-
82readers
نمی دونید فید چیه ؟
راه های اشتراک رایگان
اشتراک مفت و مجانی !
کمک به خزانه داری
لینک های خوشمزه
- نکاتی درباره پسوردهای ذخیره شده در فایرفاکس (14)
- ویکی رادیو، دانشنامه صوتی (11)
- هر آنچه که باید در مورد پاساژ “علاءالدین” تهران بدانید (10)
- خاموش در سر کلاس: نمودار فعالیت های مغزی یک دانش آموز در طول یک هفته (21)
- لیست فرکانس های دارای قابلیت دانلود افلاین در تمام ماهواره ها (17)
- مقایسهی سرویسهای کلود Google Drive, SkyDrive و Dropbox (20)
- پردازش کلمات در مترجم گوگل، معادل یک میلیون کتاب در روز (18)
- راهکارهایی برای خشک کردن گوشیهای خیس (25)
- دو راه آسان برای ذخیره سازی عکسهای اینستاگرام بر روی دسکتاپ (25)
- تا سال 2020 اغلب مردم از طریق موبایل پرداخت ها را انجام می دهند (20)
- هر زمان اطلاعات شما در اینترنت درج شد مطلع شوید (21)
- 10 محصول گوگل که احتمالا از وجود آن بی خبرید ! (26)
- اگر سیستم عامل ها ماشین بودند (26)
- استیون هاوکینگ از آزمایش iBrain تا شرکت در سریال بیگ بنگ تئوری (25)
- دوگوله و فیسبوق : ما رسانه نیستیم، آدمیم (21)
برو بچه ها بلاگر
دوستای مجازی
کی چی نظر داده ؟!
بهار انصاری در پیکسار و داستان اسباب بازی : عالب بود ♥♥ ...
بهار انصاری در به جمع چی توزیا بپیوندید ! : :> عالی بود ...
جواد حاجی امینی در شعبده بازی و کشف رازهاش : من که رازگشا نیستم فقط این مجموعه رو معرفی کردم ! ولی خوشحال ...
حمید جادو در شعبده بازی و کشف رازهاش : من شعبده باز معروف خوی هستم همه منو میشناسن فیلم هایم را مید ...
جواد حاجی امینی در الکس و خاطرات گذشته : همونجور که توی مطلبم هم نوشتم انگار فقط یه آلبوم ازش به جا م ...
آرش در الکس و خاطرات گذشته : salam man az tarafdaraye alex nistam vali dar kol az khanand ...
elmira در الکس و خاطرات گذشته : salam man asheghe alex boodam etefaghan manam vaghti 2vom ra ...
elmira در الکس و خاطرات گذشته : سلام من عاشق الکس بودم اتفاقا منم دوم راهنمایی بودم متاسفانه ...
محمد در دوستان شاد درختی چندش آور + دانلود : جماعت منتظری رو خوشحال کردی دستت درد نکونه ...
جواد حاجی امینی در آموزش swish max ( مقدمه ) : ساخت یه موزیک پلیر و ویدیو پلیر ساده با swish max خیلی دشوار ...جیک جیک های من
- شام نمی ده کسی ؟ :)) 2 hrs ago
- شگفت انگیزان رو پرشین تون نشون داد خیلی حال داد :دی 2 hrs ago
- زنه تو بانک اومده نوبت گرفته دیده 50 نفر قبلشن داره گریه می کنه !!! 3 hrs ago
- بستنی سنتی بزن :دی 1 day ago
- @mahnazfefer مجید دلبندم اون جواته :))))) 4 days ago
-

می دونستین جنتلمن زیر این میکروسکوپ قرار داره ؟! این یعنی اینکه اگه دنبال چیزی هستید به میکروسکوپ بگید براتون پیدا کنه :
کجا اومدین ؟

اینجا جنتلمنه ! یه وبلاگ شخصیه و همه چی توش نوشته می شه .
