامه که شبیه فاکتور خرید بود و با کاربن هم نوشته بودنش بهمون می دادن ! ولی از کلاس سوم به بعد امتحانامون ۲ ترمی شد و خیلی ذوق مرگ شدیم که از ۳ به ۲ امتحان در سال کم شده و آرزو می کردیم به زودی به ۱ و در انتها به ۰ برسه و کلن از شر امتحان راحت بشیم و همینجوری پله های ترقی رو طی کنیم ! ( که البته برآورده نشد نمی دونم چرا ؟! ) .

بچه های مدرسه ای امتحاناشون از اول خرداد شروع می شه و برای هر درسشونم یه زمان خاصی فاصله وجود داره که بخونن و برن امتحان بدن . ولی برای دانشجوها امتحانا قروقاطیه و ممکنه همه ی امتحاناشون تو یه روز باشه ! که البته بستگی به انتخاب واحد و اینا داره و حتا دیده شده برای بعضی ها بین هر امتحان یه هفته فاصله می افته ! امتحان دانشجوها از اواخر خرداد شروع می شه و تا وسطای تیر هم معمولن ادامه داره . یه دانشجو برای امتحان دادن و پاس کردن یه درس ۷ خوان رو باید طی کنه که می خوام به معرفی و بررسی اون ۷ خوان بپردازم :

خوان اول : ۲ هفته قبل از امتحانا

قبل از شروع شدن امتحانا ، همه در به در دنبال جزوه می گردن و جلوی کپی سنتر ( یا به قول فرهنگستان مرکز رونوشت ! ) کلی صف می شه و همه دعوا و داد و بیداد راه می ندازن که تند تند بتونن کپی بگیرن . اونایی که خوش خط باشن و جزوشون کامل باشه خیلی بد به حالشون می شه ! چون بس که جزوشون از تو دستگاه کپی رد می شه نازک می شه و خودش وقتی بخواد ورق بزنه باید خیلی دقت کنه که صفحه ها به دلیل نازکی پودر نشن !

خوان دوم : درس خوندن

وقتی جزوه ها آماده شد و کارت امتحان پرینت گرفته شد ، نوبت به درس خوندن می رسه که سخت ترین و کسل کننده ترین قسمت ماجراست . مخصوصن اگه جزوه ای که کپی کردیم با خط میخی نوشته شده باشه و نشه خوندش ، اونوقت هی باید صفحه رو دور و نزدیک کنیم تا بتونیم یه خطشو بخونیم . خیلی ها هم راه می افتن می رن تو کتابخونه ها و فرهنگسراها که اونجا درس بخونن ، ولی بعد از تحقیقاتی در میابیم که اونا می رن که یه چرت عصرگاهی در سکوت اونجا بزنن و برگردن !

خوان سوم : شب امتحان

وقتی که به شب امتحان نزدیکتر می شیم دلمون یه جوری می شه و هی استرس می گیریم که وای خدا حالا چی کار کنم و کلی خاک تو سرمون می ریزیم ! تا صبح می شینیم و می خونیم هی می زنیم تو سرمون . حتا گزارش هایی از طرف شاهدان مبنی بر خونریزی های مغزی بر اثر ضربات زیادی که به سر زده شده در این شب ها گزارش شده که جنتلمن نمی تواند آن ها را تایید و یا تکذیب کند ! خلاصه اینقدر می خونیم تا صبح شه و راه بیفتیم بریم سر جلسه …

خوان چهارم : سر جلسه

اول از همه بررسی می کنیم وضعیت مراقب چه جوریه ! یعنی آدم گیریه یا می شه تقلب کرد . با خیره شدن و آنالیز رفتاراش به نتابج خیلی خوبی دست پیدا می کنیم و اگه بفهمیم آدم باحالیه می ریم سراغ آنالیز بغل دستیامون و کلی رو مخشون کار می کنیم که بهمون برسونه . پس از آماده کردن این مقدمات آماده می شیم تا سوالا رو پخش کنن .

خوان پنجم : اوایل امتحان

برگه ها رو که دادن اول می ترسیم سوالا رو ببینیم و سریع اسممونو می نویسیم و بعدش یواشکی یه نگاه به سوالا می ندازیم . می شینیم هر چی بلدیم رو می نویسیم و یه جورایی برگه رو پر می کنیم و اونایی هم که بلد نیستیم رو جاشونو خالی می زاریم که در پایان طی عملیات گسترده ی تقلب پُرش کنیم .

