-
82readers
نمی دونید فید چیه ؟
راه های اشتراک رایگان
اشتراک مفت و مجانی !
کمک به خزانه داری
لینک های خوشمزه
- نکاتی درباره پسوردهای ذخیره شده در فایرفاکس (14)
- ویکی رادیو، دانشنامه صوتی (11)
- هر آنچه که باید در مورد پاساژ “علاءالدین” تهران بدانید (10)
- خاموش در سر کلاس: نمودار فعالیت های مغزی یک دانش آموز در طول یک هفته (21)
- لیست فرکانس های دارای قابلیت دانلود افلاین در تمام ماهواره ها (17)
- مقایسهی سرویسهای کلود Google Drive, SkyDrive و Dropbox (20)
- پردازش کلمات در مترجم گوگل، معادل یک میلیون کتاب در روز (18)
- راهکارهایی برای خشک کردن گوشیهای خیس (25)
- دو راه آسان برای ذخیره سازی عکسهای اینستاگرام بر روی دسکتاپ (25)
- تا سال 2020 اغلب مردم از طریق موبایل پرداخت ها را انجام می دهند (20)
- هر زمان اطلاعات شما در اینترنت درج شد مطلع شوید (21)
- 10 محصول گوگل که احتمالا از وجود آن بی خبرید ! (26)
- اگر سیستم عامل ها ماشین بودند (26)
- استیون هاوکینگ از آزمایش iBrain تا شرکت در سریال بیگ بنگ تئوری (25)
- دوگوله و فیسبوق : ما رسانه نیستیم، آدمیم (21)
برو بچه ها بلاگر
دوستای مجازی
کی چی نظر داده ؟!
بهار انصاری در پیکسار و داستان اسباب بازی : عالب بود ♥♥ ...
بهار انصاری در به جمع چی توزیا بپیوندید ! : :> عالی بود ...
جواد حاجی امینی در شعبده بازی و کشف رازهاش : من که رازگشا نیستم فقط این مجموعه رو معرفی کردم ! ولی خوشحال ...
حمید جادو در شعبده بازی و کشف رازهاش : من شعبده باز معروف خوی هستم همه منو میشناسن فیلم هایم را مید ...
جواد حاجی امینی در الکس و خاطرات گذشته : همونجور که توی مطلبم هم نوشتم انگار فقط یه آلبوم ازش به جا م ...
آرش در الکس و خاطرات گذشته : salam man az tarafdaraye alex nistam vali dar kol az khanand ...
elmira در الکس و خاطرات گذشته : salam man asheghe alex boodam etefaghan manam vaghti 2vom ra ...
elmira در الکس و خاطرات گذشته : سلام من عاشق الکس بودم اتفاقا منم دوم راهنمایی بودم متاسفانه ...
محمد در دوستان شاد درختی چندش آور + دانلود : جماعت منتظری رو خوشحال کردی دستت درد نکونه ...
جواد حاجی امینی در آموزش swish max ( مقدمه ) : ساخت یه موزیک پلیر و ویدیو پلیر ساده با swish max خیلی دشوار ...جیک جیک های من
- شام نمی ده کسی ؟ :)) 2 hrs ago
- شگفت انگیزان رو پرشین تون نشون داد خیلی حال داد :دی 2 hrs ago
- زنه تو بانک اومده نوبت گرفته دیده 50 نفر قبلشن داره گریه می کنه !!! 3 hrs ago
- بستنی سنتی بزن :دی 1 day ago
- @mahnazfefer مجید دلبندم اون جواته :))))) 4 days ago
-

می دونستین جنتلمن زیر این میکروسکوپ قرار داره ؟! این یعنی اینکه اگه دنبال چیزی هستید به میکروسکوپ بگید براتون پیدا کنه :
کجا اومدین ؟

اینجا جنتلمنه ! یه وبلاگ شخصیه و همه چی توش نوشته می شه .
هر چی هم که این تو نوشته می شه از هیچ جایی کپی برداری نشده و همش دست نوشته های خودمه . اگه توی قسمتی از متنم مجبور بشم از جایی کپی بردارم حتمن منبع رو ذکر می کنم و اون عبارت هم به صورت نقل و قول میارم . از شما هم می خوام همین کارو کنین ...بشتر درباره ی من بدانید ... باب ها
چسبیده به متن
آموزش MotionStudio 3D آموزش swish max آهنگ اجتماعی ادبیات الکتریکی امنیت انیمیشن ایران و ایرانی ایران گردی اینترنت برنامه نویسی بیک ماک ترفند جنتلمن جواب سوال دانشجویی دانلود دوستانه سرگرمی سلامتی و تندرستی طنز علمی فاکس قرن بیستم فایرفاکس فیس بوک قلیون و سیگار مزقون مناسبتی هنری والت دیزنی وبگرد وردپرس ویندوز 7 پزشکی پیکسار کارت پوستال کاغذ دیواری گوگلآرشیو
جدیدن چی نوشتم ؟!
- ققنوس و محصولات خوبش
- کلونی آدم ها !
- ضبط صدای استاد !
- یه کلاس خوب php برای ارسال ایمیل
- یه ایده ی خوب …
- با ویروس کدباز monda ، شما هر کسی رو می تونید هک کنید !
- سال نو و عیدی !
- وقتی که من نبودم !
- اتصال به وب سرویس با زبون php
- استفاده از فونت های فارسی در طراحی سایت
- جودی فشن تی وی ۲ !
- طراحی با اشکال هندسی در MotionStudio 3D
- دکستاپتونو جم و جو کنید
- اسمارف ها و نگاهی به دوبلش
- دوستان شاد درختی چندش آور + دانلود
نوشته های خوشگل تر
تفعلی به نوشته های قبلی
جنتلمن و ریدر
آمار اینا !