هر چی هم که این تو نوشته می شه از هیچ جایی کپی برداری نشده و همش دست نوشته های خودمه . اگه توی قسمتی از متنم مجبور بشم از جایی کپی بردارم حتمن منبع رو ذکر می کنم و اون عبارت هم به صورت نقل و قول میارم . از شما هم می خوام همین کارو کنین ...بشتر درباره ی من بدانید ... باب ها
چسبیده به متن
آموزش MotionStudio 3D آموزش swish max آهنگ اجتماعی ادبیات الکتریکی امنیت انیمیشن ایران و ایرانی ایران گردی اینترنت برنامه نویسی بیک ماک ترفند جنتلمن جواب سوال دانشجویی دانلود دوستانه سرگرمی سلامتی و تندرستی طنز علمی فاکس قرن بیستم فایرفاکس فیس بوک قلیون و سیگار مزقون مناسبتی هنری والت دیزنی وبگرد وردپرس ویندوز 7 پزشکی پیکسار کارت پوستال کاغذ دیواری گوگلآرشیو
جدیدن چی نوشتم ؟!
- ققنوس و محصولات خوبش
- کلونی آدم ها !
- ضبط صدای استاد !
- یه کلاس خوب php برای ارسال ایمیل
- یه ایده ی خوب …
- با ویروس کدباز monda ، شما هر کسی رو می تونید هک کنید !
- سال نو و عیدی !
- وقتی که من نبودم !
- اتصال به وب سرویس با زبون php
- استفاده از فونت های فارسی در طراحی سایت
- جودی فشن تی وی ۲ !
- طراحی با اشکال هندسی در MotionStudio 3D
- دکستاپتونو جم و جو کنید
- اسمارف ها و نگاهی به دوبلش
- دوستان شاد درختی چندش آور + دانلود
نوشته های خوشگل تر
تفعلی به نوشته های قبلی
جنتلمن و ریدر
آمار اینا !
روزای اولی که کامپیوتر خریده بودم و با کامپیوتر آشنا شده بودم یه نرم افزاری به اسم talk it که متون انگلیسی رو با صداهای مختلف می خوند رو روی سیستمم نصب کرده بودم . این برنامه خیلی برام جالب بود و حتا توش فینگلیش می نوشتم و یه جورایی متنو برام فارسی می خوند ! شاید اون زمان talk it یکی از بهترین برنامه ها برای تلفظ زبان انگلیسی بود و با امکانات خوبی که داشت روی کامپیوتر های اون زمان زیاد دیده می شد .
ولی با پیشرفت برنامه نویسی ، نرم افزارهای قوی تری تولید شدند که تلفظ خیلی دقیق تر و بهتری رو ارائه کردند . الان دیگه می شه گفت نرم افزار دیکشنری ای وجود نداره که امکان تلفظ نداشته باشه و همه ی دیکشنری ها قابلیت تلفظ با صداهای مختلفی مثل زن و مرد رو دارن و توی تلفظ هم می شه گفت دیگه هیچ خطایی ندارن و بدون خطا می تونن یه متن رو با تلفظ دقیق بخونن .
برای من خیلی جالب بود که چرا چنین برنامه ای برای متون فارسی ساخته نشده و چرا برنامه نویس ها به فکر ساخت همچین برنامه ای نیفتادن . البته شاید یکی از بزرگترین مشکلاتی که نوشتن همچین برنامه ای رو برای زبون فارسی سخت کرده وجود فتحه و کسره و اینجور واج ها باشه که توی کلمه نوشته نمی شن و برای کامپیوتر قابل تشخیص نیست که بالای چه حرفی باید فتحه بزاره و یا پایین چه حرفی باید کسره بزاره !
برای همین برنامه نویس ها برای تلفظ دقیق کلمات فارسی مجبور می شن کلی کلمه با تلفظ صحیح رو به سیستم معرفی کنن و این کار نوشتن یک خواننده ی متن فارسی رو پیچیده می کنه . البته کار نشد نداره و من امروز با اولین برنامه ی خواننده ی متون فارسی به اسم پارس خوان آشنا شدم .