خوان ششم : اواخر امتحان

وقتی به اواخر امتحان نزدیک می شیم پروژه ی تقلب رو شروع می کنیم . اول نگاهی به جزوه هایی که روی اعضا و جوارحمون نوشتیم می ندازیم و اگه تو اونا جواب سوالی رو پیدا کردیم می نویسیم و اگرم پیدا نکردیم وارد فاز ۲ و بغل دستی می شیم که خودتون همه ی راه های تقلب با بغل دستی رو می دونید و زیاد لازم به توضیح نیست !

خوان هفتم : نتیجه ی امتحان

وقتی می فهمیمی نتیجه ی امتحانا اومده خیلی استرس می گیریم که یعنی پاس شدیم یا نه ؟ و با ترس و وحشت سایت دانشگاه رو باز می کنیم . بعد که وارد کارنامه می شیم استرسمون بیشتر می شه و یواشکی نمره رو می بینیم . اگه پاس شده باشیم انگار یهو یه چیزی از رومون پَر کشید رفت رو آسمون و اگرم افتاده باشیم دو تا چیز دیگه انگار از رو آسمون می افته رومون و کلی ناراحت می شیم و وارد یه هفت خوان دیگه جهت اعتراض و اینا می شیم که در این مقال نمی گنجد !

پ.ن : الان که تو فصل امتحاناییم برا چی نشستین اینو خوندین ؟ مگه شما درس ندارین ؟! برین درستونو بخونین به جا اینکه اینو بخونین ! خلاصه امیدوارم همتون موفق باشین و تندتند درساتونو پاس کنین و نمره های خوب خوب بگیرین .

به اشتراک بگذارید
به مناسبت روز مامان

مامان ها همیشه از همه ی جهات بهتر از باباها هستن و بیشتر بچه ها ، مامانی هستن تا بابایی ! مامان ها به خاطر مهربونیشون همیشه دوست داشتنین و هیچ وقت بچه هاشون رو فراموش نمی کنن . مامان ها اگه نبودن اتاقمون خیلی کثیف بود و توش کلی میکروب باکتری زندگی می کرد و حتا نمی تونستیم توش راه بریم ! مامان ها از وقتی که بچه هاشون به دنیا میان کلی حرص می خورن تا بزرگ شن و کلی پیر می شن از دست ما !

روز مامان که می رسه شلوغ ترین جای ممکن طلافروشی ها هستن و بعدشم ظرف و ظروف فروشی ها ! همه دوست دارن برای ماماناشون طلا و ظرف و ظروف گرون قیمت بخرن و کلی مامانشون ذوق کنه . بعضی ها هم برای مامانشون فقط یه شاخه گل می خرن که حس خساستشون پشت یه شاخه گل مخفی شه و مامانه فکر کنه بچش در اوج بی پولی یه شاخه گل لااقل خریده ! البته تو پرانتز بگم که اون بچه هه توی عید به اندازه ی خیلی زیاد عیدی جمع کرده بود و دوست نداشت عیدی هاشو خرج هدیه مامانش کنه ! و مامان مهربون هم کلی بچه شو برا اون شاخه گل ماچ و بوسه می کنه .

روز مامان از روز بابا معروفتره و چون روز بابا بعد روز مامان قرار گرفته ، بچه ها پولشون تموم می شه و به باباها چیزی نمی رسه و بچه ها در حد یه جفت جوراب و یا شرت و عرق گیر برای باباها کادو می خرن ! کلن مامان ها همیشه از باباها ثروتمندترن و این ثروتشون مخفیه ! یعنی جدا از طلاهای زیادی که دارن کلی مهریه و اینا هم دارن و خلاصه کلی از باباهای بیچاره پولدارترن !

روز مامان که می رسه بعضی ها خودشونو می زنن به اون راه و چیزی به رو خودشون نمیارن و فرداش می گن : ای وای ، دیروز روز مامان بود ؟ من یادم رفت ! ایشالله سال دیگه ! و البته سال دیگه هم همینو می گن !

بعضی ها وقتی مامانشون پیر می شه ، می گیرن می برنش خونه ی سالمندان تا از دستش راحت شن ! من اصلن این روش رو دوست ندارم و از کسایی که این کارو می کنن زیاد خوشم نمیاد . البته کار بدی هم نیست و نسبت به ۱۴۰۰ سال پیش که خونه ی سالمندان نبود و بچه ها وقتی ماماناشون پیر می شدن می گرفتن می بردنش وسط بیابون ول می کردن و میومدن بهتره ! ولی وقتی مامان ها این همه برای ما زحمت می کشن که ما بزرگ شیم ، خیلی کار زشتی می کنیم که فراموششون می کنیم و می گیریم می بریمشون خونه ی سالمندان !

