هفته ای که فِرتی گذروندم !

توی هفته ای که گذشت یه چند تا کار انجام دادم و یه سری اتفاقا افتاد که همشو می خوام توی همین پست بنویسم . اولیش دو تا خبر درباره انیمیشنامه و دومیش هم ۴ تا طرحه که برای استارت آپ ویکند شیراز طراحی کردم . اما اول بریم سراغ انیمیشن !

انیمیشن فِرت!

اواخر هفته دقیقن روز چهارشنبه یه انیمیشن خیلی کوتاه پخش کردم که ۱۵ ثانیه بیشتر نیست و خیلی یهویی هم ساخته شد !

راستش ایده ی این انیمیشن خیلی اتفاقی به ذهنم رسید و خیلی هم اتفاقی ساخته شد ! صبح سه شنبه بود فکر کنم که پشت میزمو داشتم تمیز می کردم و یه تار عنکبوت دیدم که انگار یه مورچه هم بهش گیر کرده بود و احساس کردم مرده بود ! منم با خشونت با گردگیر کل اون تار رو از اونجا برداشتم ! ولی بعدش با خودم گفتم نکنه اون مورچه هه که به تار بود زنده بود و من با این کارم کشتمش ! خلاصه از اونجا به فکر این انیمیشن افتادم و دقیقن همون شب ساعت ۱۲ یا همون ۰۰ ( به قول پُزی ها ! ) شروع کردم به ساختنش .

چون دیدم کل انیمیشن داستان کوتاهی داره تصمیم گرفتم ۱۵ ثانیه باشه که بعدش انیمیشن رو توی اینستگرام هم بزارم .دقیقن تا ساعت ۶ صبح نشستم و بلاخره همون موقع ها اولین خروجی نهاییشو دیدم . معمولن وقتی از یه انیمیشن خروجی نهایی فول اچ دی می گیرم ۱۰-۲۰ بار می شینم می بینم و زوم می کنم که اشکالای ریز اگه داره درستش کنم . خلاصه چون دیگه خیلی دیر بود خوابیدم و فرداش اشکالاشم درست کردم و پخش کردم .

اسم انیمیشن هم فِرت گذاشتم ! چون دقیقن همه با تار عنکبوت و بعضی ها هم با خود عنکبوت همین کارو می کنن و فرت از بین می برنشون ! این انیمیشن رو از طریق لینک های زیر می تونید ببینید و اگه به این سایت ها دسترسی ندارید نسخه فول اچ دیشو دانلود کنید و آفلاین ببینید .

این انیمیشن رو برای شبکه صفر تا صد هم فرستادم و از اینجا می تونید بهش رای بدید . یه کار دیگه هم کردم و اون اینه که از مراحل ساختش فیلم گرفتم و توی یه ویدیو ۱۵ ثانیه ای تو اینستگرامم می تونید ببینید چه جوری ساخته شده ! برای دیدنش اینجا برید .

انیمیشن سرخ و سفید

احتمالن انیمیشن سرخ و سفیدمو دیدید ولی اگه ندیدید برید اینجا و ببینید . این انیمیشن رو برای جشنواره فیلم شرقی کانادا فرستادم که جز ۲۰ انیمیشن انتخاب شده برای جشنواره شد و ۲۴ اکتبر حدود ۱۰ روز قبل توی تورنتو کانادا روی پرده رفت . نتیجه نهایی این جشنواره ۱۶ نوامبر حدود ۱۳-۱۴ روز دیگه مشخص می شه و امیدوارم رتبه بیارم ، ولی اگرم نیاوردم همین که جز اون ۲۰ تا انیمیشن انتخاب شده بود و توی جشنواره به نمایش در اومد خیلی خوشحالم و اگه بتونم برای جشنواره های دیگه هم حتمن می فرستمش .

متاسفانه چون خودم اونجا نبودم ، عکسی یا فیلمی از روز اکران و محل نمایش و چیزای دیگش ندارم و نمی دونم اصلن چند نفر رفتن و دیدنش !

استارت آپ ویکند شیراز

توی هفته قبل هم استارت آپ ویکند شیراز برگزار شد که من براش ۴ تا طرح زدم و توی استارت آپ ویکند به عنوان والپیپر و استند به نمایش در اومد و یه جوری به عنوان کارکتر استارت آپ ویکند شیراز معرفی شد . عکس زیر تصویریه که به عنوان والپیپر معرفی شد و از اینجا می تونید دانلودش کنید .

تصویر زیر هم از اینستگرام ( + ) هست که از استندها گرفته شده . متاسفانه چون خودم تو این رویداد حضور نداشتم فقط عکساش رو توی اینستگرام و توییتر و جاهای دیگه دیدم .

خب دیگه این ۳ تا خبر رو توی یه پست نوشتم که دیگه برا هر کدومشون یه پست ننویسم و خستتون کنم . از الان هم بگم یه سری پروژه انیمیشن دارم کار می کنم که به زودی همشو می زارم روی اینترنت برید ببینید حالشو ببرید ! پس منتظر باشید …

به اشتراک بگذارید
چرا به جای نرم افزارای ادوبی بیشتر از کورل استفاده می کنم ؟!

یکی از دوستان ایمیلی زده بهم و گفته چرا من کارهای گرافیکیمو با Corel PaintShop انجام می دم و از Adobe Photoshop استفاده نمی کنم ؟! اگه بخوام خودم سوالشو کامل کنم بهتره بگم چرا من تقریبن ۷۰-۸۰ درصد کارهای طراحی و گرافیکیمو با نرم افزارهای شرکت corel انجام می دم ، در صورتی که همه می دونن شرکت adobe توی این زمینه ها غول تره ! به نظرم سوال جالبیه و دوست داشتم یه پست بنویسم دربارش و دلایلمو برای انتخاب نرم افزارهای کورل بگم .