پارس خوان دو روز قبل به طور رسمی معرفی شد و برای دانلود به صورت رایگان روی اینترنت قرار گرفت . ممکنه در خوندن متن به نمونه های خارجی نرسه ولی همین که اولین قدم برای این کار برداشته شده خیلی خوبه . توی این نرم افزار شما می توانید صدای پخش شده رو هم ضبط کنید و سرعت خوندن رو کم یا زیاد کنید .
شاید الگوریتمی که برای نوشتن این برنامه در نظر گرفته شده با الگوریتم نمونه های خارجی فرق داشته باشه ، ولی همین که یه برنامه نویس ایرانی پیشقدم شده و همچین برنامه ای نوشته جای تشکر داره . هر چند که شاید در تلفظ برخی کلمات مشکل داره و بعضی از حروف رو توی بعضی کلمات تلفظ نمی کنه ولی سرآغاز راهیه که باید خیلی زودتر شروع می شد . من به عنوان عضو کوچیکی از خانواده ی بزرگ فارسی زبانان از حمید رضا نیرومند که برنامه نویس این نرم افزار بوده خیلی تشکر می کنم و امیدوارم روی نرم افزارش بیشتر کار کنه و بتونه یک خواننده ی متن فارسی بدون مشکل بنویسه . هر چند که این کار نیاز به حمایت داره و همه ی ما باید از اینجور پروژه ها حمایت کنیم که ادامه پیدا کنند .
پارس خوان می تونه آغاز راهی برای تمام برنامه نویس های فارسی زبان باشه که به فکر تولید همچین برنامه ای بیفتن و بتونیم به زودی یه فارسی خوان حرفه ای داشته باشیم . سایت رسمیه نرم افزار parskhan.aftab.cc هست . پارس خوان رو می تونید از اینجا دانلودش کنید و یا توضیحات بیشتری دربارش همونجا بخونید ( یک نمونه ی ضبط شده ی صدای این برنامه هم توی همون صفحه موجوده ) .
پ.ن : من نمونه ای شبیه این تا به حال ندیدم و فکر نمی کنم تولید شده باشه . ولی اگه کسی برنامه ی دیگه ای شبیه به این رو می شناسه که می تونه متون فارسی رو بخونه معرفیش کنه
برچسب : ادبیات، اینترنت، دانلود
وقتی تو یه جاده – مخصوصا جاده های کمربندی و کامیون رو – مشغول رانندگی باشی و یا توی یه ماشین نشسته باشی ، علاوه بر مناظر طبیعی ، یه سری چیزای دیگه هم توجه آدم رو به خودش جلب می کنه و اونم نوشته ها و جمله هاییست که پشت ماشین ها – به خصوص ماشین های سنگین – نوشته شده . جمله هایی که بعضی هاش بی معنی ، بعضی هاش با معنی ، بعضی هاش بی ربط و بعضی هاشم با ربط هستند !
نمی دونم نوشتن این جمله ها روی ماشین ها از کی شروع شده و چه دلیلی داشت ؟! ولی زمانی این کار خوبه که جملات آموزنده و به صورت گلچین انتخاب ، و روی ماشین ها نوشته بشه . بعضی از جمله ها رو وقتی آدم می خونه نمی فهمه بخنده یا گریه کنه یا یه کار دیگه ای انجام بده ! و هیچ نکته ی آموزنده ای هم توی اون جمله وجود نداره ! مثل ” دودوتا هفتا کی به کیه ” یا ” zoor nazan farsi neveshtam ” ! البته شاید رانندش از نوشتن این جمله ها منظوری داشته ولی من که نفهمیدم … !
بعضی ها هم جمله هایی انتخاب می کنن که با شخصیتشون کاملا هماهنگه ! مثلا من روی یه کامیون کثیف دیدم نوشته بود که : ” شاید این جمعه بشورم شاید ” ! و اون راننده هم چون می دونست ماشینشو نمی شوره و همیشه کثیفه داده بودن اینو براش بنویسن !