بعضی مامان ها هم زن بابا هستن و نسبت به مامان خودمون خشن ترن ، البته نه همشون هان ، ولی ۹۹ درصدشون از مامان خودمون خشن ترن و ما رو زیاد دوست ندارن ! این مامانا به نظر من ارزش کادو دادن ندارن و روز مامان لازم نیست براشون چیزی بگیریم ، البته اگر هم گرفتیم اشکال نداره ، ولی ضرورتی تو این کار نیست !

خلاصه امروز روز مامان هست و من این روز رو به همه ی مامان های خوب دنیا تبریک می گم ( البته روز زن هم هست ، ولی چون روز مرد وجود نداره و من نمی خوام تبعیض قائل شم ، به زناهایی که هنوز مامان نشدن  چیزی نمی گم ! ) . اگه مامانتون هنوز توی این دنیاست ، فردا برید ببوسیدش و یه کادوی توپم بخرید که حسابی خستگیش در بیاد ، اگرم بردینش خونه ی سالمندان ، همین فردا برید برشون دارید بیارین خونه کنار خودتون و قدرشو بدونید . اگرم مامانتون دیگه تو این دنیا نیست ، امیدوارم خدا رحمتش کنه و بدونید که اون دنیا داره حال می کنه ، چون بهشت زیر پاشه و دیگه چی بهتر از این ؟! فردا برید سر مزارشون و این روز رو بهشون اونجا تبریک بگید و کلی یاد روزای خوبی که باهاش داشتین بیفتید … .

امیدوارم سایه ی مامان ها همیشه بالای سر بچه ها باشه و بچه ها هم قدرشون رو بدونن که بعدن افسوس یه دقیقه با اونا بودن رو نخورن … .

پ.ن ۱ : به مناسبت این روز پیشنهاد می کنم مستند Babies که من حدود یکی ، دو ماه قبل دیدمش رو ببینید . توی این مستند ۴ تا مامان از ۴ نقطه ی مختلف دنیا رو نشون می ده که بچه هاشون رو چجوری بزرگ می کنن و هر کدومشون چه روشی برای تربیت و بزرگ کردن بچه هاشون به کار می برن . توی این مستند می بینید که فرهنگ ها چقدر با هم مختلفه و مامان ها توی هر نقطه از دنیا طرز رفتارشون با بچه ها متفاوته . این مستند رو می تونید از اینجا دانلود کنید .

پ.ن ۲ : برای مامان ها آهنگ زیاد خونده شده و هر خواننده ای فکر کنم یه آهنگ به اسم بارون و یه آهنگم به اسم مادر خونده باشه ! ولی جدا از این همه آهنگ ها من این آهنگ دوران بچگیم رو خیلی دوست دارم ، البته با اینکه اسم آهنگ خانواده هست و موضوع اصلیش مامان نیست ! ولی شما فقط ۴ مصراع اولش رو گوش کنین و بقیشو تو روزای دیگه مثل روز بابا و اینا گوش کنین ! ولی کلن من این آهنگ رو خیلی دوست دارم و وقتی بچه بودم و از تلویزیون پخش می شد میخکوب می شدم و کلی باهاش حال می کردم . مخصوصن توی موزیک ویدیوش که بچه ها همه رو ابر ایستاده بودن و اینو می خوندن من خیلی خوشم میومد (یاد دوران بچگی بخیر ، آهنگ رو از اینجا دانلود کنید ) . البته آهنگ فیلم میم مثل مادر هم تو این روز جواب می ده ! پیشنهاد می کنم یه بار دیگه اون آهنگ رو امروز گوش کنید و یا اگه فیلمش رو دارید ، ببینید .

به اشتراک بگذارید
بچه ناف تهرون کیه ؟

همیشه انسان های زیادی وجود دارن که ادعا می کنن بچه ناف تهرونن ، ولی هنوز هیچ کس دقیقن نمی دونه ناف تهرون کجاست و این نقطه همچنان نا معلوم مونده . توی این پستم قصد دارم با موشکافی دقیق ، ناف تهرون رو مشخص کنم و بررسی کنم که چه کسایی واقعن بچه ناف تهرونن !