وقتی آدم زندگی مورچه ها و زنبور ها رو می بینه کلی حال می کنه ؛ از اینکه مورچه ها چقدر قشنگ با هم زندگی می کنن و وظایفشونو تقسیم می کنن و با هم مهربونن ، وقتی یه مورچه یه غذایی پیدا می کنه اونو برای خودش نمی دونه و به لونه می بره و انبارش می کنه تا همه ازش استفاده کنن ، وقتی موقع دفاع برسه همه از جونشون می گذرن تا از لونشون دفاع کنن ، کلونی های مورچه ها هیچ وقت با هم درگیر نمی شن و کلی چیزای خوب دیگه که توی مستندها زیاد ازش گفتن و شنیدین .
زنبورها هم همینطورن اونا هم برای کندوشون کار می کنن و هیچ زنبوری به همجنس خودش آسیب نمی رسونه و همه با هممهربونن . نمونه ی زندگی این موجودات به قدری قشنگه که ما آدما باید بریم جلوشون لنگ بندازیم !
ما آدما با این همه دبدبه و کبکبمون از همدیگه بدمون میاد ، تو سر و کله همدیگه می زنیم ، دوست داریم طرف مقابلمون رو ذلیل کنیم ، با بقیه ی آدم ها توی کشورای دیگه جنگ و دعوا داریم ، به هم دیگه زور می گیم ، کسی که از نظر فرهنگی به ما نمی خوره رو تحویل نمی گیریم و خیلی چیزای دیگه که بهتر می دونین خودتون !
شما رو نمی دونم ولی من خودم به عنوان یه آدم خیلی متاسفم که آدمم و دارم با آدما زندگی می کنم و کاش یه مورچه یا زنبور بودم و این چیزا رو نمی دیدم . وقتی مشکلی برات پیش میاد و می ری از یکی کمک می خوای طرف اینقدر خودشو تحویل می گیره انگار اون یا آدم نیست یا یه چی بالاتر از آدمه ! وقتی برای خودش مشکل پیش بیاد و میاد سراغ آدمای دیگه اونوقت می فهمه کیه و چیه !
بیاین آدم باشیم یه خورده و به این نتیجه برسیم که همه ی آدم ها با هم برابرن و اینقدر به چشم دو تا موجود مختلف به هم نگاه نکنیم .
سکانس آخره انیمیشن هورتون رو هیچوقت یادم نمی ره ، اونجایی که دوربین از کره زمین میاد بیرون و نشون می ده ما هم مثل یه سری موجود ریزیم که داریم روی یه گرده ی گل زندگی می کنیم ! بعد توی همین گرده سر همه چی با هم دعوا داریم و اصلن به فکر همدیگه نیستیم .
وقتی حتا فامیل آدم هم کلاس می زاره و دست فامیلشو نمی گیره دیگه چه انتظاری باید داشت . حتا اصلن چرا فامیل ، خواهر برادرایی که با هم قهرن و از هم بدشون میاد ، یا سر ارث و میراث و اینا توی سر و کله ی هم می زنن تا بیشتر ارث بگیرن !
بیاین یه خورده برای خودمون متاسف باشیم و آرزو کنیم کاش مورچه ، زنبور یا ماهی بودیم ولی آدم نبودیم !
پ.ن : الان که مدتیه شبکه ی نشنال جئوگرافیک به زبون فارسی افتتاح شده پیشنهاد می کنم یه خورده وقت بزارین و مستندای حیات وحشش رو نگاه کنین تا از حیوونا یاد بگیرین !
بعضی دانشجوها هستن که سر کلاس به جای اینکه جزوه بنویسن دوست دارن صدای استاد رو ضبط کنن و بعدن برن بشینن از روش جزوه بنویسن ! ولی برعکسشم هست ! یعنی بعضی استادا دوست دارن دانشجوها صداشونو ضبط کنن و بعدن از روش جزوه بنویسن . اینجور استادا معمولن سعی می کنن سر کلاس به تندترین وجه ممکن صحبت کنن تا کسی نتونه از روی صحبتاشون چیزی بنویسه و همه با یه رکوردر باید صدای استاد رو ضبط کنن !
یادمه ۲-۳ ترم قبل یه استادی داشتم همین جوری بود ! یعنی می گفت باید حتمن صدامو ضبط کنین و بعدن از روش جزوه بنویسین و سر کلاس جزوه نمی گم ! خلاصه همیشه سر کلاسش رو میز و دست بچه ها یه رکوردر یا گوشی بود و صداشو ضبط می کردن . من با توجه به اینکه آخر ترم کلی جزوه گیر میاد ! اصلن این کارو نمی کردم و سر کلاس یا نقاشی می کشیدم یا با گوشیم بازی می کردم یا یه چی دیگه می خوندم و … .
یه بار گفتم خب بیام ضبط کنم صداشو ببینم چه حسی داره و بعدن توی خونه گوش کنم ببینم می شه اصلن از روی صدا جزوه نوشت یا نه ؟! خلاصه یه جلسه گوشیمو در آوردم و کل ۲ ساعت کلاس رو ضبط کردم . آخر ترم همونجور که گفتم با کلی جزوه ی بدخط و خوش خط روبرو بودم و از روی یکیش کپی کردم و خوندم و امتحانشم با ۱۶ پاس کردم !
حالا سر اون صدایی که ضبط کردم چی اومد ؟! باور کنید هنوز گوش ندادمش ! حتا یه بارم بازش نکردم ببینم اصلن خوب ضبط شده یا نه ! هنوز اون فایل توی گوشیم هست و پاکش نکردم ! شاید یه روز به یاد دوران دانشجویی بشینم و گوش کنم ولی فلن که اصلن حسش نیست ، مخصوصن اینکه حدود ۱ سال از پاس کردن اون درسم داره می گذره …
نتیجه ی اخلاقی اینکه آخر ترم همیشه جزوه گیر میاد ، پس حافظه گوشی یا رکوردرتونو بیخودی پر نکنین !
بعضی وقتا یه ایده اونقدر خوب می شه که حتا شاید خالقش هم فکر نمی کرد ایدش اینقدر مورد استقبال قرار بگیره ! مثلن شاید هزار تا بازی اعتیاد آورتر و گرافیکی تر از پرندگان خشمگین وجود داشته باشه ولی ایده ی اون بازی به قدری جدید و جالب بود که خالقش رو در عرض چند ماه پولدار کرد . یا مثلن سایت فیس بوک و خیلی سایت ها و بازی ها و اپلیکیشن های دیگه .