جدیدا هم مد شده که در ماه های محرم و صفر هجری قمری ، که شیعیان به عزا داری می پردازند ، جملاتی مناسب این ایام روی شیشه عقب سواری ها می نویسن و بعد این دو ماه پاکشون می کنن ، البته ویژگی ای که این جملات مناسبتی دارن ، اینه که به جای بار آموزشی بار هنری دارن و سعی می شه در نوشتنشون از رنگ ها و طرح های مذهبی استفاده بشه . البته کار قشنگیه و می شه گفت یه مسابقه ای هم هست بین خطاطا و گرافیک کارا که هر کدوم هنرشونو به نحوی نشون بدن !
خیلی ها این جملات رو نگاه می کنن و می رن و یا شایدم اصلا توجهی بهش ندارن ، ولی من اگه یه جمله ی قشنگ روی یه ماشین ببینم سعی می کنم یادم بمونه و کلی از سلیقه ی اون راننده و انتخاب اون جمله خوشم میاد ( البته عکسشم امکان داره ، یعنی یه جمله بی ربط ببینم و از خودم بپرسم این راننده واقعا چه فکری کرده این اراجیف رو نوشته ؟! ) . یه سری از این جمله ها رو که یادمه می گم تا شاید شما هم خوشتون بیاد :
- یه طرف گلگیرش نوشته بود ” بخور و بخواب کارمه ” و اون طرفم ” الله نگهدارمه ” !
- جون من داداش یه خورده یواش ( اینم بار آموزشیش خوبه ! )
- اینم مثل جمله بالا بار آموزشی داره ! : داداش مرگ من یواش امان از دست گلگیر ساز و نقاش
- این یکی خیلی باحاله : دختر ار بهر عفت میکند چادر به سر نامه را از زیر چادر میدهد دست پسر !
متاسفانه همین ۴ تا رو یادم اومد ! بیشتر خوندم هان ولی یادم نمیاد ! اینا هم چون هم زیاد دیدم و هم خیلی خوشم اومده سریع یادم اومد و نوشتم !
فلسفه ی این ماشین نویسی ها هنوزم برای من سواله و نمی دونم چه دلیلی داشت که مردم به این فکر افتادن که روی ماشینشون چیزی بنویسن ؟ نمی دونم اون اولا که این کار شروع شد جنبه ی اعتراضی داشت یا هنری و یا مذهبی و نمی دونم از چه زمانی این کار آغاز شد . اگه کسی در این باره اطلاعات کامل تری داره بگه تا ما هم بدونیم .
اینم بگم که فکر می کنم نوشتن همچین جمله هایی روی ماشین ها در اروپا و کشورهای توسعه یافته مجاز نباشه و جریمه داشته باشه ( البته من مطمئن نیستم ) اما اینو می دونم که ماشین های سنگین به جای اینکه خودشون چیزی بنویسن می رن یه تبلیغ بزرگ می چسبونن رو باربرشون ! اینجوری هم پولی به دست میارن و هم ماشینشون قشنگتر می شه و هم فکر نمی کنم ممنوع باشه !
برچسب : ادبیات
تیکه کلام یه چیزیه که می شه گفت تقریبا همه ی آدم ها دارند . بعضی ها تیکه کلامشون رو خیلی به کار می برند و به راحتی می شه اونو تشخیص داد و بعضی ها هم به این راحتی ها قابل تشخیص نیست و باید حسابی به حرفهای طرف گوش کنی تا بتونی تیکه کلامشو در بیاری .
بعضی تیکه کلام ها به قدری تاثیر گذار هستند که تیکه کلام ما نیز می شود ! این اصلا گم کردن هویت نیست ، بلکه بازی در قالب یک نفر دیگست که ما خودمونو جاش قرار دادیم و جالب اینجاست که اون تیکه کلام فقط یه مدت روی زبون ماست وبعد از مدتی فراموشش می کنیم و به تیکه کلام سابق خودمون یا یه تیکه کلام دیگه بر می گردیم .