اگه نقشه ی تهران رو ۹۰ درجه در جهت عقربه های ساعت بچرخونیم و با دقت نگاش کنیم می بینیم که شبیه بدن یه خانم با حجاب می شه که خیلی راحت قابل تشخیصه ! اگه نمی تونید تشخیص بدید من برای راحتیتون این کارو کردم که می تونید ببینید :

حالا که متوجه شدید تهران شبیه بدن یه انسانه بهتره بریم سراغ ناف این انسان ! همونجور که در تصویرم مشاهده می کنید ناف تهران دقیقن مشخص شده و اونجا هم جایی نیست جز میدون ولیعصر ! و باید گفت که بلاخره تونستیم ناف تهرون رو پیدا کنیم ! جایی که هزاران سال بود کشف نشده باقی مونده بود ، همون میدون ولیعصره و کسایی که ادعا می کنن بچه ناف تهرونن باید اصلیتشون مال اینجا باشه ! حالا می ریم از مردم اون قسمت می پرسیم تا بفهمیم دقیقن چه کسی بچه ناف تهرونه و این فرد رو پیدا کنیم !

یک آقای پیری اینجا زندگی می کنه که اول از ایشون می پرسیم : ببخشید شما بچه اینجایید ؟

– ها بله ، من اینجا بودیم ها !

ینی اصلیتتون مال اینجاست ؟

– نه والا ! ما اصلیتمون تبریزیه ها … الان ۲۰ ساله که اینجا بودیم .

ببخشید وقتتون رو گرفتم … ! ایشون که بچه ناف تهرون نبودن ، ولی یه خانم خیلی با کلاسی رو می بینیم که دارن سوار بنزشون می شن ، از ایشون می ریم می پرسیم … ببخشید خانم شما بچه اینجایید ؟

– سلام … بله من بچه اینجایم

ینی اصلیتتون مال اینجاست ؟

– بله ما تهرانی هستیم

وای باورم نمی شه ! هیچ می دونستید شما بچه ناف تهرونید ؟

– ایـــش … ناف تهرون ! واه ینی اینجا ناف تهرونه ؟

بله

– راستش به کسی نگید هان . ما داهاتیم ! بابام گاو و گوسفندامون رو فروخته بعد باهاش اینجا خونه و ماشین گرفتیم . فقط ما آبرو داریم به کسی نگید هان

بله ! خیالتون راحت باشه به کسی نمی گم ! مرسی … ایشون هم که بچه ناف تهرون نبودن ! بهتره بریم از اون آقای کت شلوار شیکه بپرسیم . آقا شما بچه اینجایید ؟

– بله ، خجالت بکشید قربان بنده در زعفرانیه زندگی می کنم !

بله ! ببخشید ! شاید اون مغازه داره بدونه کی بچه اینجاست و بهتره بریم از اون بپرسیم .

سلام . ببخشید شما بچه اینجایید ؟

– نخیر جانم ، من بچه تهرانپارسم مغازم اینجاست فقط !

شما نمی دونید کی بچه اینجاست ؟ ینی اصلیتش مال همینجا باشه .

– اینجا اصلیت هیچ کس دقیقن مال همینجا نیست ! بیشتر کسایی که اینجاین یا مهاجرن یا بچه جاهای دیگه هستن … کسی رو نمی شناسم که اصلیتش مال اینجا باشه !

بله ، ممنون .

همونطور که دیدید دقیقن هیچ کس پیدا نشد که بچه ناف تهرون باشه و ما هر چی گشتیم فرد مورد نظر رو یافت نکردیم ! پس نتیجه می گیریم دقیقن کسی وجود نداره که بچه ناف تهرون باشه و ناف تهرون خالی از انسانهای اصیله ! خلاصه اینکه امروز تونستم ناف تهرون رو پیدا کنم و به پرسش های زیادی که دربارش توی ذهن همه وجود داشت جواب بدم !

از امروز اگه کسی ادعا کرد که بچه ناف تهرونه اول از همه مطمئن بشید اصلیتش مال میدون ولیعصره و بعد حرفش رو جدی بگیرید ! توجه کنید که باید بچه خود میدون باشه هان چون خیابونا و کوچه های اطرافش خارج از ناف قرار گرفته !

به اشتراک بگذارید
تولد چقدر خوب است ؟

تولد چیز خوبیست ، توی تولد کیک هست و کادو و پفک و بعضی وقتا سالاد که بیشتر از نوع الویه انتخاب می کنن ! موسیقی و حرکات موزون هم هست به مقدار زیاد . همه چی توی تولد خیلی خوبه ، بعضی ها هم به ماه تولدشون حساسن و اخبار و فالای ماه خودشون رو دنبال می کنن ! این افراد همش از آدم می پرسن سال چی به دنیا اومدی و وقتی بگی سال میمون یا خوک می گن خیلی خوبی و وقتی می گی سال آهو می گن برو گم شو منحوس !