اما دلیل موفقیت این سایت ها و اپلیکیشن ها اول از همه ایده ی جدید و تازشون بود و دوم هم خلاقیتی که توشون به کار بردن . می خوام توی این پستم ویژگی های یه ایده ی خوب و موفق رو طبق تجربیات خودم بنویسم ، البته شما ممکنه نظراتون با من متفاوت باشه که خوشحال می شم بعد از خوندن این پست اون ها رو بگید .
- ایده باید جدید باشه
اولین چیزی که باعث گُل کردن یه ایده می شه جدید بودنشه . باید دنبال چیزهایی بود که جدید باشن و قبلن هم هیچ کسی از اون ایده استفاده نکرده باشه . مثلن دلیل موفقیت بازی تتریس و یا اسنک همین جدید بودنشون بود که توی زمان خودشون حسابی طرفدار داشتن و هنوز هم مردم این بازی ها رو دوست دارن و بازی می کنن . خلاصه اینکه همیشه دنبال چیزهای جدید باشین و سعی کنید چیز متفاوتی رو خلق کنید .
- نوآوری ابتکار
سعی کنید توی ایدتون نوآوری رو حفظ کنید و از نمونه های داخلی یا خارجی تقلید نکنید . داشتن نوآوری توی یه ایده خیلی مهمه . اگه یه ایده قبلن ارایه شده باشه و موفق نبوده باشه ممکنه فرد دیگه ای با ارایه اون ایده و اضافه کردن یه سری نوآوری به اون موفقیت زیادی پیدا کنه . مثلن قبل از به وجود اومدن فیسبوک شبکه های اجتماعی دیگه ای هم وجود داشت ولی دلیل پیشرفت فیس بوک نسبت به بقیه ی اون سایت ها داشتن نوآوری هایی مثل بازی های آنلاین و صفحاتش بود .
اصلن چرا راه دور بریم همین سایت یاهو یه مدت رقیب سرسخت گوگل بود و با هم رقابت زیادی داشتن ، ولی گوگل با نوآوری هایی که داشت و خدمات جدید و زیادی که ارائه کرد یاهو رو کنار زد و الان یاهو چندان قابل رقابت با گوگل نیست .
- جنبه هاب بصری
جنبه های بصری در یک ایده کمک زیادی به موفقیتش می کنه . اگر اون ایده یه سایت یا اپلیکیشن باشه باید از نظر گرافیکی خیلی ساده و جذاب باشه . یه ایده هر چقدر هم خوب باشه ولی از نظر طراحی سطح خیلی پایینی داشته باشه مورد استقبال زیادی قرار نمی گیره و برعکس ، اگرم خیلی شلوغ و رنگ و وارنگ باشه جوری که اصلن به محتوا ربطی نداشته باشه باز هم چیز جالبی نمی شه . مثلن سایت گوگل ابزارهاش رو خیلی ساده طراحی می کنه و محصولاتش خیلی سبک و سریعن ولی در عین حال با رنگ بندی خوبی که انجام می ده جلوه ی خاصی داره و در عین سادگی خیلی خوش رنگ و لعابه .
سعی کنید همیشه سادگی و سبکی ایدتون رو حفظ کنید و در کنارش با رنگ بندی جذاب طرفداران زیادی جذب کنید .
- استفاده از آخرین تکنولوژی ها
همیشه سعی کنید به روز باشید و توی طرح هاتون از آخرین تکنولوژی های دنیا استفاده کنید . به روز بودن خیلی به شما کمک می کنه تا ایدتون مورد استقبال زیادی قرار بگیره . مثلن با اومدن html5 کروم و فایرفاکس برای پشتیبانی از این زبون با هم رقابت کردن تا هر کدوم مرورگری بسازن که بیشترین پشتیبانی رو از اون زبون کنه که البته هر دوتاشون در یک سطح بالا اومدن و رقیبی مثل اینترنت اکسپلورر رو تقریبن دارن کنار می زنن .
خلاصه اینکه هرگز از عدم موفقیت ایدتون نترسید و سعی کنید اون رو هر طور شده پرورش بدید و به این که ایدتون موفق می شه امید داشته باشین . حالا چه اون ایده یه نرم افزار باشه یا یه سخت افزار .
برچسب : اینترنت، دوستانه، فایرفاکس، فیس بوک، گوگل
واقعن خندیدن به چه قیمتی ؟ متاسفانه همه ی ما روزانه صحنه هایی رو می بینیم که شاید زیاد دوست نداشته باشیم و یا شایدم خوشمون بیاد ! اینکه یه سری آدم بشینیم و پشت سر یکی غیبت کنیم و اَداشو دربیاریم و بخندیم ، حرکتیه که نمی دونم واقعن چی می شه بهش گفت . ادا در آوردن و مسخره کردن یکی جلوی خودش ، اونم زمانی که هیشکی دوروبرمون نیست تا حدی که طرف مقابل ناراحت نشه به نظرم اشکالی نداره و می تونه بهش کمک کنه که اون ایراداتش رو برطرف کنه ، ولی اینکه بخوایم پشت سرش یه سری با هم بگیم و بخندیم اصلن برای من یکی قابل تحمل نیست .
حتا یه سری دیگه نقطه ضعف بقیه رو پیدا می کنن و وقتی می بیننش جلوی دوستاشون اون نقطه ضعف رو می گن و می خندن و طرف مقابل رو مسخره می کنن . حالا اگه کسی رو که مسخره می کنن ، هم و سن و سالشون باشه باز قابل تحمل تره تا اینکه بخوان بزرگتر از خودشون رو سوژه قرار بدن . البته نمی گم اگه هم سن و سال بود اشکالی نداره ! فقط گفتم از مسخره کردن بزرگتها قابل تحمل تره !