دقت کردند ، خیلی خوبه ، چقدر خُنکی ، الهی ، خیلی جالبه و … از جمله تیکه کلامهایی هستند که من شنیده ام و بعضی هاش هم روی من تاثیر گذاشته . مثلا معلم علوم دوران راهنماییمون خیلی از دقت کردند استفاده می کرد ، اون وقتی دو خط از درس رو توضیح می داد بر می گشت و می گفت : دقت کردند ! این تیکه کلامش بین همه ی بچه ها پخش شده بود و اون دوران تیکه کلام من و کل کلاس شده بود دقت کردند !
اما توی دبیرستان معلم ریاضیمون از خیلی جالبه استفاده می کرد. اون اینقدر به ریاضی علاقه داشت که وقتی یه مثال حل می کرد ، می شست و بهش نگاه می کرد و بعد رو به ما می گفت : خیلی جالبه ! و کلا از همین تیکه کلام استفاده می کرد و باز تیکه کلام من عوض شد !
یکی از گوینده های استودیو از چقدر خُنکی استفاده می کنه و روی خیلی ها تاثیر گذاشته ولی روی من هنوز تاثیر زیادی که خیلی ازش استفاده کنم نذاشته و شاید در آینده از این تیکه کلام استفاده کنم ! البته شایدم با یه تیه کلام دیگه روبرو شم و اونو انتخاب کنم … !
خلاصه نه تنها من ، بلکه خیلی های دیگه تیکه کلاماشونو از هم دیکته می کنند و بعد از یه مدت ممکنه فراموشش کنن ، مثلا زمانی که طنزهای ۹۰ شبی مثل شب های برره پخش می شد می دیدیم که تیکه کلام های بازیگران فیلم بر روی همه ی مردم چگونه تاثیر داشت و همه می گفتن ، ولی اکنون تیکه کلام های اون فیلم ها مثل یاورش رو استاد کنم ، مادر جان و … یا دیگر شنیده نمی شود و یا به ندرت هنوز برخی استفاده می کنند .
اگر شما یا دوستتون تیکه کلام جالب دارید اینجا بگید تا شاید ما هم اونو دیکته کنیم … .
معادل فارسی بعضی از واژه ها به قدری زیباست که آدم دلش می خواد همه جای دنیا از این معادل استفاده کنند ! و از اون طرف معادل لاتین بعضی واژه ها به قدری زیباست که هیچ معادل فارسی نمی توان برایش یافت که همون زیبایی رو داشته باشه ! من زبان شناس نیستم و اطلاعاتم در این زمینه خیلی زیاد نیست و فقط می دونم این تبادل توی همه جای دنیا وجود داره و واژه های زیادی از زبان های مختلف وارد هم دیگه می شن !
فرهنگستان زبان فارسی برای بعضی واژه ها معادل های خوبی رو ثبت کرده و واقعا قابل تحسینه ، مثل دانشگاه به جای University که من شنیدم این واژه توسط پروفسور حسابی انتخاب شده و یا نرم افزار و سخت افزار به جای Software و Hardware که واقعا معادل های مناسبی هستند و در بین مردم نیز خیلی خوب جای گرفته اند .
اما یکسری واژه ها هستند که بعد از اینکه معادل لاتینشان در بین مردم جا افتاد ، فرهنگستان تصمیم می گیره که معادل فارسی براشون بسازه و به زور به جای معادل قبلیش بشینونه ، مثلا پیامک به جای SMS که واقعا معادل خیلی خوبیه و من خودم این واژه رو از معادل انگلیسیش بیشتر می پسندم ، ولی فرهنگستان ۷ سال بعد از اینکه واژه ی SMS بین مردم رواج پیدا کرد تصمیم گرفت که این کار رو کنه و این خیلی دیر بود و هنوزم بعضی ها نمی تونن این واژه رو قبول کنن و سال ها طول می کشه تا جا بیفته ، به نظر من این گونه واژه ها رو که فرهنگستان دیر معادل سازی می کنه نباید جایگزین کردنش چندان جدی گرفته بشه که مردم سردرگم بشن ، و باید فقط ثبت بشن و هر کی خواست استفاده کنه ، مثلا الان معادل فارسی فلاسک چای ، دمابان چای و یا مایکروفر ، تند پز هست که شاید کمتر کسی بدونه و فرهنگستانم اجباری در به اجرا در اومدن این معادل ها توی زندگی مردم نداره و فقط ثبتشون کرده ، چون واژه های فلاسک و مایکروفر توی زندگی مردم گره خورده و معادلش به راحتی به خورد مردم نمی ره !