کیک تولد از همه چی خوبتره و همه دوست دارن چشم دوستاشون رو با کیکشون در بیارن و سعی می کنن کیکشون خوشگل تر از کیک تولد دوستشون باشه تا اون حسابی نابود شه . وقتی روی کیک شمع می زارن باید اون شمعا رو فوت کنیم و وقتی فوت می کنیم کلی آب دهن و باکتری میاد رو کیک می شینه و بعد مهمونا اونا رو می خورن و کلی به به و چه چه می کنن ! وقتی کیک رو روی میز میزاریم دورش کلی حرکات موزون انجام میدیم و روش یه عالمه گرد و خاک می شینه و خوشمزه تر می شه ! بعضی ها هم عکس خودشون رو روی کیک چاپ می کنن و می دن بقیه بخورنشون که بفهمن چقدر خوشمزه ان !

کادو از همه چی بهتره . وقتی نوبت باز کردن کادو می رسه همه می دونن قیمت هر کادو چقدره ! وقتی برای تولد دوستمون یه کادوی ۱۰۰۰ تومنی می گیریم قطعن اونم یه کادوی ۱۰۰۰ تومنی می گیره و تا حالا سابقه نداشته یکی یه کادوی بیشتر از قیمت کادویی که بهش دادیم بگیره ! خیلی ها از بعضی کادوها حالشون بد می شه ، ولی جلوی دوستشون تظاهر می کنن خیلی خوبه و کلی خوشحال الکی می شن و اون کادو رو مصرف نمی کنن و آکبند نگهش می دارن و توی تولد یه دوست دیگشون کادو می کنن و می برنش اونجا . حتا بعضی وقتا یه کادو بین ۱۰-۲۰ تا تولد به چرخش در میاد و هیچ کس حاضر نیست ازش استفاده کنه ! موقع باز کردن کادوها اسم اونایی که کادو رو آوردن می خونن و بعدش بقیه دست می زنن و با اشعار بیخودی مثل دست شما درد نکنه چرا زحمت کشیدی ، که فلسفش از پاتختی شروع شده و به تولد رسیده ، کادو باز کن رو همراهی می کنن !

وقتی یکی می خواد تولد بگیره ، خونشون رو تزئین می کنه و می ره کلی بادکنک و کاغذ رنگی می خره که بچسبونه به در و دیوار ! بعضی ها هم کِرم دارن و بادکنک زیاد می خرن و با یه سوزن هر ۱۰ دقیقه یکیشو یواشکی می ترکونن که مهمونا سکته ناقص بزنن تا از تولدش لذت ببره . در بعضی تولدها دیده شده که فردی ۱۲-۱۳ بار سکته ی ناقص کرده و وقتی رسیده خونه فلج کامل شده ! بعضی ها توی بادکنک پول می ریزن و وقتی می ترکوننش کلی پول می ریزه رو زمین و همه پا می شن پول جمع می کنن و کلی حال می کنن .

حرکات موزون بهترین بخش تولده ! وقتی یکی حرکات موزون انجام می ده بقیه براش دست می زنن و تشویقش می کنن که بیشتر از اون حرکات انجاب بده ! وقتی وسط حرکات موزون ، آهنگ تموم می شه ، فرد موزون کار یه دستی می خوره و اون وسط نمی دونه چی کار کنه و کلی ضایع می شه و میاد سرجاش می شینه . بعضی ها در حین حرکات موزون دیگران رو هم بلند می کنن تا با هم موزون کاری انجام بدن که جذابیتش بیشتر می شه .

خلاصه تولد همیشه خوبه و خوب خواهد بود و برای هر کس یه بار تو سال اتفاق می افته . امروز هم ۱۱ اردیبهشته و من تولد همه کسایی که امروز به دنیا اومدن از جمله خودم رو بهشون تبریک می گم ! و در پایان شعر معروف تولد تولد رو توی دلتون بلند بخونین !

به اشتراک بگذارید
مطالب جدیدتر
ایمیلتون رو توی کادر زیر وارد کنید و عضو خبرنامه ی جنتلمن بشید تا همیشه آخرین مطالب رو توی ایمیلتون بخونید :
اگه نمی خواید از طریق ایمیل جنتلمن رو دنبال کنید راه های دیگه ای هم برای اشتراک هست !
آرشیو ماهانه
برچسب ها
لینک های خوشمزه