اینکه ادوبی یه غول نرم افزاریه و تقریبن توی هر زمینه ای نرم افزار تولید کرده شکی نیست و نمی شه تمام نرم افزارهای کورل رو با ادوبی مقایسه کرد . از طرفی هر چیزی که برای مخاطب جذابه ، ظاهر اون هست و هیچ مشتری و یا مخاطبی وقتی یه چیز جالب رو می بینه نمی پرسه با چی درست شده مگه اینکه خودش اینکاره باشه و بخواد سر در بیاره . توی طراحی  و گرافیک هم چیزی که برای مشتری یا مخاطب جالبه خود طرح هست و به اینکه با چی طراحی شده و چه جوری طراحی شده کاری نداره و فقط خروجی ازتون می خواد . چیزی که مهمه ساخت اون خروجی مورد نظر هست که طراح باید انجام بده و از هر نرم افزار و وسیله ای می تونه استفاده کنه .

من برای این کارهام نرم افزارهای کورل رو بیشتر ترجیح می دم تا ادوبی و دلایلم رو هم می نویسم . اگر آدم متعصبی روی ادوبی نباشید و یه تستی هم کورل رو کنید شاید شما هم با من هم عقیده بشید .

چرا Corel PaintShop به جای Adobe Photoshop ؟!

توی زمینه گرافیک و طراحی های دو بعدی و برداری شاید بشه گفت کورل یه رقیب جدی برای ادوبیه . کمپانی کورل از اول تاسیسش کارش رو روی نرم افزارهای گرافیکی متمرکز کرد و شاید Corel Draw یکی از معروفترین برنامه هاشونه . توی این سال ها هم کورل تجربش در زمینه گرافیک خیلی زیاد شده و روی این بخش هم مشخصه که سرمایه گذاری زیادی می کنه . از اون طرف هم فتوشاپ یکی از قدیمی ترین برنامه های گرافیکیه و خیلی دست کمش نباید گرفت .

رابط کاربری ای که کورل برای پینت شاپ طراحی کرده به نظرم خیلی بهتر از فتوشاپه . هر چند خیلی ها بخوان خورده بگیرن و بگن پینت شاپ کپی فتوشاپه ولی به نظرم خیلی شباهت زیادی به هم ندارن . با هر دو تاش می شه یک مدل خروجی از یه طرح گرفت ولی این به این معنی نیست بخوایم بگیم کپی همن .

حجم خود برنامه پینت شاپ کمتر از فتوشاپه و یه سری آنالیزهای تصویری دم دست هم داره که من توی فتوشاپ ندیدم و اگرم فتوشاپ همچین چیزی داره دم دست نیست و احتمالن توی منوهاشه .

یه چیزی که توی فرهنگ ما جا افتاده واژه فتوشاپ هست که به یه فعل تبدیل شده ! هر عکس ادیت شده ای که می بینیم می گیم فتوشاپه و این باعث شده کسایی که می خوان به دنبال کارای گرافیکی برن فکر کنن تنها نرم افزار گرافیکی ، فتوشاپ هست و خیلی نمی رن تحقیق کنن و دنبال گزینه های راحتتر بگردن .

به نظر من پینت شاپ هم رنگ بندی رابط کاربریش از فتوشاپ بهتره ، هم ابزاراش خیلی دم دست ترن و هم کم حجم تر و سریع تره .

چرا Corel VideoStudio به جای Adobe Premiere ؟!

تو این زمینه شاید بیشتر حق با شما باشه که premiere از VideoStudio قویتره و اینو قبول دارم . اونقدر که کورل توی زمینه گرافیک تجربه داره و حرفه ایه توی زمینه ویدیو تازه کاره و بعد خرید کمپانی Ulead مقداری به سمت ویدیو رفت . ولی باز هم سادگی و رابط کاربری خوبی که ویدیو استادیو داره ، پریمایر نداره !

نسخه های آلتیمیت ویدیو استادیو کلی فیلتر و امکانات اضافه دارن که می شه همون خروجی ای که پریمایر می ده رو ازش گرفت و همونجور هم که اول گفتم تو درجه اول خروجی مهمتر از نرم افزاریه که باهاش کار شده !

البته این وسط توی بعضی از ویدیوها مجبورم از Adobe After Effects استفاده کنم و بعد خروجیش رو توی ویدیو استادیو بیارم . به نظرم در حال حاضر هیچ نمونه ای برای Adobe After Effects وجود نداره و کورل هم چون توی زمینه ویدیو تازه کاره فکر نمی کنم به این زودی ها بخواد برنامه ای تولید کنه برای رقابت با Adobe After Effects و اگرم بخواد ، به این زودی ها موفق نمی شه .

یه زمانی که ویدیو استادیو هنوز متعلق به کمپانی یولید بود ، خیلی ها این برنامه رو برای تازه کارها مناسب می دونستن ! ولی به نظرم از وقتی کورل اون رو خرید روش داره سرمایه گذاری می کنه و امکانات خیلی حرفه ای ای بهش اضافه کرده ، هر چند هنوز هم جای کار زیادی داره و یه سری از امکاناتش مثل کپچر رو باید از این حالتی که هست خارج کنه و در حد یه منو یا آپشن جدا بزاره و سعی کنه راه پلاگین نویسی رو هم براش باز کنه که پلاگین های بیشتری نوشته بشه .

در کل سادگی این برنامه بیشتر منو به سمت خودش کشونده هر چند قدرتش به اندازه premiere نیست .

چرا از Corel Motion Studio 3D به جای خیلی گزینه های دیگه  ؟!

توی زمینه سه بعدی شاید ادوبی خیلی وارد نشده و نرم افزاری خاص این کار هنوز تولید نکرده ، ولی کمپانی autodesk توی این زمینه ها تبدیل به یه غول شده و به این راحتی ها هیچ کمپانی ای حتا ادوبی هم قابل رقابت باهاش نیست ! تقریبن می شه گفت بیشتر انیمیشن ها و بازی های سه بعدی دنیا با نرم افزارهای این شرکت ساخته شدن .