اما یه سری واژه ها رو فرهنگستان خیلی خیلی دیر انتخاب کرده و می خواد حتما هم جایگزین کنه که واقعا به نظر من اشباه بزرگیه ، مثلا به شعر زیر که از سهراب سپهری هست توجه کنید :
صبح
شوری ابعاد عید
ذائقه را سایه کرد.
عکس من افتاد در مساحت تقویم:
در خم آن کودکانه های مورب،
روی سرازیری فراغت یک عید
داد زدم:
« به، چه هوایی! »
در ریه هایم وضوح بال تمام پرنده های جهان بود.
آن روز
آب، چه تر بود!
باد به شکل لجاجت متواری بود.
من همه ء مشق های هندسی ام را
روی زمین چیده بودم.
آن روز
چند مثلث در آب
غرق شدند.
من
گیج شدم.
جست زدم روی کوه نقشه ء جغرافی:
« آی، هلی کوپتر نجات! »
حیف:
طرح دهان در عبور باد بهم ریخت.
ای وزش شور، ای شدیدترین شکل!
سایه ء لیوان آب را
تا عطش این صداقت متلاشی
راهنمایی کن.
خوب ، تو این شعر می بینید که سهراب از هلی کوپتر استفاده کرده و این کلمه رو در شعرش آورده ، وقتی این کلمه به قدری جا افتاده که وارد ادبیات ما شده چرا فرهنگستان اصرار داره واژه ی بالگرد به جای هلی کوپتر استفاده شود ؟ با این کار به ادبیات خودمون هم لطمه وارد می شه و خودمون ادبیات رو از بین می بریم . به نظر من این واژه و خیلی از دیگر واژه ها که امروز وارد ادبیات شده اند نباید معادلی برایش ساخت ویا اگر هم ساخته می شود اجباری در اجرایش نباشد و فقط در حد ثبت توی فرهنگستان باشه !
اگر روزی فرهنگسان تصمیم بگیرد واژه هایی مثل تلفن ، تلویزیون ، اینترنت و … رو معادل سازی کنه و اجبار هم برای اجرای این معادل ها داشته باشه واقعا به ادبیات خیانت می کنه و خیلی از شعرها و داستان هایی که این کلمات واردش شدن رو از بین می بره !
بهترین کاری که فرهنگستان می تونه انجام بده و من هم ۱۰۰% این کار رو می پسندم و دوست دارم اجرا بشه ، معادل سازی قبل از اینکه کلمه وارد زندگی مردم بشه هست ، اونوقت به قدری قشنگ معادل فارسی وارد زبان می شه که هم ادبیات فارسی رو حفظ می کنه و هم زبان فارسی رو .
برچسب : ادبیات
خوابیدن تو شبای گرم تابستون تو خونه و رو تخت خیلی سخته ، اول از همه اینکه از شب تا صبح باید هی پاشی آب بخوری و خودتو باد بزنی و دوم اینکه اگه بخوای ریسک کنی و تا صبح جلوی کولر بخوابی ، غیر از پول آب و برق زیادی که میاد ، احتمال داره وسط چله تابستون سرما بخوری و این دیگه خیلی ضایعست !
برای همین من شبا می رم تو حیاط خونمون می خوابم و تا صبح از یک هوای نه گرم و نه سرد لذت می برم . خوابیدن توی فضای باز به جز هوای خوب یک سری مزیت های خوبم داره که می خوام اینجا بگم و بررسی کنم .