حتا من دیدم کسایی رو که بقیه رو به خاطر لهجه ، قیافه و خیلی چیزای دیگه که خود آدم هم توی به وجود اومدنشون بی تقصیره مسخره می کنن ! اینکه بخوایم قیافه ی کسی رو به خاطر چیزی که خودش در به وجود اومدنش هیچ تقصیری نداره مسخره کنیم اصلن قابل تحمل نیست .
توی شهرهای کوچیکتر به خاطر اینکه بیشتر آدم ها همدیگه رو می شناسن و محیط هم کوچیکه ، این عمل با شدت بیشتری انجام می شه و آدم های زیادی سوژه ی بقیه برای مسخره کردن قرار می گیرن . نمی دونم این عمل فقط بین ما ایرانی ها رواج داره یا توی کشورهای دیگه هم وجود داره ؟! ولی فکر نمی کنم توی کشورای پیشرفته تر آدم ها همدیگه رو اینجوری مسخره کنن و سوژه قرار بدن .
جدا از مسخره کردن ، خیلی ها رفتارهای زشتی انجام می دن و دور هم می خندن که واقعن نمی دونم چی می شه گفت . مثلن اینکه بخوایم یواشکی بریم سراغ کیف کسی و چیزی از توی کیفش بگیریم و طرف بعد اینکه کلی گشت ، بهش بدیم بگیم اینا و بزنیم زیر خنده به نظرم اصلن چیز جالبی نیست . ولی چیزیه که زیاد دیدیم و باز هم می بینیم .
خلاصه اینکه یه آدم جنتلمن هیچ وقت نمیاد به چیزهایی بخنده که ارزش آدم های دیگه رو کم کنه . هر آدم یک ارزش و جایگاهی داره و اگه کسی بخواد ارزش اون آدم رو با مسخره کردنش کم کنه بدونه خودش از همه مسخره تره .
برچسب : اجتماعی، ایران و ایرانی، جنتلمن، دوستانه
گوگل رو نمی بخشم : به خاطر دیکتاتور بودنش ! به خاطر اینکه اصلن به فکر کاربراش نیست و کاری رو می کنه که خودش می خواد ، حتا اگه خیلی ها هم معترض باشن ، به گوشه ای از اعتراض ها هم جواب نمی ده و باز هم کار خودش رو می کنه …
گوگل رو نمی بخشم : چون همه ی دوستای گودریمو ازم گرفت و یه بک آپ ازشون بهم داد تا به شعورم توهین کنه و بگه ارزش این دوستات همینه که ازشون یه بک آپ بگیری ! خیلی از اون ها هم حتا توی پلاس لعنتی اکانت ندارن که بخوام دوباره پیداشون کنم …
گوگل رو نمی بخشم : چون همه ی اون لایک هایی که زده بودم و مطالبی که شیر کرده بودم رو با یه بک آپ بهم برگردوندو گفت اینا برای خودت ، بقیه دیگه بهش نیاز ندارن …
گوگل رو نمی بخشم : چون دکمه ی BUZZ که بغل پست هام هست رو بی کاربرد کرد و تا ۲-۳ هفته دیگه باید برش دارم . این دکمه آمار خوبی از بازخورد مطلبام بود و کمک می کرد مطلب های قوی تری بنویسم ، ولی باید چند روز دیگه برش دارم …
گوگل رو نمی بخشم : چون بیشتر خوانندهام مطالبم رو توی گودر ، وقتی شیر می شد ، می خوندن و اون ها رو دست به دست می چرخوندن و باعث دلگرمیم بود …

متاسفم برای گوگل که از دیشب با تغییراتی که داد من و خیلی های دیگه رو از خودش نا امید کرد و مطمئن باشه این کارش اصلن بازخورد خوبی نداره و موفقیتی برای گوگل پلاسش به حساب نمیاد و بدتر باعث ریزش کاربرانش می شه …
پ.ن : نمی دونم شاید گوگل طی یکی دو هفته ی آینده گودر یا بهتر بگم گوگل ریدر ( چون دیگه گودر نیست ! ) رو تغییراتی بده تا امثال ما گودری ها رو راضی کنه ! ولی فعلن ، شیر کردن دو مرحله ای ای که گذاشته و مطالبی که مستقیم می ره تو پلاس و چند خط اولش نمایش داده می شه ، چیزی نیست که ازش استقبال بشه ! این مطلب هم با ناراحتی زیادی که از این تصمیم دارم نوشتم و ممکنه بعدن امکاناتی به گوگل ریدر اضافه شه که نظرم عوض شه و این پستم رو تکذیب کنم ! ولی فعلن چیزی که به اسم گوگل ریدر وجود داره من رو خیلی آزار می ده و اصلن خوشم نمیاد حتا صفحش رو باز کنم .
برچسب : دوستانه، مناسبتی، گوگل
۲-۳ روز بود داشتم روی قالب وبلاگم کار می کردم و یه تغیراتی رو توش دادم . من چون این قالبم رو خیلی دوست دارم و برای طراحیش اون اولا خیلی وقت گذاشتم ، نمی خوام کلن ماهیتش رو عوض کنم و فقط یه سری از قسمتاش رو تغیر دادم . فعلن هنوز کامل نشده و تا ۲-۳ روز دیگه تکمیلش می کنم و اگه توی این ۲-۳ روز مشکلاتی پیش اومد به بزرگی خودتون ببخشید ! اما بگم که چه کارایی کردم :
قسمت جستجوی وبلاگم خیلی مورد ظلم قرار گرفته شده بود ! یه کادر کوچولو سمت چپ اون وسط مسطا بود که کمتر کسی چشش بهش می افتاد ! حتا نتایج جستجو هم چون خیلی کلی نشون داده می شد کسی زیاد از این قسمت استفاده نمی کرد و یه جورایی بی کاربرد شده بود ! برا همین تصمیم گرفتم یه ابتکار بزنم و قسمت جستجو رو به عنوان زیر میکروسکوپ بردن معرفی کنم و اونو سمت راست و بالا بزارم تا هم در دسترس باشه و هم تو چشم باشه . یه حالت فان هم بهش دادم که کاربرا مشتاق شن جستجو کنن !