نرم افزار کوچیکی مثل Motion Studio به هیچ وجه با نرم افزارهای فوق حرفه ای مثل مایا و تری مکس و… قابل مقایسه نیست و اصلن تصمیم هم ندارم مقایسه کنم ! ولی سادگی باز هم یکی از ویژگی های موشن استادیو هست . همه ی آپشن ها مشخص شده و کاملن دم دسته و سریع می شه باهاش یه انیمیشن سه بعدی یا دو بعدی رو با یه کیفیت قابل قبول خروجی گرفت و فکر می کنم برای همین کار هم ساخته شده !

البته توی زمینه انیمیشن دو بعدی من بیشتر از Anime Studio استفاده می کنم ولی در کنارش از موشن استادیو هم زیاد خروجی دو بعدی می گیرم .

موشن استادیو برای کسایی که خیلی تجربه سه بعدی کار کردن ندارن و می خوان یه پروژه سریع و تقریبن حرفه ای خروجی بگیرن خیلی مناسبه .

در مورد اینکه چرا Corel Draw رو هم به Adobe Illustrator ترجیح می دم باز همون دلایل بین پینت شاپ و فتوشاپ رو باید بنویسم که دیگه نمی گم و خودتون می دونید .

در کل برای نتیجه گیری می خوام بگم که من از نرم افزارهای کورل استفاده می کنم چون :

  • رابط کاربریشون خیلی خوبه
  • خروجی ای که می دن ، خروجی خوب و حرفه ای ایه
  • سرعت بالایی توی پردازش دارن و حجمشون به نسبت برنامه های مشابه کمتره
  • سال ها کار کردن با این برنامه ها اعتمادمو نسبت به کورل بالا برده و می دونم هر برنامه ای که می سازن از دید همه نوع کاربر طراحیش می کنن و از این دید بهش نگاه نمی کنن که قراره یه آدم حرفه ای باهاشون کار کنه !

پ.ن : البته نمی خوام ۱۰۰% بگم فلان برنامه کورل از فلان برنامه ادوبی یا هر کمپانی دیگه ای بهتره و قطعن هر برنامه ای مشکلات خودشو داره . مثلن اینکه هنوز همه ی نرم افزارهای کورل برای هر نوع سیستم عاملی طراحی نشدن و نرم افزارهای مک و لینوکسشون نسبت به ویندوز خیلی کمتره خودش یه ایراده . ولی از اون طرف هم نباید سرمایه ای که ادوبی داره رو با کمپانی کوچیکتری مثل کورل برابر دونست و توقع بی جا داشت . ولی همونجور که گفتم به کورل اعتماد کنید مطمئن باشید پشیمون نمی شید .

به اشتراک بگذارید
عذاب قاشقی !

بعضی وقتا ایده هایی تبدیل به فیلم یا انیمیشن می شن که اولش آدم فکر می کنه ایده ی جالبی نیستن و خروجی خوبی ندارن ، ولی وقتی ساخته می شن ، خروجی کار خیلی خوب و عالی می شه و بیننده هم وقتی ایده ی نویی می بینه جذبش می شه . چند رو پیش خیلی اتفاقی با کانالی توی یوتیوب روبرو شدم که واقعن ایده و اجرای ویدیوهاش عالیه . داستان ویدیوهاش درباره ی یه روح قاشق به دست و یه آدم معمولیه که با قاشق اون روح عذاب می بینه و حتا توی ویدیوی اصلی با همون قاشق کشته می شه !

اولین بار سال ۲۰۰۸ ویدیویی با عنوان The Horribly Slow Murderer with the Extremely Inefficient Weapon یا “قتل وحشیانه با سلاحی نا کارآمد” ( + ) توسط ریچارد گاله ساخته می شه که با استقبال زیادی روبرو می شه و باعث شده فیلم های دیگه ای هم از این دو شخصیت ساخته بشن .

The Horribly Slow Murderer with the Extremely Inefficient Weapon

وقتی فیلم رو برای بار اول می بینید حس این بهتون دست می ده که یه آنونس از فیلم اصلی هست و سبکش کاملن شبیه تیزره ! ولی در اصل کل فیلم همینه و همین سبک جالبی که داره کلی فیلم رو جذاب کرده . راوی فیلم مثل تیزرهای فیلم های سینمایی داستان رو نقل می کنه و اتفاقات فیلم هم شبیه تیکه هایی از یه فیلم کامل نمایش داده می شه !

توی ویکیپدیا هم درباره ی این فیلم که می خوندم نوشته بود : ضبط این ویدیو با بودجه ۶۰۰ دلار ۲۲ روز طول کشیده و با دوربین Panasonic HVX200 فیلمبرداری شده و با نرم افزار فاینال کات هم تدوین شده . توی خیلی از فستیوال ها هم حضور داشته و افتخاراتی هم داره .

The Horribly Slow Murderer with the Extremely Inefficient Weapon

اینایی که گفتم درباره ی ویدیوی اولیه هست که توی لینک اول می تونید ببینیدش ولی همونجور هم که گفتم بعد این ویدیو، فیلم های دیگه ای هم با این دو تا شخصیت و همین روند داستانی ساخته شده که اون ها رو هم توی کانال یوتیوبش می تونید ببینید و اگرم حوصله نداشتید همشو ببینید، ۲-۳ تا از ویدیوهای جالبشو پیشنهاد کردم که ببینید :

پ.ن : می دونم خیلی هاتون الان مشکل تماشای ویدیو از یوتیوب رو دارید و من هم تمام مشکلات اینترنت کشور رو می دونم، توی ویمیو خیلی دوس داشتم این ویدیو و یا کانالی ازش پیدا کنم که گویا وجود نداره ، اما می تونید از طریق سایت هایی مثل خورجین و یا مول هم اقدام کنید و لینک ویدیوها رو مستقیم کنید و دانلود کنید و به صورت آفلاین ببینید . من اونقدر فضا ندارم که بخوام فیلم ها رو توی وبلاگم بزارم دانلود کنید ولی از طریق همین روش و مستقیم کردن لینک ها قطعن به نتیجه می رسید.