وقتی بیرون از اتاق و توی فضای باز می خوابیم ، بالا سرمون به جای لوستر و چراغ و این چیزا ، کلی ستاره می بینیم که تا صبح بهمون چشمک می زنن و می درخشن ، همچنین اگه یه خورده هم به آسمون آشنا باشیم می تونیم دب اصغر و دب اکبر و کهکشان راه شیری رو هم ببینیم ، تازه تا صبح کلی شهاب رد می شه و اینقدر آرزو می کنیم که بعضی شبا می مونیم که چه آرزویی کنیم و مجبوریم آرزوهای تکراری بکنیم ! خلاصه من با آسمون شب خیلی حال می کنم و به نظرم آسمون تو شب ۱۰۰ برابر خوشگل تر از آسمون روزه !
اما این آسمون تاریک فقط ستاره و ماه نداره و شبا یک سری پرنده ی خبیث به نام خفاش تا صبح از بالای سرت رد می شه ! خفاش ها پرنده های عجیبی هستند که به مظهر تاریکی و پلیدی شهرت دارند و آدم های پلید هم اسمشونو خفاش می زارن ، مثل خفاش شب و… که چون می خواستن پلدیه خودشونو نشون بدن خفاش رو روی خودشون گذاشتن ! برعکس این پرنده ها ، کبوترها هستند که مظهر نور و روشنایی اند . به نظر من کسی که برای اولین بار از این دو تا پرنده چنین مظهرهایی ساخت خیلی ذهن خلاق و هنر و ذوق زیادی داشت ، چرا ؟ الان می گم !
اول از همه اینکه خفاش ها فقط شبا از خونه میان بیرون و روزها هم می رن تو خونه ی تاریکشون و خلاصه همش تو سیاهی و تاریکی زندگی می کنن ، دوم از همه اینکه خفاش ها دندونای تیزی دارن که به پلیدی اون ها افزوده و چهرشون رو ترسناکتر می کنه و سومم این که رنگ خودشونم تیرست و واقعا یک چهره ی تاریک ازشون ساخته . این روزها توی خیلی از فیلم ها ، بازی ها و انیمیشن های ترسناک می بینیم که شخصیت های ترسناک فیلم سیاه و به شکل خفاش گریم شده اند و دو تا بال درست شبیه خفاش دارن و خلاصه این پرنده مظهر تاریکی و پلیدی شده است ، اما در طرف مقابل توی همین فیلم ها می بینیم که شخصیت های مثبت فیلم ، مثل کبوترها سفیدند و دو تا بال دارن مثل فرشته ( البته توجه کنید بال فرشته ها هم برگرفته از بال کبوترهاست ) . کبوتر به این دلیل مظهر نور و سفیدیه که همش توی روز از خونه می زنه بیرون و چهره ی معصوم و چشم های ریز لطیفی داره . کبوتر اگه شب جایی بمونه اونقدر اونجا می شینه تا صبح بره سمت خونش و کلا پرنده ای هست که با نور و صبح سر و کار داره !
این توضیحات نشون می ده که انتخاب این دو تا پرنده برای تاریکی و روشنایی چقدر با ظرافت انجام شده و واقعا من به کسی که این کار رو کرده یه کارت دوهزار آفرین می دم !
خلاصه به نظر من خوابیدن ، بیرون از فضای اتاق ، آدم رو به افکار زیادی فرو می بره ، مثل من که الان این افکار کزایی از خفاش و این چیزا به ذهنم رسید و براتون نوشتم ! من پیشنهاد می کنم اگه امکانش رو دارید یه شبم که شده برید رو پشت بومی ، تراسی ، حیاطی جایی بخوابید تا بفهمید چه حالی می ده و چقدر خوبه …
برچسب : ادبیات
Jentelman.com - 2010 - 2012 © کپی برداری از مطالبی که نوشتم با ذکر منبع اشکالی نداره و شرعا حلاله
















نوشته شده توسط: جواد حاجی امینی
تاریخ : ۸ تیر ۱۳۹۰