نتایج جستجو هم یه تغیراتی دادم و اگه چیزی رو جستجو کنید نتایجش خیلی خلاصه و کوتاه میاد که شما رو به مطلب مورد نظرتون راحت تر برسونه . خلاصه از این به بعد قسمت جستجوی اینجا رو با اسم زیر میکروسکوپ بردن بشناسید و مطالبی که دنبالشید رو راحت پیدا کنید .
دکمه ی فید وبلاگم هم بزرگ و خوب بود ولی برای خیلی ها عضو شدن از اون طریق سخت بود ، برای همین یه دکمه اضافه کردم بغل فید که هر کس دوست داشت یه کلیک کنه و فید به گودرش وصل شه . یه آمارگیر فید هم بغلش گذاشتم که آمار خواننده ها رو همه بدونن . شبکه های اجتماعی ای که توشون عضوم رو هم یه تغییراتی دادم و لیستشو بروز کردم که می تونید توی صفحه ی تماس ببینیدشون .
اون اولا که خبرنامه پیامکیمو فعال کردم اعضاش خیلی کم بود و به تعداد انگشتای دست هم نمی رسید ! ولی این روزا خوشبختانه زیاد شدن و از این بابت خیلی خوشحالم ، ولی ارسال پیامک برای هر مطلبم به همه ی اعضا خیلی برام هزینه داره ، برای همین تصمیم گرفتم اگه مطلب روزنوشتی مثل همین مطلب نوشتم ، اون رو پیامک نکنم و پیامکا رو فقط برای مطلبای آموزشی و عمومی بفرستم .
نسخه ی موبایل هم یه سری تغییرات دادم و سبکتر کردمش . کلن یه آمار که گرفتم دیدم بیشتر کسایی که براشون پیامک می فرستم با گوشیشون جنتلمن رو می خونن که نسخه ی موبایل هر چی سبکتر باشه براشون بهتره و راحت تره .
یه سری تغییرات ریزم دادم که نسبت به اونایی که گفتم به چشم نمیاد ، امیدوارم خوب شده باشه . بازم اگه نظری انتقادی چیزی درباره قالب وبلاگمو و کلن وبلاگم دارین بگین حتمن گوش می کنم . حتا انتقاد و اینا هم دارین بکنین اصلن ناراحت نمی شم ! یادمه یه بار یکی بهم گفته بود وبلاگتو که باز می کنم انگار رفتم تو سایت مهدکودکی جایی ! کلن خودمم قبول دارم ، ولی به نظرم رنگای شادو اینا تو روحیه ی خواننده تاثیر می زاره و بیشتر به اینجا سر می زنه . خلاصه منتظر بازخوردای خوب و یا بدتون هستم …
برچسب : جنتلمن، دوستانه، مناسبتی
مامان ها همیشه از همه ی جهات بهتر از باباها هستن و بیشتر بچه ها ، مامانی هستن تا بابایی ! مامان ها به خاطر مهربونیشون همیشه دوست داشتنین و هیچ وقت بچه هاشون رو فراموش نمی کنن . مامان ها اگه نبودن اتاقمون خیلی کثیف بود و توش کلی میکروب باکتری زندگی می کرد و حتا نمی تونستیم توش راه بریم ! مامان ها از وقتی که بچه هاشون به دنیا میان کلی حرص می خورن تا بزرگ شن و کلی پیر می شن از دست ما !
روز مامان که می رسه شلوغ ترین جای ممکن طلافروشی ها هستن و بعدشم ظرف و ظروف فروشی ها ! همه دوست دارن برای ماماناشون طلا و ظرف و ظروف گرون قیمت بخرن و کلی مامانشون ذوق کنه . بعضی ها هم برای مامانشون فقط یه شاخه گل می خرن که حس خساستشون پشت یه شاخه گل مخفی شه و مامانه فکر کنه بچش در اوج بی پولی یه شاخه گل لااقل خریده ! البته تو پرانتز بگم که اون بچه هه توی عید به اندازه ی خیلی زیاد عیدی جمع کرده بود و دوست نداشت عیدی هاشو خرج هدیه مامانش کنه ! و مامان مهربون هم کلی بچه شو برا اون شاخه گل ماچ و بوسه می کنه .
روز مامان از روز بابا معروفتره و چون روز بابا بعد روز مامان قرار گرفته ، بچه ها پولشون تموم می شه و به باباها چیزی نمی رسه و بچه ها در حد یه جفت جوراب و یا شرت و عرق گیر برای باباها کادو می خرن ! کلن مامان ها همیشه از باباها ثروتمندترن و این ثروتشون مخفیه ! یعنی جدا از طلاهای زیادی که دارن کلی مهریه و اینا هم دارن و خلاصه کلی از باباهای بیچاره پولدارترن !
روز مامان که می رسه بعضی ها خودشونو می زنن به اون راه و چیزی به رو خودشون نمیارن و فرداش می گن : ای وای ، دیروز روز مامان بود ؟ من یادم رفت ! ایشالله سال دیگه ! و البته سال دیگه هم همینو می گن !
بعضی ها وقتی مامانشون پیر می شه ، می گیرن می برنش خونه ی سالمندان تا از دستش راحت شن ! من اصلن این روش رو دوست ندارم و از کسایی که این کارو می کنن زیاد خوشم نمیاد . البته کار بدی هم نیست و نسبت به ۱۴۰۰ سال پیش که خونه ی سالمندان نبود و بچه ها وقتی ماماناشون پیر می شدن می گرفتن می بردنش وسط بیابون ول می کردن و میومدن بهتره ! ولی وقتی مامان ها این همه برای ما زحمت می کشن که ما بزرگ شیم ، خیلی کار زشتی می کنیم که فراموششون می کنیم و می گیریم می بریمشون خونه ی سالمندان !