به اشتراک بگذارید
Botanicula یه بازی معمایی جالب

اگه پستای منو دنبال کرده باشید می دونید که من عاشق بازی های معمایی کلیکی هستم و هر بازی ای تو این سبک ببینم تقریبن خوشم اومده ازش . الان هم می خوام یه بازی خیلی باحال تو همین سبک معرفی کنم ، ولی قبلش یه خبر خیلی هیجان انگیز هم بدم که چند وقت قبل مطلع شدم و اونم اینه که کمپانی microids داره قسمت سوم بازی سایبریا رو می سازه و اگه سایبریا نمی دونید چیه و به نظرتون این خبر هیجان انگیزی نیست پیشنهاد می کنم حتمن دو قسمت قبلی سایبریا ( مخصوصن قسمت اولش که من خیلی دوسش دارم ) رو بازی کنید . اما بریم سراغ بازی ای که می خوام معرفی کنم.

چند وقت قبل توی وبلاگم بازی Machinarium رو معرفی کردم . بازی ای که به نظرم یکی از بهترین بازی های توی سبک معمایی-کلیکی بود و گرافیک و همه چیش عالی و جذاب بود . کمپانی amanita design سازنده ی همون بازی ، سال ۲۰۱۱  از بازی جدیدش به اسم Botanicula رونمایی کرده که من مدتی قبل متوجه شدم و اونو بازی کردم . سبک بازی مثل همون Machinarium کلیکی هست ولی از نظر و گرافیک و داستان خیلی تفاوت داره .

به نظرم amanita design قصد داره توی هر محصولش گرافیک خاصی رو به کار ببره و توی بازی های مختلف این شرکت می شه اینو دید. بر خلاف Machinarium ، گرافیک و طراحی های Botanicula کلن متفاوته و توی خیلی از قسمتاش از عکس های واقعی استفاده شده .

البته معماهایی که توی بازی وجود داره هم نسبت به Machinarium خیلی ساده ترن و می شه گفت معماهای متوسطی داره و راحت می شه حلشون کرد .

نکته ی خیلی مهمی که توی بازی های amanita design وجود داره ، عدم دیالوگ هست و این نبود دیالوگ باعث می شه بازی جهانی تر بشه و هر کسی بتونه اونو بازی کنه . معمولن بازی های این سبکی مثل همون سایبریا پر از دیالوگه و اگه زبان خوبی نداشته باشید یا باید از نسخه ی فارسی این جور بازی ها استفاده کنید یا تو حل خیلی از معماها گیر می کنید ! چون جواب بیشتر معماها رو باید از دیالوگ هایی که صورت می گیره بفهمید .

Botanicula داستان یه پشه و یه قارچ و یه شاخه و دو تا دونست که یکی از اون دونه ها ، توی خودش بذر کاشت یه درخت رو داره که آفت ها دارن نسل اون درخت رو از بین می برن . شما باید به این ۵ شخصیت کمک کنید که بذر رو به پایین درخت برسونن و اونو بکارن .

کلن چون توی این بازی ها شخصیت ها نمی میرن و رفتن به مرحله های بعدی لازمش اینه که معماهایی حل بشه ، هم به آرامشتون کمک می کنه و هم حافظتون درگیر می شه . توی این سبک بازی ها هم به نظرم هنوز کمپانی microids حرف اول رو می زنه و پیشنهاد می کنم بعد از سایبریا بازی های دیگه ی این کمپانی مثل Thorgal: Curse of Atlantis ، Still Life و… رو هم بازی کنید .

دوتا خبر مرتبط هم اینکه :

  • بازی Machinarium برای آیپد و اندروید و پلی استیشن ۳ هم عرضه شده ( + )
  • پارت اول ( والیدیلن ) سایبریا ۱ هم برای گوشی های آیفون عرضه شده ( + )
به اشتراک بگذارید
جنتلمن با قالب جدید

خیلی وقت بود می خواستم قالب وبلاگم رو عوض کنم ولی هر بار به دلایلی نمی رسیدم و نمی شد. قالب قبلی وبلاگم رو خیلی دوس داشتم ولی چند تا مشکل داشت، اول اینکه به خاطر وجود عکسای زیاد دیر باز می شد، دوم اینکه اشتراک فیسبوک و پلاس توی همه ی صفحه هاش بود و باعث شده بود وبلاگ خیلی کند باز بشه و یا اصلن باز نشه ! و سوم هم کدهای قالب بود که خیلی قدیمی بود و از css3  و html5 اصلن توش استفاده نشده بود و قالب بروزی نبود .

می خواستم برای ۴ سالگی شدن وبلاگم که اول تیر بود این قالب رو آماده کنم ولی به خاطر کارای دیگه نرسیدم و تا امروز طول کشید ولی بلاخره از الان جنتلمن رو توی قالب جدید می تونید بخونید . البته هنوز ۱۰۰% قالب کامل نشده و اشکالای جزیی احتمالن توش به وجود بیاد که دارم از همه نظر تستش می کنم و تا دو سه روز آینده همه ی مشکلاتش رو رفع می کنم .

قالب جدید از همه نظر بهینه شده و احتمالن متوجه هم شده باشید که خیلی سریع تر نسبت به قالب قبلی لود می شه و بالا میاد . توی این قالب فقط هدر و بکگراند وبلاگ عکس هست و توی بقیه ی قسمت ها از عکس استفاده نشده تا سریعتر لود بشه .

توی قالب جدید برای آیکون ها به جای تصویر از فونت استفاده کردم ، همه ی آیکون هایی که می بینید توسط ۲ فونت Modern Pictograms و Font Awesome ایجاد شده . طبق قالب قبل متن های اصلی وبلاگم با فونت Tahoma و هدرها و قسمتای دیگه  فونت B Yekan هست .

تو این قالب خیلی از منوهای اضافی رو حذف کردم و فقط چند تا از مهمترین منوها رو گذاشتم باشه و نکته دیگشم اینه که برعکس قالب قبلی ابزارکها رو روش فعال نکردم ، چون اصلن نیاز نبود و منوها همین خواهد ماند و فعلن قصد ندارم منوی جدیدی اضافه بشه .