بعضی مامان ها هم زن بابا هستن و نسبت به مامان خودمون خشن ترن ، البته نه همشون هان ، ولی ۹۹ درصدشون از مامان خودمون خشن ترن و ما رو زیاد دوست ندارن ! این مامانا به نظر من ارزش کادو دادن ندارن و روز مامان لازم نیست براشون چیزی بگیریم ، البته اگر هم گرفتیم اشکال نداره ، ولی ضرورتی تو این کار نیست !
خلاصه امروز روز مامان هست و من این روز رو به همه ی مامان های خوب دنیا تبریک می گم ( البته روز زن هم هست ، ولی چون روز مرد وجود نداره و من نمی خوام تبعیض قائل شم ، به زناهایی که هنوز مامان نشدن چیزی نمی گم ! ) . اگه مامانتون هنوز توی این دنیاست ، فردا برید ببوسیدش و یه کادوی توپم بخرید که حسابی خستگیش در بیاد ، اگرم بردینش خونه ی سالمندان ، همین فردا برید برشون دارید بیارین خونه کنار خودتون و قدرشو بدونید . اگرم مامانتون دیگه تو این دنیا نیست ، امیدوارم خدا رحمتش کنه و بدونید که اون دنیا داره حال می کنه ، چون بهشت زیر پاشه و دیگه چی بهتر از این ؟! فردا برید سر مزارشون و این روز رو بهشون اونجا تبریک بگید و کلی یاد روزای خوبی که باهاش داشتین بیفتید … .
امیدوارم سایه ی مامان ها همیشه بالای سر بچه ها باشه و بچه ها هم قدرشون رو بدونن که بعدن افسوس یه دقیقه با اونا بودن رو نخورن … .
پ.ن ۱ : به مناسبت این روز پیشنهاد می کنم مستند Babies که من حدود یکی ، دو ماه قبل دیدمش رو ببینید . توی این مستند ۴ تا مامان از ۴ نقطه ی مختلف دنیا رو نشون می ده که بچه هاشون رو چجوری بزرگ می کنن و هر کدومشون چه روشی برای تربیت و بزرگ کردن بچه هاشون به کار می برن . توی این مستند می بینید که فرهنگ ها چقدر با هم مختلفه و مامان ها توی هر نقطه از دنیا طرز رفتارشون با بچه ها متفاوته . این مستند رو می تونید از اینجا دانلود کنید .
پ.ن ۲ : برای مامان ها آهنگ زیاد خونده شده و هر خواننده ای فکر کنم یه آهنگ به اسم بارون و یه آهنگم به اسم مادر خونده باشه ! ولی جدا از این همه آهنگ ها من این آهنگ دوران بچگیم رو خیلی دوست دارم ، البته با اینکه اسم آهنگ خانواده هست و موضوع اصلیش مامان نیست ! ولی شما فقط ۴ مصراع اولش رو گوش کنین و بقیشو تو روزای دیگه مثل روز بابا و اینا گوش کنین ! ولی کلن من این آهنگ رو خیلی دوست دارم و وقتی بچه بودم و از تلویزیون پخش می شد میخکوب می شدم و کلی باهاش حال می کردم . مخصوصن توی موزیک ویدیوش که بچه ها همه رو ابر ایستاده بودن و اینو می خوندن من خیلی خوشم میومد (یاد دوران بچگی بخیر ، آهنگ رو از اینجا دانلود کنید ) . البته آهنگ فیلم میم مثل مادر هم تو این روز جواب می ده ! پیشنهاد می کنم یه بار دیگه اون آهنگ رو امروز گوش کنید و یا اگه فیلمش رو دارید ، ببینید .
دو سال پیش که سریال یوزارسیف از تلویزیون ایران پخش می شد ، منم بعضی قسمت هاش رو دیدم . در کنار نقطه ضعف های کمی که داشت سریال خوبی بود و هزینه ی زیادی صرف ساختش شده بود . توی یکی از قسمتاش ، دیالوگی از زبون مصطفی زمانی ( بازیگر نقش یوزارسیف ) گفته شد که خیلی اون جمله رو دوست داشتم . یوزارسیف رو کرد به جمعی که تو زندان بودن و گفت : ماها همه انسانیم و باید همدیگه رو یاری کنیم . چیزی که امروزه اصلن نمیبینیم و وجود نداره !
همش از همدیگه بدمون میاد و دوست داریم سر به تنمون نباشه . وقتی از نزدیک با همیم ، کلی گل می گیم و گل می شنویم و پشت سر ، هر چی دلمون می خواد می گیم . مثلن منو بیژن ایستادیم داریم صحبت می کنیم که یهو کامبیز میاد ، بیژن می گه : اَه بازم این کامبیزِ … اومد ! و کلی بد بیراه بهش می گه . بعد دو دقیقه می ره پیشش و کلی می گن و می خندن ! خب وقتی می گی و می خندی چرا پس بیخودی بدت میاد ازش ! من نمی دونم این چه اخلاقیه که بیشتر ما آدما داریم .
همینجوری بهم چه به شوخی و یا چه به جدی فحش هایی می دیم که حتا یه لحظه هم به معنی بعضیهاشون فکرم نکردیم ! نمی گیم با خودمون که آخه این حرفی که زدیم ینی چی ؟ اگه یه سری به فرهنگ لغت بزنیم و معنی بعضی از حرفامون رو بخونیم اصلن رومون نمی شه دیگه تو چشما هم نیگاه کنیم !
بعضی وقت ها هم عصبانی می شیم و چنان دعواهایی با هم می کنیم که دو تا گوزن توی جنگل های آمازون اینجوری همدیگه رو لَت و پار نمی کنن ! ( تو این مستندا دیدین دیگه دو تا گوزن هی شاخاشونو به هم می زنن تا قدرت نمایی کنن و اینا ! ) همچین صورت طرف مقابلش رو چنگ می ندازه و مشت می کوبه وسط دماغش که شیر و ببر و پلنگم بلد نیستن همچین چنگایی بزنن ! اینا که اینجوری دعوا می کنن آدم نیستن اصلن ، حیوونم نمی شه گفت ، چون گفتم که حیوونا در این حد خشونت ندارن ! نمی دونم کدوم گونه از جانداران با هم این رفتار رو دارن که بخوام تو اون دسته بزارمشون ! اگه شما فهمیدین به منم بگین !