هدر وبلاگ رو هم عوض کردم و هدر رسمی وبلاگ از این به بعد اینی هست که دارید می بینید. البته این شخصیت پسربچه و گربش رو حذف نکردم و اینا به نوعی دارن شخصیت های وبلاگم می شن و هویت بهش می دن و طبق روال قدیم هم توی مناسبت های مختلف حتمن هدر رو با همین شخصیت ها عوض می کنم .

برای این قالب مجبور شدم ۲-۳ تا از پلاگین ها رو شخصی سازی کنم و توی کداشون دست ببرم تا با قالب سازگار بشن و یه سری از پلاگین ها هم حذف کردم که به سبکتر شدن قالب کمک شده .

یه بخش جدید هم به وبلاگ اضافه کردم به اسم آزمایشگاه که قراره توش پروژه های انیمیشن و برنامه نویسیمو بزارم و تا حد امکان دوست دارم این قسمت اوپن سورس باشه . فعلن خالیه ولی به زودی پروژه هامو توش می زارم . این قالب رو هم هنوز تصمیم نگرفتم کدهاشو منتشر کنم یا نه ولی فعلن تو فکرش هستم و وقتی تکمیل شد و اشکالاتش برطرف شد تصمیم می گیرم که منتشر کنم یا نه !

این قالب با نسخه های اینترنت اکسپلورر ۸ به پایین اصلن سازگار نیست ، اگر چه سعی کردم با این مرورگرها بشه به مطالب دسترسی پیدا کرد ولی اصلن با این مرورگرها سمت وبلاگم نیاید و اگه از طریق فید ، وبلاگ رو بخونید بهتر از اینه که با اینترنت اکسپلورر بیاید اینجا !

امیدوارم از قالب جدید خوشتون بیاد و اگرم مشکلی توش دیدید حتمن بهم بگید. اگرم نظری دارید در موردش و یا پیشنهاد و انتقاد حتمن بگید. فعلن در حال آزمایششم و ممکنه تغییرات کوچولو توش زیاد اتفاق بیفته .

به اشتراک بگذارید
مراحل ساخت انیمیشن گودنیوز

چند روز قبل انیمیشن معرفی سایت گودنیوز منتشر شد. این انیمیشن رو من با همکاری مدیران این سایت ساختم که می تونید اینجا ببینیدش و یا اگه مشکلی برای تماشا دارید از اینجا دانلودش کنید . مطلبی که در ادامه می خونید مراحل ساخت این انیمیشنه که برای وبلاگ گودنیوز نوشتم و اونجا منتشر شده و این رونوشتی از همون مطلبه . اگر هم نظری درباره ویدیو دارید و یا سوالی از مراحل ساختش دارید حتمن بهم بگید.

این تیزر طی مدت ۲ هفته با روزی متوسط ۱۲ ساعت صرف زمان ساخته شده و مدت زمان کلش ۱ دقیقه و ۲۰ ثانیه است.

برای ساختش قبل از هر چیز باید می دیدیم این سایت چیه و چه امکاناتی داره. بعد از بررسی و خوندن امکاناتش روی ایده ی انیمیشن فکر کردیم و براش دیالوگ نوشتیم. بعد از تایید دیالوگ ها اونها رو به استودیو بردیم و ضبط کردیم. باید با افتخار بگیم که گوینده ی تیزر آقای اشکان صادقی از گویندگان خوب ایران است.

بعد از ضبط دیالوگ٬ شروع به طراحی کارکترها و فضای انیمیشن کردیم. کل طرح هایی که برای این انیمیشن طراحی شده رو توی تصویر زیر می بینید:

طرح های انیمیشن

بعد از طراحی چیزهایی که لازم بود، کار انیمیت کردن رو شروع کردیم . طبق دیالوگ ها، انیمیشن رو به چهار سکانس تقسیم کردیم :

  • سکانس اول مربوط به کره ی زمین و مقدمه انیمیشن
  • سکانس دوم مربوط به رباتی که نماد سایت هست
  • سکانس سوم مربوط به فعالیت هایی که روی سایت فرضی صورت می گرفت
  • سکانس چهارم هم معرفی خدمات آینده سایت

به جز این ها یه سکانس هم برای اول و آخر انیمیشن نیاز بود که نمایش لوگوی سایت بود.

انیمیت کردن رو روی این سکانس‌ها شروع کردیم و چیزی حدود یک هفته زمان صرف شد. بیشترین زمان برای انیمیت کردن ربات بود و توی این سکانس علاوه بر جزییات، حرکت های سریع و زیادی هم وجود داشت که کار انیمیت کردن رو سخت میکرد.

انیمیت کردن ربات

بعد از انیمیت کردن این چهار سکانس ، پروژه رو رندر کردیم و چون هم حرکات بلور شده بود و هم انیمیشن رو در رزولوشن فول اچ‌دی یعنی ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ خروجی گرفتم زمان زیادی برای رندر صرف شد.

پروژه در حال رندر شدن

بعد از رندر کردن سکانس ها ، نوبت به تدوین و باندسازیش رسید و این پروسه هم یک روز کامل طول کشید. موزیک روی انیمیشن هم آهنگ Indie Dance از Tallboy 7 هست.

بعد از باندسازی و گذاشتن موزیک روی انیمیشن دیالوگ‌ها هم که قبلن ضبط شده بود و انیمیشن طبق اون انیمیت شد هم به کل کار اضافه شد و خروجی نهایی رو گرفتیم.

تدوین و باندسازی و افکت گذاری

این انیمیشن ، انیمیشن باز (Open Movie) محسوب می شه و با بهترین کیفیت روی اینترنت منتشر شده و کپی رایت حق انتشار ندارد و امکان پخش و انتشارش وجود دارد .

برای علاقه مندان ، نرم افزارهایی که برای ساخت انیمیشن مورد استفاده قرار گرفته به صورت زیر میباشد:

  • Corel PaintShop Pro
  • Motion Studio 3D
  • Anime Studio Pro
  • VideoStudio
به اشتراک بگذارید
کوچکترین انیمیشن دنیا

من معمولن وقتی بیکارم می رم توی ویمیو و انیمیشن و فیلم کوتاه می بینم. البته فقط دیدن تنها نیست و ازشون تکنیک های جدید و خیلی چیزای دیگه هم یاد می گیرم . توی این مدت هم ویدیو زیاد دیدم و الان کلی انیمیشن و فیلم کوتاه دارم که دوست دارم معرفی کنم و اگه دوست داشتید برید شما هم ببینید. ولی چون زیاد می شه و نمی خوام یه پست پر از انیمیشنای رنگارنگ بنویسم فقط می خوام یکیشو که خیلی برام جالب و عجیب بود معرفی کنم و اگرم بقیشو می خواید ببینید برید و چیزایی که لایک کردم رو ببینید.

اسم این انیمیشن A Boy And His Atom ( پسرک و اتمش ) هست و کوچیک ترین انیمیشنیه که تا به حال ساخته شده ! این انیمیشن محصول شرکت IBM هست و با به هم وصل کردن تک اتم ها ساخته شده و ۱۰۰ میلیون بار بزرگنمایی کردن تا ما بتونیم اونو ببینیم !

پسرک و اتمش

تو نگاه اول انیمیشن خیلی ساده ای به نظر میاد ولی وقتی توضیحاتش رو بخونید می بینید ساختش خیلی هم ساده نبوده و واقعن اثر خیلی بزرگ و ماندگاریه . بخشی از توضیحاتی که زیر انیمیشن اومده می گه :

توی نوامبر ۲۰۱۲ این ایده به کارگردان اثر یعنی Nico Casavecchia پیشنهاد شده و قرار شد با استفاده از اسکن میکروسکوپ تونلی روبشی که وسیله ایه برای ایجاد آرایش اتم ها یک انیمیشن کوتاه با تکنیک استاپ موشن یا عکس گرفتن فریم به فریم ساخته بشه .

بعد از کلی جلسه بین هنرمندا و دانشمندا بلاخره هنرمندا محدودیت های کار با این دستگاه رو متوجه شدند و باید با استفاده از بیشتر از ۵۰۰۰ اتم این انیمیشن ساخته می شد و چون حرکت هر اتم از لحاظ اقتصادی هزینه بره باید روی تمام حرکات دقت می کردن و مشکل دیگه ای که داشتن این بود که اتم ها رو نمی شه پیکسل پیکسل مثه چیزی که توی صفحه نمایش داریم چید و باید مثه آجر روی هم چیدشون و همین مشکلات کار رو برای طراحی و داستان پردازی سخت کرده بود.

خلاصه تصمیم به این گرفتن که داستان انیمیشن طوری باشه که برای هر ملیتی قابل فهم باشه و هیچ دیالوگی نداشته باشه و این داستان رو انتخاب کردن و چون محدودیت هایی برای طراحی داشتن و از رنگ بندی هم نمی تونستن استفاده کنن تصمیم گرفتن از طراحی ۸بیتی شبیه به بازی های کنسول های قدیمی مثل آتاری استفاده کنن .

خلاصه ساخت این انیمیشن ۱ ماه طول کشید و تک تک فریم ها توسط اتم ها ساخته و ازشون عکس گرفته شد. خروجی کار هم بدون هیچ تغییری و تنها با استفاده از همان تصاویر به دست اومده .

همین الان برید و کوچکترین انیمیشن عمرتون رو از اینجا ببینید .

به اشتراک بگذارید
موزیک ویدیویی بهتر بسازیم

این روزا هر کی یه آهنگ خونده ، دوست داره اونو موزیک ویدیو کنه و از هزار طریق پخشش کنه. بازار موزیک ویدیو هم که داغ بشه هر کسی که دوربین داشته باشه و یه خورده از تدوین سرش بشه دلش می خواد یه درآمدی هم از این طریق داشته باشه. توی سال های اخیر و همین بازار داغ موزیک ویدیوها، استعدادهای خوبی هم پیدا شدن و موزیک ویدیوهای خوب زیاد بودن ولی حرفه ای ها هم ممکنه یه سری نکات رو نادیده بگیرن و سوتی هایی تو موزیک ویدیوهاشون بدن ! من به خاطر علاقم به تکنیک های تدوین، موزیک ویدیوها رو بیشتر از دید تکنیکی نگاه می کنم تا آهنگ و داستان و چیزای دیگش . برای همین طی این مدت چیزهایی متوجه شدم که حتا کارگردانای حرفه ای هم توی موزیک ویدیوشون رعایت نمی کنن . می خوام یه سریشونو بنویسم تا خواننده ها و کارگردانا بیشتر دقت کنن.

البته می دونم ساخت موزیک ویدیو توی ایران گرفتاری های خاص خودشو داره، ولی این نکاتی هم که می گم نکات خیلی ریز هست که اگه رعایت بشه به کیفیت موزیک ویدیو کمک می کنه و به محدودیت های کارگردان ها خیلی ربط نداره .

به هیچ وجه از عینک آفتابی یا لباس های شفاف توی محیط بسته و یا روشن استفاده نکنید.

عینک آفتابی این روزا یه جور کلاس برای خواننده ها شده و بیشتر خواننده ها دوس دارن توی موزیک ویدیوشون عینک آفتابی بزنن ! اگه شیشه ی عینک خیلی تیره باشه و توی محیط روشن دارید موزیک ویدیو رو ضبط می کنید معمولن تصویر پشت صحنه توی شیشه عینک می افته و اگه بیننده خیلی ریزبین باشه می تونه پشت صحنه رو ببینه .