کلن ما آدما در حال حاضر به فکر همه چی هستیم جز همدیگه ، حتا حاضر نیستیم به هم کمک کنیم . کنار بزرگراه می بینیم طرف تصادف کرده افتاده رو زمین داره جون می ده خون ریزی شدید داره ، ولی به جای اینکه بزاریمش تو ماشینمونو ببریمش بیمارستان ، گوشیمونو در میاریم از جون دادنش فیلم می گیریم که بعدن برا همدیگه بزاریم حال کنیم ! بعدم که مُرد ، یه لُنگ می کشیم روشو هی پول خورد می ندازیم دور و برش که مثلن ما اونجوری نشیم یه وقت خدایی نکرده !
حتا بعضی از آدما خیال می کنن همه جا رو خریدن و اونجا مال خودشونه ! یه محله رو همچین مدیریت می کنن که اگه کسی ندونه خیال می کنه کل اون محله مال اونه با سند شیش دنگ منگوله دار ! مثلن طرف عکاسه داره از در و دیوار عکس می گیره ، بعد یکی دیگه میاد و می گه اینجا چه غلطی می کنی از چی عکس می گیری برو گم شو و دو سه تا حرف ناجورم می زنه و طرفو از اونجا دور می کنه که نگو و نپرس . خب هر کسی به یه چیزی علاقه داره ، طرف که نیومده از تو خونه تو عکس بگیره می زنی تو ذوقش ! یه دو تا عکس از یه محله ای که برای شهرداری هم هست نه تو ، می گیره می ره به تو چه ربطی داره آخه ؟!
خلاصه که ما آدما اصلن همدیگه رو درک نمی کنیم و به هم احترام نمی زاریم . حاضریم بریم یه سگ بخریم بهش طناب وصل کنیم تو خیابون راش ببریم هی بغلش کنیم و نازش کنیم ، ولی نسبت به هم خون و همجنس خودمون هیچ وقت اینجوری نیستیم و همش یا با هم دعوا داریم یا قهریم یا دوست داریم سر به تنمون نباشه و فقط خودمون باشیم و خودمون . باور کنین طبق همون دیالوگ مصطفی زمانی ، همه ی ما آدمیم و باید همدیگه رو یاری کنیم … .
پ.ن : در راستای اصلاح خودمون و جنتلمن شدن روز افزونمون خیلی خوبه که خودمون رو اصلاح کنیم و نسبت به همدیگه مهربون باشیم . اگه این کارو کنیم خواهیم دید که چقدر زندگی خوب و شیرینه . مثل زندگی مورچه ها که همه به هم کمک می کنن و با هم همکاری دارن و یه زندگی خوبی رو برای هم می سازن ، بیایم لا اقل از مورجه بیشتر باشیم .
صبح زود از خواب بیدار می شه و می ره سر میز و صبحونه و تند تند یه لقمه نون پنیر به زور می خوره و می گه : الان دوستام میان باید زود حاضر شم و می ره سمت اتاقش . لباساشو تنش می کنه و کیفش رو بر می داره و یواشکی به سمت کشوی میزش می ره و آروم بازش می کنه و یه چیزی از توش بر می داره و توی کیفش قایم می ده و می ره بیرون . مامان هم از اینکه این همه بچش برای رفتن به مدرسه ذوق زدست و هیجان داره خوشحاله و براش آرزوی موفقیت می کنه !
توی پارک به دوستاش ملحق می شه و بعد از سلام و این جور چیزا در کیفش رو باز می کنه و می گه امروز نوبت من بود که بیارم و سه نخ سیگار در میاره و با هم شروع می کنن به کشیدن .
شاید هنوز بلوغشون کامل نشده ولی سیگار کشیدن رو شروع کردن و صبحشون رو با سیگار شروع می کنن . بعدشم کلی آدمس و خوشبو کننده دهن و از این چیزا می خورن و به خودشون ادکلن و عطر می زنن و می رن سمت مدرسه .
من همیشه مخالفت خودم رو با سبگار توی این وبلاگ اعلام کردم و دیگه لازم نیست بگم ولی اینکه سن سیگار کشیدن اینقدر کم شده و نوجوون ها هم رو به سیگار آوردن واقعن بده و نمی دونم چه جوری می شه این مشکل رو حل کرد .
فرو کردن دود توی ریه ها و بعد خالی کردنش یه امر عادی نیست و هنوزم دقیقا نمی دونم چرا بعضی ها حاضر به انجام یه همچین کاری می شن ! البته قبلن یه سری دلایلش رو اینجا نوشتم ، ولی بازم هنوز خیلی چیزاش رو نمی فهمم !
خلاصه اینکه وقتی امروز صبح سیگار کشیدن این ۳ تا نوجوون رو دیدم خیلی ناراحت شدم . این عکس رو هم از رو بالکون ازشون گرفتم . توی این مطلبم هم نقطه مقابلم فقط همین ۳ نفر نیستن ، بلکه شاید هزاران نوجوونی باشن که صبحشون رو با سیگار شروع می کنن و به این چیز بی ارزش اعتیاد پیدا کردن .
پ.ن : سیگاری های عزیز ، من هرگز قصد توهین و قبولوندن اعتقاداتم به شما نیستم و فقط یه سری واقعیت هایی رو می نویسم که بد نیست روش فکر کنید . وگرنه هممون انسانیم و من هم همه ی انسان ها رو دوست دارم حالا چه عادت های بدی داشته باشن و چه نداشته باشن
برچسب : دوستانه، سلامتی و تندرستی، قلیون و سیگار
استاد برگه امتحانا رو در میاره که بشینه تصحیح کنه ، اولی ۷ ، دومی ۱۳ ، سومی رو جمع می زنه شده ۹ ولی وقتی میاد نمره بده یه چیزی زیر برگه توجهش رو جلب می کنه : استاد اگه ما این درس رو بیفتیم مشروط می شیم ! استادم چون می دونه طرف داره دروغ می گه بهش ۶ می ده و می ندازش تا دیگه خالی نبنده !