اگه خواستید از عینک آفتابی استفاده کنید از شیشه های روشنتر و توی محیط های کم نورتر استفاده کنید . البته الان با نرم افزارهایی مثل افترافکت می شه نور شیشه رو کم کرد و چیزی که توش افتاده رو محو کرد ولی معمولن وقتی از این تکنیک ها استفاده می شه شیشه عینک خیلی تیره و غیر واقعی می شه و کارگردان ویدیوتون هم باید خیلی ازتون پول بگیره تا از این کارا کنه ! یه کار دیگه ای هم که شنیدم بعضی کارگردانا می کنن اینه که پشت شیشه عینک یه کاغذ سیاه می چسبونن تا تصویر رو انعکاس نده ( البته به قیمت اینکه خواننده موقع اجرا جایی رو نمی بینه ! ) . یه نمونه از این اشتباه معمول رو توی موزیک ویدیو شیطون لجباز از ۲friend می شه دید :

2friend - شیطون لجباز

جدا از عینک از لباسها و دکورهایی که مثل آینه تا حدودی تصاویر رو انعکاس می دن هم استفاده نکنید . اشتباهی که بروبکس توی آخرین موزیک ویدیوشون ( قدرت دست خانوماست ) انجام دادن و از یه سرباز با لباس های مثلن فلزی استفاده کردن و تا حدودی می شه پشت صحنه رو توی لباسش دید !

بروبکس - قدرت دست خانوماست

از افکت ها و فیلترهای تصویری تو جای درستش استفاده کنید.

یکی از فیلترهایی که روی موزیک ویدیوها زیاد گذاشته می شه ، خطوط نور و نورپردازی های رنگی ( مخصوصن تو مایه های نارنجی یا آبی ) هست . از این نوع نورها اگه توی جای درستش استفاده بشه خیلی کار رو زیبا و دلنشین می کنه، ولی اگه جای غیر ضروری استفاده بشه زیاد جالب نیست و حس خوبی نداره ، مثلن یک نمونه از استفاده غیر ضروری این نوع فیلترهارو می شه توی موزیک ویدیو فردا تو راهه از بتی دید: 

بتی - فردا تو راهه

درست هر قسمتی رو ماسک کنید و در حین ماسک کردن پیشفرض ذهنی داشته باشید.

ماسک کردن یه اصطلاحه که توی نرم افزارایی مثل افترافکت کاربرد داره . با ماسک کردن می شه یه قسمت از فیلم رو برید و چیز دیگه ای جاش گذاشت . اگر خواستید جایی از این تکنیک استفاده کنید پیشفرض ذهنی برای خودتون داشته باشید و بدونید توی کدوم سکانس ها ماسک کردید و کجاها نکردید. مثلن اگه سکانسی رو ماسک کردید و بعد از چند سکانس دوباره به اون سکانس بر می گردید یادتون باشه دوباره ماسک کنید و ماسک نکرده اونجارو رها نکنید. مثلن توی موزیک ویدیو Hands Up از ماهان زد توی سکانسهایی آسمون رو ماسک کردن ولی توی سکانس های بعدیش از همون صحنه  رنگ آسمون حالت طبیعی داره و ماسک نشدست :

mahan z - Hands Up

البته من قصد تخریب این خواننده ها و یا موزیک ویدیوهاشونو نداشتم و این مثال هایی که زدم فقط جهت کمک به تمام خواننده ها و کارگردانای موزیک ویدیو بود . قطعن اگه خواننده و یا کارگردانی متوجه ایرادهاش بشه سعی می کنه توی کار بعدیش ایرادهارو رفع کنه .

توی این مدل کارها هم فقط تجربه باعث می شه کارگردانی موفق بشه و هر چقدر تجربش بیشتر باشه کارهای با کیفیت تری ارائه می کنه . امیدوارم این نکات کوچولو که گفتم به صنعت موزیک ویدیو کمک کنه . شما هم اگه نکته خاصی به ذهنتون می رسه حتمن بگید تا راهنمایی بشه برای موزیک ویدیوسازها و خواننده ها .

به اشتراک بگذارید
مواظب ایمیل های این مدلی باشید !

امشب یه ایمیلی اومد که خیلی برام عجیب بود هنوز از این نوع شگردها استفاده می شه و احتمالن هنوز هستن کسایی که با این روش ها گول هکرها و سودجویان رو می خورن ! نکته ی جالبش اینه که این ایمیل برا حدود ۱۰۰۰ نفر دیگه هم ارسال شده و احتمالن از این ۱۰۰۰ نفر هستن کسایی که گول این ایمیل رو می خورن و لینکشو دانلود می کنن ! قبل از هر چیز ببینید ایمیل چی بوده :

ایمیل !

چند تا نکنه درباره ی این ایمیل باید بگم :

  • اول اینکه متاسفانه نتایج گوگل نشون داده ما ایرانی ها توی اینترنت بیشتر از همه دنبال چه واژه هایی هستیم و فرستنده ی ایمیل هم از همین نتایج استفاده کرده و توی ایمیلش مطالبی رو نوشته که حس کرده مخاطب ایرانی بیشتر کنجکاو می شه و ایمیل رو باز می کنه ! اگه فردی این ایمیل رو دریافت کنه که خیلی از کامپیوتر اطلاعات نداره و متن ایمیل هم توجهشو جلب کنه به احتمال زیاد سراغ لینکش هم می ره .
  • دوم اینکه کتابی که بهش اشاره کرده به ایمیل پیوست نشده ! همین باید یه مخاطب معمولی به بالا رو توی شک بندازه که چرا این کتابی که مد نظرش هست رو اتچ نکرده و لینکش رو فرستاده ! معمولن سیستم های ایمیل مثل جیمیل یه آنتی ویروس هم روی خودشون دارن و اجازه ی پیوست شدن هر فایلی رو به فرستنده نمی دن و اگر ایمیل ویروسی ای هم ارسال بشه این سرویس ها جلوش رو می گیرن و یه پیغام امنیتی نسبت به اون ایمیل به کاربر نشون می دن .
  • نکته ی بعدی اینکه فرستنده حتا می دونسته لینکش ممکنه توسط آنتی ویروس شناسایی بشه و برای همین توی ایمیلش گفته : در صورت عدم مشاهده لینک لطفا nospam را بزنید !