زمان این جور نامه ها گذشته ، دیگه تا کی می خواین زیر برگه بنویسین : استاد ما دو تا امتحان داشتیم ، استاد اگه بیفتیم مشروط می شیم و از این چیزا ؟ الان زمان ، زمان نوشتن نامه های حرفه ایه که هر استادی تا اونو ببینه ۶ نمره اضافه کنه ! نه اینکه کم کنه ! من زیر بعضی برگه ها یه سری نامه می نویسم که بعضی هاش واقعا معجزه کرده و می خام این تجربیاتم رو در اختیارتون بزارم تا شما هم استفاده کنید و شاید روی استاد شما هم جواب بده !
تاکتیک ورق سفید !
ترم اول که بودم یه استاد مبانی کامپیوتر داشتیم که خیلی گیر بود و آخر ترمم فقط ۵ نفر تونستن اون درس رو پاس کنن ! ( شایدم به خاطر نامه ی من فقط ۵ نفر پاس شدن ! ) . فقط ۲ تا سوال اول رو تونستم جواب بدم و از ۳ تا سوال دیگه هیچی نمی فهمیدم ! در آخرین لحظات که نا امید شده بودم به فکرم رسید زیر برگه بنویسم : در اعتراض به تقلب گسترده ای که شاهد بودم و مراقبانی که در این تقلب به یاری دانشجویان شتافته بودن از جواب دادن به ادامه ی سوالات خود داری می کنم و اگر بیفتم بهتر از اینه که با این وضع تقلب پاس کنم !
به این می گن یه تاکتیک خوب که اون درس رو با ۱۰ پاس کردم ( باور کنید در حد ۵ هم ننوشته بودم ! )
تاکتیک علاقه ی استاد !
ترم سوم درس فارسی عمومی یه استادی داشتیم که خیلی علاقه داشت تهتو لهجه قدیم تهران که مثل اینکه شمرونی نام داشت رو در بیاره ! در این باره هم ۱-۲ تا کتاب گویا نوشته بود و علاقه ی زیادی به این لهجه داشت و هی سر کلاس در این باره حرف می زد … از حرف زدناشو اینا من یه چیزایی از این لهجه فهمیدم و توی امتحان پایان ترم نوشتم : استاد از وختی که من با شما آشنا بَبِم خیلی به لهجوکه شمرونی علاقه پیدا کِدم و کتابا شما رو هم خوندِم من هم مثل شما درباره این لهجوک دارم تحقیق مونِم و از اینکه من رو به این لهجوک علاقمند کِدید سپاسگذارم !
من اصلن اسم کتاباشم نمی دونستم چه برسه به اینکه خونده باشم ! ولی سر کلاس چون زیاد اینجوری حرف می زد برامون و توضیح می داد یه چیزایی سر در آوردم و امتحانشم ۱۸ گرفتم ! در حد ۱۰ هم نوشته بودم !
تاکتیک تحقیق دروغین !
درس زبان تخصصیمون هر کسی باید ۲ تا پروژه میاورد و هر کدومشم فکر کنم ۵ نمره داشت ! یعنی اگه هر ۲ تاشو میاوردیم ۱۰ رو گرفته بودیم . من فقط یکیش رو آورده بودم و استاد هم ازمون خواسته بود اسم پروژه هامون رو زیر برگه بنویسیم ! من نوشتم : پروژه اول : کارت های هوشمند ( که واقعا آورده بودم ) پروژه دوم : فروشگاه دیجیتال ! ( که همینجوری نوشتم ! ) ۱۹ شدم !
تاکتیک استفاده از تجربیات !
امتحان اندیشه اسلامی رو استاد به صورت تشریحی گرفته بود و ۸ تا سوال داده بود ، من هیچی از سوالاش نمی فهمیدم و با توجه به صورت سوال هر چی از ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان و اینا یادم بود می نوشتم ! خلاصه هر سوال رو در حد ۱۰ خط توضیح می دادم و همش رو هم از خودم می نوشتم ! آخر برگه هم نوشتم : استاد خیلی راحت بود که من فقط عین کتاب رو بنویسم ، ولی شما در طول ترم به قدری زیبا درس می دادید و می گفتید فقط به یه منبع اکتفا نکنیم که من هم جواب سوالات رو از منابع مختلف نوشتم ، مطالعاتم در این زمینه زیاده و منابع مختلفی رو خوندم . امیدوارم این حرکت من شما رو آزرده نکنه ! و در کمال ناباوری ۲۰ گرفتم !
تاکتیک های زیادی وجود داره که می شه به وسیلش نمره ای دور از تصور گرفت ، فقط باید خلاقیت داشته باشیم و با دقت نامه ای تاثیرگذار بنویسیم . البته این کار روی بعضی استادا جواب نمی ده و اونا فقط به فکر نمره واقعی و اینا هستن ، ولی بهتره به جای نامه های تکراری و چرت و پرت هایی که همه بلدن کمی فکر کنیم و یه نامه ی اساسی بنویسیم . اگر شما هم از این جور نامه ها نوشتید وجواب داده اونو تو نظرات همینجا بنویسید .
پ.ن : البته من هم یه سری نامه نوشتم که جواب نداده و شاید حتا به خاطر اون نامه نمرمم کم شده ! ولی به یه چیزی پی بردم و اونم اینه که باید تو طول ترم استاد رو خوب شناخت و نامه ای نوشت که به روحیات استاد سازگار باشه !
برچسب : ترفند، دانشجویی، دوستانه
Jentelman.com - 2010 - 2012 © کپی برداری از مطالبی که نوشتم با ذکر منبع اشکالی نداره و شرعا حلاله
















نوشته شده توسط: جواد حاجی امینی
تاریخ : ۶ اردیبهشت ۱۳۹۱