اما حالا این همه گفتم که این نتیجه هارو بگیریم :

  1. همیشه وقتی ایمیلی دریافت می کنید که فایلی توش پیوست نشده و فقط یه لینک برای دانلود گذاشتن به اون ایمیل مشکوک بشید ! البته نمی شه گفت همه ی فایل های اتچ شده هم سالمند ، پس تا زمانی که مطمئن نشدید دانلود نکنید .
  2. به فرمت فایل توجه کنید . کتاب های الکتریکی با فرمت PDF هستن و فرمت exe برای فایل های اجرایی ویندوز هست ! توی این ایمیل فرمت فایل مشخصه که exe هست و این قطعن یه فایل اجراییه و نه یه کتاب !
  3. معمولن توی این مدل ایمیلها مثل همین نمونه از کلمات و جملاتی استفاده می شه که مخاطب رو جذب کنه و تحریکش کنه که فایل رو دانلود کنه ، هیچ وقت گول این مدل عبارات رو نخورید و اطمینان نکنید .

امیدوارم که همیشه نکات امنیتی رو توی ایمیل ها رعایت کنید و گول ایمیل های این مدلی رو نخورید .

پ.ن : من این فایل رو دانلود نکردم ، چون خیلی تو زمینه ی امنیتی تخصص ندارم ! اگه کسی توی مسائل امنیت وب تخصص داره ، می تونه این فایل رو بگیره و بررسی کنه و اگه نتیجه ای گرفت اونو بگه ، خوشحال می شم بدونم این چه نوع فایلیه و اصلن چیزی که دربارش نوشتم درسته یا نه ! شاید اشتباه کردم ! البته به افرادی که تخصصی تو زمینه امنیت ندارن توصیه می کنم سمت این فاسل نرن و هر مشکلی که براشون پیش اومد مسئولیتش با خودشونه !

به اشتراک بگذارید
نگاهی به یک مستند به نظرم ماندگار

دیشب نشستم و مستند بچه ها ( babies ) رو دوباره دیدم . این مستند رو حدود ۱ سال قبل اگه اشتباه نکنم دیده بودم و دیشب اتفاقی توی کامپیوتر چشمم بهش خورد و نشستم و دوباره دیدم . یکی از بهترین مستندهاییه که تاحالا دیدم و موضوعش به نظرم خیلی عالیه . این مستند زندگی ۴ بچه ی مختلف از ۴ ملیت مختلف رو نشون می ده و مراحل بزرگ شدن و امکاناتی که هر کدوم دارن رو به تصویر کشیده .

مستند از اواخر دوران بارداری مادر بونیجاو ( Bonijao ) توی یه کشور افریقایی به نام نامیبیا شروع می شه و بعد به معرفی ۳ نوزاد دیگه با نام های بایار ( Bayar ) از مغولستان ، ماری ( Mari ) از ژاپن و هتی ( Hattie ) از امریکا می پردازه . تقریبن توی اکثر سکانس هاش فیلمبردار دوربین رو جایی گذاشته و از رفتار این بچه ها فیلم گرفته و خیلی خوب این فیلم ها از لحظه ی به دنیا اومدنشون تا بزرگ شدن و راه رفتنشون کنار هم تدوین شدن .

چیزی که این مستند رو جالب کرده سبک زندگی و بزرگ شدن بچه ها توی جاهای مختلف دنیاست ، اینکه مثلن یکی توی امریکا بچش رو زیر دوش می بره و می شوره و یکی هم توی مغولستان به خاطر نداشتن دوش ، آب رو توی دهنش می ریزه و روی بچش می پاشه تا تمیز شه یا اینکه توی ژاپن بچه ها با چه اسباب بازی هایی ، بازی می کنن و بزرگ می شن و توی نامیبیا بچه ها به خاطر نداشتن اسباب بازی های آنچنانی با سنگ و خاک بازی می کنن  .

وقتی توی این مستند می بینی که بچه ها توی هر شرایطی که هستند می خندن و خوشحالن و توی تخیلاتشون با هر چیزی بازی می کنن حس خیلی خوبی به آدم دست می ده . همین شادی های بچه گانست که هممون باهاش خاطره داریم و هیچ توجهی به محیط اطرافمون نداشتیم و فقط توی تخیلات خودمون بودیم .

مستند  babies

توی این مستند می شه حس مادرانه رو قشنگ دید و متوجه شد ، می شه دید حس مادرانه ی مادری که توی افریقا زندگی می کنه با مادری که توی امریکا یا ژاپن زندگی می کنه نسبت به بچش یکیه و با هر نوع امکاناتی که داره سعی می کنه بچش رو بزرگ کنه .

این مستند نشون می ده همه ی ما انسانیم و هر جای دنیا که باشیم و هر رنگی که باشیم و هر زبونی که داشته باشیم ، همه یه روند رشد رو طی می کنیم و این شرایط هست که روی استعداد هر کدوممون تاثیر می زاره .

ای کاش به جای اینکه بعضی هامون هی غُر بزنیم که توی بچگی ما رو با فلان شرایط بزرگ کردین و فلانی توی فلان شرایط بزرگ شده یه خورده به گذشته برگردیم و یاد شادی هایی بیفتیم که با همون شرایط داشتیم .

پ.ن : من به زوج های جوونی که قصد بچه دار شدن دارن پیشنهاد می کنم حتمن این مستند رو بارها ببینن ، کسایی که مثل من بچه ها رو خیلی دوست دارن هم حتمن این مستند رو ببینن و مطمئن باشن انرژی خیلی خوبی می گیرن و البته به افراد زیر ۱۵ سال دیدنش رو توصیه نمی کنم .

به اشتراک بگذارید
مطالب قدیمی تر
مطالب جدیدتر
ایمیلتون رو توی کادر زیر وارد کنید و عضو خبرنامه ی جنتلمن بشید تا همیشه آخرین مطالب رو توی ایمیلتون بخونید :
اگه نمی خواید از طریق ایمیل جنتلمن رو دنبال کنید راه های دیگه ای هم برای اشتراک هست !
آرشیو ماهانه
برچسب ها
لینک های خوشمزه
  • برو بچه ها بلاگر
  • دوستای مجازی
    تبلیغ
  • مطالبی که می نویسم آزاد هستند و انعکاس آن از هر طریقی مشکلی ندارد!
    Jentelman.com . Made With In IRAN . 2010- 2017